آیا پایان دوره نفت فرا رسیده است؟

امروزه سوخت های فسیلی منبع نهایی ٨٥ درصد انرژی هستند. اما این سیستم پاک نیست. این انرژی دو سوم انتشار گازهای گلخانه ای را باعث میشود. آلودگی ناشی از سوزاندن سوخت های فسیلی در سال بیش از ۴ میلیون نفر، عمدتا در شهرهای بزرگ در حال رشد را می کشد. نفت همچنین عامل ایجاد بی ثباتی سیاسی بوده است. برای دهه ها کشورهای نفتی مانند ونزوئلا و عربستان سعودی، با حداقل انگیزه برای توسعه اقتصاد خود، غرق در سیاست توزیع مالی در قالب صدقه و رانت خواری بوده اند.

مترجم: 

مهرداد بهارآرا

مطلب ذیل منتشر شده در هفته نامه اکونومیست در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۰ حاوی نکات مفیدی در رابطه با بازار کنونی و آینده بطور مشخص نفت و کلاً سوخت های فسیلی است. نویسنده معتقد است که دوران طلایی فرمانروایی نفت در اقتصاد جهان به پایان رسیده است. در نتیجه آگاهی هرچه بیشتر بشر به تغییرات آب و هوایی و عوامل موثر در این تغییرات و تلاش در راستای کاهش لطمات بیشتر، روی آوردن به تولید انرژیهای تجدید پذیر (آب، باد، خورشید…) و فاصله گرفتن از سوختهای فسیلی (نفت، زغال سنگ،…) سرعت بیشتری به خود گرفته است. شرکتهای بزرگ چند ملیتی اروپایی در این زمینه پیشرو هستند.

همچنین به چالشهای جدی که کشورهای با اقتصاد تک محصولی وابسته به نفت (مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس) با آن روبرو خواهند بود و نقش برجسته کشور چین در فردای افول بازار نفت می پردازد.

مترجم

——————————–

نفت سوخت اتومبیل ها ، جنگ ها ، اقتصاد و ژئوپلیتیک قرن بیستم را تأمین کرد. اکنون جهان با یک شوک انرژی دست و پنجه نرم میکند که سرعت حرکت به سمت نظم جدید را تسریع می کند. به محض اینکه Covid-19 در اوایل سال جاری به اقتصاد جهانی ضربه زد، تقاضا برای نفت بیش از یک پنجم کاهش یافت و قیمت ها سقوط کرد. از آن زمان بهبودی اندکی حاصل شده است، اما بازگشت به دوران پیشین بعید است. تولیدکنندگان سوخت های فسیلی مجبور به مقابله با آسیب پذیری های خود شده اند. اکسون موبیل (ExxonMobil) که از سال ۱۹۲٨ عضو بازار بورس میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average) بوده است از آن خارج شده است. کشورهایی مانند عربستان سعودی که اقتصادشان به درآمد نفت وابستگی شدید دارد (دولتهای نفتی)، برای تعادل بودجه خود به قیمت نفت ٨۰ −۷۰ دلار در هر بشکه نیاز دارند. در صورتی که امروز قیمت نفت حول و حوش فقط ۴۰ دلار سرگردان است.

رکودهای نفتی قبلا وجود داشته است اما این یکی متفاوت است. بواسطه آگاه شدن مردم، دولت ها و سرمایه گذاران از تغییرات آب و هوایی، صنعت انرژی پاک در حال شتاب گرفتن است. بازارهای سرمایه متحول شده اند. سهام انرژی پاک امسال ۴٥درصد افزایش یافته است. با نرخ بهره نزدیک به صفر، سیاستمداران از طرح های زیرساخت سبز (چارچوب زیست محیطی برای سلامت اجتماعی، اقتصادی و بهداشت محیط – مترجم) حمایت می کنند. جو بایدن، کاندید حزب دموکرات برای ریاست جمهوری آمریکا، وعده هزینه کزدن ۲ تریلیون دلار برای کربن زدایی در اقتصاد آمریکا داده است. اتحادیه اروپا ۳۰ درصد از بودجه اضطراری ٨٨۰ میلیارد دلاری Covid-19 خود را برای اقدامات آب و هوایی در نظر گرفته است. رئیس کمیسیون اروپا، خانم اورزولا فن در لاین (Ursula von der Leyen)، این هفته در سخنرانی سالانه خود تأیید کرد که اتحادیه اروپا در نظر دارد در یک دهه آینده انتشار گازهای گلخانه ای را به میزان ٥٥ درصد نسبت به میزان ۱۹۹۰ کاهش دهد.

سیستم انرژی قرن بیست و یکم دورانی بهتر از دوران نفت را نوید میدهد که در آن سلامتی بهتر برای انسان و ثبات بیشتر سیاسی و اقتصادی تامین خواهد شد. این تغییر ریسک های بزرگ خود را هم در پی دارد. اگر این تغییر با تمهیدات لازم صورت نگیرد می تواند منجر به بی ثباتی سیاسی و اقتصادی در دولتهای نفتی و تمرکز کنترل زنجیره تامین سبز (زنجیره تامین بر طبق اهداف زیست محیطی و قابلیت دوام – مترجم) در چین بیفزاید و حتی خطرناک تر اینکه ممکن است خیلی کند اتفاق بیفتد.

امروزه سوخت های فسیلی منبع نهایی ٨٥ درصد انرژی هستند. اما این سیستم پاک نیست. این انرژی دو سوم انتشار گازهای گلخانه ای را باعث میشود. آلودگی ناشی از سوزاندن سوخت های فسیلی در سال بیش از ۴ میلیون نفر، عمدتا در شهرهای بزرگ در حال رشد را می کشد. نفت همچنین عامل ایجاد بی ثباتی سیاسی بوده است. برای دهه ها کشورهای نفتی مانند ونزوئلا و عربستان سعودی، با حداقل انگیزه برای توسعه اقتصاد خود، غرق در سیاست توزیع مالی در قالب صدقه و رانت خواری بوده اند. در تلاش برای اطمینان از تأمین امنیت منابع فسیلی، قدرتهای بزرگ جهان برای نفوذ در کشورهای نفتی از جمله در خاورمیانه، جایی که آمریکا تقریباً ۶۰۰۰۰ سرباز دارد با هم رقابت کرده اند. سوخت های فسیلی باعث نوسان اقتصادی نیز می شوند. یک کارتل نفتی قدرتمند بازارهای نفت را تحت تاثیر قرار می دهد. تمرکز ذخایر نفتی جهان، تولید را در برابر شوک های ژئوپلیتیکی آسیب پذیر می کند. جای تعجب نیست که از سال ۱۹۷۰ در یک بازه زمانی ۶ماهه قیمت نفت ۶۲ بار بیش از ۳۰ درصد تغییر کرده است.

تصویری از سیستم جدید انرژی در حال ظهور است. با اقدامات جسورانه، انرژی تجدید پذیر مانند انرژی خورشیدی و بادی می تواند از 5 درصد تأمین انرژی امروز به ۲٥ در صد در سال ۲۰۳٥ و تقریباً ٥۰ درصد در سال ۲۰٥۰ افزایش یابد. اگرچه گاز طبیعی پاک تر همچنان مرکزی خواهد بود، استفاده از نفت و زغال سنگ کاهش خواهد یافت. این ساختار جدید در نهایت مزایای زیادی به همراه خواهد داشت. مهمتر از همه، انرژی حاصل از کربن زدایی از هرج و مرج تغییرات آب و هوایی کنترل نشده، از جمله خشکسالی های ویرانگر، قحطی، سیل و مهاجرت جمعی جلوگیری خواهد کرد. این ساختار پس از جا افتادن از نظر سیاسی نیز ثبات بیشتری خواهد داشت زیرا عرضه انرژی، از نظر جغرافیایی و فنی متنوع خواهد بود. دولتهای نفتی باید تلاش کنند خود را اصلاح کنند و از آنجا که این دولتها به سیستم مالیات گرفتن از شهروندان خود وابسته خواهند شد، برخی از آنها بیشتر منافع مردم را نمایندگی خواهند کرد. کشورهای مصرف کننده، که زمانی به بهانه تامین امنیت انرژی به دخالت در سیاست کشورهای تولید کنندگان نفت می پرداختند، در عوض در پی سر و سامان دادن منطقی صنعت انرژی خود خواهند بود. قرن ۲۱ – ام نیز باید از نظر اقتصادی دارای نوسان کمتری باشد. قیمت برق نه توسط چند بازیگر بزرگ بلکه با رقابت و افزایش بازده تدریجی تعیین خواهد شد.

حتی با ظهور یک سیستم انرژی بهتر و پاک تر، خطر و تهدید مدیریت ناکارآمد و ضعیف دوره انتقال وجود دارد. دو خطر برجسته در این زمینه وجود دارد. چین مستبد به دلیل تسلط خود در تولید اجزای اصلی و توسعه فناوری های جدید، می تواند موقتاً بر ترکیب قدرت جهانی تأثیر بگذارد. امروزه شرکت های چینی ۷۲ درصد ماژول های خورشیدی، ۶۹ درصد باتری های لیتیوم – یون و ۴٥ درصد توربین های بادی دنیا را تولید می کنند. آنها همچنین بسیاری از پروسه های تصفیه مواد معدنی حیاتی برای انرژی پاک مانند کبالت و لیتیوم را کنترل می کنند. جمهوری خلق چین می تواند به جای دولت نفتی، به یک “دولت برقی – electro-state” تبدیل شود. چین در شش ماه گذشته برای سرمایه گذاری در زیرساخت و انتقال ماشین الکتریکی اعلام آمادگی کرده است، یک نیروگاه هسته ای در پاکستان را آزمایش کزده است و ذخیره کبالت را در نظر گرفته است.

نفوذ چین به میزان رشد، برآمد و واکنش سایر اقتصادها بستگی دارد. اروپا میزبان توسعه دهندگان عظیم مزارع بادی و خورشیدی است. شرکتهای ارستد (Orsted – شرکت تولید انرژی دانمارکی – مترجم)، انل (Enel – شرکت تولید انرژی چند ملیتی ایتالیایی – مترجم) و ایبردرولا (Iberdrola – شرکت تولید انرژی چند ملیتی اسپانیایی – مترجم) در حال ساخت چنین پروژه هایی در سراسر جهان هستند. شرکت های اروپایی در رقابت برای کاهش تولید گازهای گلخانه ای خود نیز پیشگام هستند. بازار انرژی آمریکا تحت تأثیر افزایش تولید نفت و گاز شیل (shale oil and shale gas)، که این کشور را به بزرگترین تولید کننده نفت جهان تبدیل کرده است، و همچنین مقاومت جمهوری خواهان در برابر اقدامات کربن زدایی قرار گرفته است. اگر آمریکا تصمیم بگیرد در مورد تغییرات آب و هوایی اقداماتی مثلاً وضع مالیات کربن و زیرساخت های جدید انجام دهد، به کمک بازارهای سرمایه، آزمایشگاه ها و دانشگاه ها میتواند به یک قدرت قدرتمند سبز تبدیل شود.

خطر بزرگ دیگر، مسیر گذار دولت های نفتی به دولتهای غیر نفتی است که ٨ درصد تولید ناخالص داخلی جهان و نزدیک به ۹۰۰ میلیون شهروند را تشکیل می دهند. با کاهش تقاضای نفت، این کشورها با یک جنگ سخت برای کسب سهم در بازار روبرو خواهند شد که برنده آن کشورهای تولید کننده ارزانترین و تمیزترین نفت خام خواهند بود. حتی وقتی با فوریت فزاینده اصلاحات اقتصادی و سیاسی دست و پنجه نرم می کنند، ممکن است با کمبود منابع عمومی برای پرداخت آن مواجه شوند. در سال جاری درآمد دولت عربستان سعودی در سه ماهه دوم 49 درصد کاهش یافته است. چند دهه خطرناک در پیش است.

در رویارویی با این خطرات، یک گزینه این خواهد بود که باید میزان تطابق دهی را کاهش داده و انتقال را با سرعت کمتری انجام داد. اما این امر می تواند مجموعه ای متفاوت، حتی بی ثبات کننده، از عواقب مربوط به تغییرات آب و هوایی را باعث شود. همانطور که گزارش ویژه ما در این شماره توضیح می دهد، سرمایه گذاری های در نظر گرفته شده به مراتب کمتر از آن چیزی است که برای حفظ دما درمحدوده ۲ درجه سانتیگراد نسبت به میزان دوران ما قبل صنعتی مورد نیاز است، چه رسد به ۱،٥درجه سانتیگراد مورد نیاز برای کنترل کردن آشفتگی محیط زیستی، اقتصادی و سیاسی مربوط به تغییرات اقلیمی. به عنوان مثال، سرمایه گذاری سالانه در زمینه انرژی بادی و خورشیدی باید حدود ۷٥۰ میلیارد دلار باشد، یعنی سه برابر میزان کنونی. و اگر سرعت تغییر به سمت انرژی غیر فسیلی تجدید پذیر تسریع شود، باعث آشفتگی ژئوپلیتیکی بیشتری خواهد شد. حرکت به سمت نظم جدید انرژی امری حیاتی است، اما آسان نخواهد بود.

دوشنبه, اکتبر 5, 2020 – 22:39

۱۴ مهر ۱۳۹۹

منبع

https://www.economist.com/leaders/2020/09/17/is-it-the-end-of-the-oil-age

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *