بیانیه نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران (خارج کشور)

چهار ماه از موج آزادیخواهانه «زن زندگی آزادی» بر علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران می گذرد.این خیزش، اگر چه با سرباز کردن یکی از مهمترین شکافهای اجتماعی، یعنی موقعیت اسارت بار زنان تحت حاکمیت جمهوری اسلامی      سرمایه داری شعله ور شد، ولی همچون خیزش های دی ماه 96 و آبان 98، خود بر بستر تشدید تضادهای طبقاتی در ایران رویداد. حرکت انقلابی جاری، گامها روند مبارزات اجتماعی را به جلو برد، شکاف عمیق توده های ستمدیده بویژه زنان را با رژیم جمهوری اسلامی در سطح جهان بطور بی سابقه ای رسانه ای کرد، همبستگی جهانی را بخود جلب کرد و  تغییر روش در دیپلماسی با رژیم اسلامی را به دولت های سرمایه داری تحمیل کرد.شعارهای عمومی این خیزش که خود را  با استقامت زنان و مردان جوان در برابر نیروهای سرکوبگر حکومتی در خیابان ها و دانشگاهها نشان  می دهد، حاکی از دریایی از تنفر عمومی جامعه از رژیم اسلامی وسرنگونی بلادرنگ آن است. زنان با برداشتن حجاب اجباری از سر، از قوانین تبعیض جنسیتی حاکم عبور کردند. شعارهای کاربردی ” نان کار آزادی “، “نه شاه  نه رهبر   مرگ بر ستمگر”، “زندانی سیاسی آزاد باید گردد” ،” قیام علیه اعدام”، ضرورت ایجاد کمیته های محلات و شهرها و تشکیل عملی آن در برخی از نقاط ایران، تاثیر اعتصابات کارگری بر مسیر حرکت جاری، درمجموع شرایط را برای پیشروی جنبش طبقاتی در ایران تسهیل کرده است. 

بحران سرمایه داری درایران بحرانی جهانی است و بحران سیاسی رژیم، که فقر و فلاکت را بر زندگی توده های ستمدیده تحمیل کرده است، در استراتژی جهانی و نیز منطقه ای سرمایه از سر عدم پاسخگویی به نیازهای عمومی بورژوازی است و استراتژی  مشخص این طبقه که درحال حاضردر تلاش گرایش های سیاسی بخش های مختلف آن در داخل و خارج از کشور از طریق اصلاح یا براندازی رژیم خود را نشان می دهد، ناگریز از تغییر در دولت سیاسی حاکم برای تسهیل در جهت برنامه نئولیبرالیستی در ایران است. استراتژی طبقه کارگر درایران نه درتغییر شکل دولت ها بلکه پایان دادن به روند اعمال انواع ستم واستثمار، از طریق مبارزه طبقاتی علیه سیاست ها و انواع اشکال دولت سیاسی طبقه بورژوازی می باشد. 

بحران سرمایه داری جهانی دهه هفتاد میلادی درایران شرایطی را فراهم کرد که کارگران و توده ستمدیده توانستند رژیم شاه را سرنگون کنند. دلیل پایه ای آن ناتوانی سیاسی رژیم شاه درپاسخ به کل طبقه بورژوازی ایران در انطباق با استراتژی جهانی سرمایه بود.عروج خمینی و رژیم اسلامی انتخاب ناگزیر سرمایه برای از بین بردن پس لرزه های شرایط انقلابی سرنگونی رژیم سلطنتی در ایران بود. تهاجم به موقعیت اجتماعی زنان،سرکوب شوراها و نهادهای کارگری،بستن دانشگاهها وسرکوب آزادی ها، حمله به کردستان و اقلیت های ملی و مذهبی، کشتار دهه شصت، قتل عام جمعی زندانیان سیاسی وجنگ با عراق، ابزار رژیم جمهوری اسلامی برای ایجاد شرایطی شد تا طرح سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی را که رژیم شاه ناتوان از اجرای آن شد در ایران عملی سازد.ایجاد چنین شرایط فاجعه باری توسط رژیم سرمایه داری اسلامی با خود زخم های عمیقی را در جامعه ایجاد کرد، که هر بار سرباز کرده و انواع خیزش ها را بدنبال داشته است.

تعدیل نیروی کار و خصوصی سازی، بیکارسازی و قراردادهای موقت، عدم امنیت شغلی و دستمزدهای معوقه به اجرا در آمد و کارگاههای زیر ده نفر از مشمولیت قانون کار خارج شدند. هئیت حاکمه سرمایه توانست نیروی کار را ارزان کند ولی، با وجود این که حق اعتراض و تشکل و اعتصاب و برگزاری روز کارگر مستقل در ایران ممنوع و جرم محسوب   می شود، حتی با استفاده از سر نیزه هم قادر به خاموش کردن صدای کارگران نشد. با وجود سرکوب اعتراضات کارگری در دهه شصت و شناسایی و دستگیری کارگران معترض توسط خانه کارگر و انجمن های اسلامی در محل کار، طبقه کارگر درمبارزه بر سر قانون کار و اضافه کاری اجباری در خدمت جنگ کوتاه نیامد.از دهه هشتاد اعتراضات کارگری به صورت تجمع و راهپیمایی برگزار شد. کارگران نساجی ها با تعطیلی کارخانه ها و بیکار شدن مواجه شدند و موجی از راهپیمایی برگزار شد. کارگران معدن خاتون آباد در اعتراض به بیکار سازی و قرارداد موقت و خواست حفظ امنیت شغلی به راهپیمایی دست زدند که در شهر بابک استان کرمان در مسیر فرمانداری از زمین و هوا توسط نیروی نظامی رژیم به گلوله بسته شدند و تعدادی از آنان جان باختند. کارگران اتوبوس رانی تهران و حومه و کارگران نیشکر هفت تپه تشکل های مبارزاتی  خود را ایجاد کردند.چنین فضایی راه گفتمان اصلاح در رژیم برای اجرای قوانین سرمایه داری را  بست و کارگران با وجود دستگیری، شکنجه، شلاق، زندان و اخراج و انواع فشار، با اعتراض و اعتصاب، تشکل یابی و تجمع و راهپیمایی روز کارگر را عملی کردند و با مبارزه خود از استبداد رژیم عبور کردند و شرایط را برای اعتراضات اجتماعی فراهم کردند. معلمان متشکل شدند و خیزش های اجتماعی در کنار اعتصابات بیشمار کارگری بحران سیاسی رژیم را تشدید کرد. تنها ابزار رژیم یعنی نیروی نظامی و سرکوب نیز کارایی اش را از دست داد. جامعه از انواع ترفندهای رژیم عبور کرد و به گروگان گرفتن فعالین اجتماعی در میان زنان، کارگران، معلمان، دانشجویان و اعترافات اجباری رژیم از آنها رنگ باخت. درواقع یکی از مهمترین علل ناتوانی رژیم اسلامی در کاهش و رفع بحران دولت سیاسی سرمایه، با وجود این که از حمایت جهانی .سرمایه برخوردار است، وجود اعتراضات اجتماعی بویژه اعتراضات و اعتصابات بیشمار کارگری در مقابل سیاست های اقتصادی درایران رویداده که آمار آن در هر سال به هزار ها مورد رسیده است. 

در برابر بحران اقتصادی سرمایه داری و ناتوانی سیاسی رژیم، منافع کل جامعه تنها با اداره آن توسط آلترناتیو کارگری تامین می شود. این آلترناتیو تنها شکلی از اداره جامعه است که با انواع ستم و استثمار در تضاد است. پایه این آلترناتیو تشکل های مبارزاتی توده ای و سازماندهی طبقاتی برای تامین منافع اجتماعی کل جامعه درمبارزه علیه نظام اقتصادی حاکم سرمایه داری است. درمقابل منافع بورژوازی در جهت رفع بحران در تغییر آرایش و شکل دولت سیاسی است. قطعن در بستر مبارزه طبقاتی و به تبع آن مبارزه سیاسی، توازن قوا به نفع یکی از دو طبقه اصلی یعنی طبقه کارگر و بورژوازی رقم خواهد خورد. به هر درجه که طبقه کارگر متشکل شود و تشکل های اجتماعی و سیاسی خود را بوجود بیاورد می تواند اعتراضات اجتماعی را درجهت انقلاب سازمان دهد. اگر چه در خیزش های اجتماعی برای سرنگونی رژیم اسلامی، اعتصابات کارگری قطعن نقش تعیین کننده ای دارند و تجربه پنجاه و هفت درسرنگونی رژیم شاه آن را نشان داد، ولی اعتصابات کارگری باید فراتر از آن به ابزار سازماندهی و  ایجاد تشکل های توده ای تبدیل شود تا بتواند پایه های اداره جامعه توسط آلترناتیو کارگری را پی ریزی کند.

  در عین حال روند عینی مبارزات سیاسی بر علیه سیاست های بورژوازی طی سالهای گذشته در ایران، که حاصل. مبارزه کارگران و تلاش کارگران سوسیالیست که خود را درشعارها و سازماندهی و تشکل یابی نشان داده است، حاکی از  شکل گیری گرایشی از چپ بوده است که خود را با مبارزه طبقاتی و قدرت گیری طبقه کارگر تعریف کرده است. این چپ در عرصه مبارزه سیاسی و طبقاتی ایران و استراتژی طبقه کارگر نیرویی اجتماعی است و می تواند نقش موثری در تشکل یابی و سازماندهی طبقاتی داشته باشد. بخشی از آن که در داخل ایران است با مبارزه طبقه کارگر برعلیه سیاست های بورژوازی عجین شده است و خود را در تشکل یابی و تعیین شعارها شریک می داند. بخشی از این چپ بدلایل مختلف درخارج از ایران قرار گرفته است و در صورت متشکل شدن حول استراتژی طبقه کارگر و تقویت آلترناتیو کارگری نیز می تواند پتاسیل خود در مبارزه طبقاتی رابکار گیرد. این چپ می تواند همگام با چپ در داخل ایران ملزومات تشکل یابی و سازماندهی طبقاتی بر علیه سرمایه داری را تقویت کند و امکانات خود را در این جهت بکار گیرد. این آن مسیری است که می تواند مبارزه طبقه کارگر بر علیه سرمایه داری در ایران را تقویت کند. 

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران ــ خارج کشور  

pastedGraphic.png

ژانویه 2023 ـــ دی ماه 1401

https://t.me/nahadhayehambastegi

http://nahadha.blogspot.com/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *