در حالی که هم مقامات روسیه و هم مقامات اوکراین تاکید دارند که هیچ مساله ای که موجبات راه افتادن جنگ در اوکراین وجود ندارد اما آمریکایی ها به هر وسیله ای شده در صدد راه اندازی یک جنگ در شرق اروپا می باشند.

مدتی است آمریکایی ها و ناتو روزانه هزاران نیرو به اوکراین و دیگر کشورهای اروپای شرقی اعزام می کنند و اعضای ناتو انواع واقسام تسلیحات را در اختیار اوکراین قرار می دهند و توقع دارند که روسیه هیچ واکنشی نشان ندهد و فقط تماشاچی باشد.

طبیعی است که وقتی ناتو هزاران سرباز و تسلیحات غیر متعارف در اوکراین مستقر کند از آن طرف روسیه مجبور باشد برای تامین امنیت خود به سمت مرزهای خود با اروپای شرقی نیرو اعزام کند.

نیروهای روسیه درون مرزهای خود مستقر هستند و کسی حق ندارد از روسیه سوال کند که چرا نیروهای خود را از جایی به جای دیگر درون مرزهای خود منتقل کرده.

در واقع این ایالات متحده و دیگر کشورهای ناتو هستند که باید پاسخگو باشند در اوکراین و دیگر کشورهای اروپای شرقی چه کار می کنند و چرا نیرو و تسلیحات غیر متعارف به این مناطق ارسال کرده اند؟

در صورتی که ناتو قصد و غرضی ندارد چه نیاز است که هزاران نیروی آمریکایی هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود در اروپای شرقی مستقر شوند؟

امروزه حتی خود آمریکایی ها اذعان دارند که زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی رئیس جمهوری اسبق آمریکا رونالد ریگان به میخاییل گورباچوف قول داده بود که ناتو به خطوط قرمز روسیه احترام می گذارد و به هیچ وجه به سمت شرق توسعه پیدا نمی کند اما امروزه مشاهده می کنیم هماهنگونه که آمریکایی ها زیر معاهدات مکتوب بین المللی خود می زنند زیر قول های شرف خود هم می زنند.

البته آنهایی که ساختار سیاسی آمریکا را می شناسند به خوبی می دانند چیزی به نام شرافت در وجود سیاستمداران آمریکایی وجود ندارد و به همین دلیل قول شرف آنها نیز ارزشی ندارد.

در واقع همین جریان موجب آن شده که امروزه گفتگوهای وین هم به ضمانت های آمریکا گره بخورد چون آمریکایی ها قبلا ثابت کرده اند نه قول شرفشان پشیزی ارزش دارد و نه حتی امضایشان پای اسناد و مدارک و به این دلیل ایران از آنها ضمانت های نقد شدن مطالبه می کند.

این در حالی است که آمریکایی ها به اشکال مختلف تلاش دارند با وعده های بی پشتوانه خود ایرانی ها را مجاب کنند که با آنها راه بیایند و حتی برخی اخبار درباره اینکه آنها زیر میز حاضر هستند توافق هایی را انجام بدهند که روی میز وجود ندارد هم وجود دارد ولی چون اعتبار ندارند ایرانی ها همه چیز را واضح و روی میز می خواهند.

بگذریم، این بحث طولانی است.

امروزه هم در شرق اروپا جریان نامردی سیاستمداران آمریکایی به شکل دیگری نمود پیدا می کند.

آنها به تعهدات شفاهی خود در قبال روسیه عمل نکردند و حالا که دیگر نامردی آنها کارد را به استخوان رسانده و روسیه مجبور شده واکنش نشان دهد آنها برنامه ریزی دارند که کل اروپا را به آتش بکشند.

البته برخی کارشناسان باور دارند که هدف آمریکایی ها در نهایت به آتش کشیدن و نابودی اتحادیه اروپا که رسما متحد آمریکا به حساب می آید ولی رقیب اقتصادی آن است می باشد و آمریکایی ها در واقع به دنبال آن هستند که اروپایی ها را به خاک سیاه بنشانند تا بعد به سراغ چین بروند.

دلیل این ماجرا هم این است که اخیرا صداهای زیادی در اروپا بیرون آمده که متقاضی تشکیل ارتش واحد اروپایی و تامین امنیت اروپا توسط خود اروپایی ها است، در حالی که پس از جنگ جهانی آمریکا با تشکیل ناتو اروپایی ها را وادار کرد امنیت خود را به آمریکا بسپارد و بالطبع هم از آنها باج گرفت و هم اینکه اقتصاد کل اروپا را به نوعی کنترل کرد تا مبادا از اقتصاد آمریکا پیشی بگیرد.

امروزه با توجه به شرایط بد اقتصادی آمریکا و رکود بی سابقه در این کشور آمریکایی ها نیاز دارند که جایی جنگ راه بیاندازند تا آنجا نابود شود و بعد برای ساخت آن بخواهند هزینه کنند و طبیعتا سود این هزینه ها به جیب کمپانی های آمریکایی واریز گردد تا چرخه اقتصادی آمریکا بچرخد و ظاهرا کاندیدای مناسب برای این کار اروپای شرقی می باشد.

از سوی دیگر باز هم با توجه به پسرفت اقتصاد آمریکا مخصوصا پس از جریان کرونا و با توجه به اینکه دیگر برای همه قطعی شده که چین به زودی گوی سبقت را از اقتصاد آمریکا احتمالا تا سال 2030 می رباید، آمریکایی ها تلاش دارند اقتصاد اتحادیه اروپا را قربانی کنند چرا که اگر این اتحادیه باقی بمانند بس از پیشی گرفتن چین آمریکایی ها احتمالا به رتبه سوم اقتصاد جهانی سقوط می کنند و نه رتبه دوم چون بیش از سی هزار ملیارد دلار بدهی های این کشور که امروزه روی دلارهای بدون پشتوانه دست مردم جهان است به آمریکا باز خواهد گشت و آمریکا به یک کشور ورشکسته تبدیل خواهد شد.

سیاست مداران آمریکایی به خوبی می دانند که از دست دادن جایگاه اقتصادی اول جهان همانا و فروپاشی کل ایالات متحده همان.

چون امروزه دلار است که اقتصاد آمریکا را نگه داشته و در صورتی که دلار دیگر ارز اول جهان نباشد کار تمام است.

ایالت های ثروتمند به دنبال جدایی از اتحاد با دیگر ایالت ها خواهند رفت تا مجبور نباشند بار بدهی ها را تحمل کنند و آمریکا به کشورهای بسیار کوچک که عمده آنها حتی هزینه های خود را نمی توانند تامین کنند تبدیل خواهد شد.

یعنی می توان پیش بینی کرد سرنوشتی به مراتب بد تر از شوروی سابق در انتظار آمریکا می باشد و کشورهایی از درون آن بیرون خواهند آمد که به مراتب شرایطی بد تر از برخی کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا را خواهند داشت.