اخبار کارگری ایران

حل مشکل حقوق کارگران به روش رئیسی

رئیسی در سمنان از ماشین پیاده شده و از چندتا کارگر می پرسید «ماهی چقد حقوق می‌گیرید؟» و سپس از آنها خدا حافظی میکند و میرود.

بنا بر گزارش کمیته دستمزد کانون عالی شوراهای اسلامی کار در ایران سبد معیشت خانوار با در نظر گرفتن یک وعده غذای گرم در روز، در مهرماه به 11 میلیون و 479 هزار تومان رسیده است و بر همین اساس، دستمزد چهار میلیون تومان تنها کفاف غذای یک خانوار متوسط 3 نفره را می‌دهد.

از همینجا میتوان تصور کرد که 2.5 میلیون تومان حقوق یعنی زندگی در فقرمطلق.« فکر  نکن تا ابد می مونی !» دومین روز تجمع اعتراضی کشاورزان اصفهان

روز سه‌شنبه ۱۸ آبان‌ماه ۱۴۰۰، کشاورزان اصفهان در دومین روز تجمع اعتراضی خود در برابر سازمان آب منطقه‌ای اصفهان گردهم آمدند.

کشاورزان اصفهان که تعداد بسیار زیادی از آنان را زنان تشکیل می‌دادند، خواهان گرفتن حقابه از دست رفته خود هستند.

یکی از زنان اصفهانی خطاب به مقامات دزد و مافیای آب وابسته به آنان گفت: «اصفهان نماد تمدن و فرهنگ بوده است. تا زمانی که نمادها پابرجا باشند، تمدن و فرهنگ در کشور جاری است. دشمنان ایران و خائنین برای حذف ایران شروع کردند تمدن را بکشند. پس باید اولین و بزرگترین تمدن ایران، اصفهان نابود بشود. حیات و زندگی اصفهان به زاینده رود است که ورود کرده‌اند».

او خطاب به مردم اصفهان می‌گوید: «این پشت کردن به تمدن ایران است و ای کاش مردم هرچه سریع‌تر این بازی را که برای نابودی کشورمان کشیده‌اند، بفهمند. اصفهان همیشه در صحنه‌های پر از درد که برای ایران عزیزمان بوجود آمد، جزو اولین‌ها بود که به التیام مرهمی بر آن شد. همین امر سبب قتلش شده،  همانگونه که در وصف مولایمان امیرالمومنین می‌گویند که علی علیه‌السلام کشته عدل خویش بود. اصفهان هم کشته فرهنگ و بصیرتش شد. مردم اصفهان چشم و گوش خود را باز کنید. دشنمان تیر خلاص را به زاینده رود ما می‌زنند.»

وی در انتها اضافه می‌کند: «از زاینده رود دفاع خواهیم کرد، اگر کشته شویم. اگر تمام ما کشاورزان اصفهان کشته شویم، ارزش این را دارد که نسل‌های بعدی به ما نخندند که ای وای بر شما پدر و مادرانی که بودید و از زاینده رود خود دفاع نکردید».

یکی دیگر از کـشاورزان اصفهان در قسمتی از صحبت‌هایش اشاره به مقاماتی که آب زاینده رود را به صنایع خصوصی خود می‌فرستند، کرد. وی گفت:

«آقایان اینجا مشغول آب فروختن و چپاول و جمع‌آوری اموال مردم کردند. اول اینکه زاینده رود حقابه دارد. در مهریه زنان نوشته است یک ساعت، نیم ساعت از آب زاینده رود. مهریه‌های زنان ما است، مهریه‌های مادران ما است. شما به چه اجازه‌ای این کار را کردید؟»

وی سپس ادامه می‌دهد: «شما اموال ما را فروختید. ما سرمان به مزارع‌مان گرم بود. اموال ما را چپاول کردید. حق و حقوق مردم را به هر عنوانی تبدیل کردید. مردم و کشاورز را به این روز رساندید….اصفهان در حال نشست است. مرکز شهر نجف‌آباد ۱۲ سانت نشست کرده است. خمینی شهر نشست کرده، فرودگاه نشست کرده، یعنی دارد به ما اخطار می‌کند اصفهان در حال نشست است. ما از شرق و غرب برای احقاق حق جمع شده‌ایم. ما نه جزو اوباش و اراذلیم، نه اموال‌خوریم، ما جزو گروه کشاورز زحمتکش، دست‌های پینه بسته و پا برهنه و پاترکیده هستیم. زن و مرد ما با کشاورزی زندگی می‌کند.»

وی سپس با اخطار به نیروهای ضد شورش و انتظامی گفت: «نیروی انتظامی، امروز ما آب برای کشاورزی نداریم. فردا بچه تو آب برای خوردن ندارد. می‌خواهی در مقابل ما بایستی؟ بیا بایست! ما که آمده‌ایم. ما آمادگی خودمان را اعلام کرده‌ایم. اگر می‌خواهی در مقابل ما بایستی بیا بایست، ما آماده‌ایم کاملا! ما برای احقاق حقیم این مردمی که اینجا جمع شده‌اند.»

روز دوشنبه ۱۷ آبان، کشاورزان در اعتراض به بی‌توجهی مقامات این استان و سازمان آب به خواسته‌هایشان، با پرتاب سنگ شیشه‌های این سازمان را شکستند.

سخنان عبدالملکی در رابطه با معیشت کارگران خشم جامعه کارگری را برانگیخت

پاسخ عبدالملکی به سوالات یک خبرنگار& خشم جامعه کارگری را برانگیخت. خبرنگار از وی سوال کرد: «آیا شما به عنوان وزیر کار از کاهش قدرت خرید کارگران با خبر هستید و اساساً در جریان قدرت خرید آنان هستید که چگونه است؟»

عبدالملکی در پاسخ گفت: « چرا می‌گویید کارگران؟ قدرت خرید کارمندان و کارشناسان و مدیران ارشد هم کاهش پیدا کرده است. حتی کارفرمایان… به خاطر شرایط اقتصادی و تحریم… قدرت خرید ما هم کاهش پیدا کرده است. خود ما هم دچار مشکلات معیشتی هستیم به خاطر تورم سرسام‌آور.»

اولین پرسش از عبدالملکی این است که وی می‌داند که وزیر کار است یا نه؟ و اگر می‌داند پس چرا سنگ مدیران ارشد دولتی و کارفرمایان را به سینه می‌زند و کارگران را به گوشه‌ای می‌راند. اصلا ایشان می‌داند که دستمزد کارگران چه اندازه است. آیا توان تصور زندگی با کمتر از ۳ میلیون تومان را دارد؟

برای کارگران نان سوار است، آنها پیاده

 البته ایشان همیشه بر سفره انقلاب نشسته بودند و خبری از فقر کارگران ندارند. درد معیشت کارگران یعنی دستمزد نهایتا ۳ تا ۴ میلیونی، در حالیکه سبد معیشت ۱۲ میلیون است. آقای وزیر دستمزد کارگران فقط کفاف ده روز اول ماه را هم دیگر نمی‌دهد. هیچ فکر کرده‌اید که کارگران ۲۰ روز باقیمانده را چگونه سر می‌کنند. درد معیشت یعنی دو شیفت کار می‌کنی اما درآمد نصف ماه را هم نداری. درد معیشت یعنی هر چه تلاش می‌کنی تا بتوانی هزینه خورد و خوراک روزانه خانواده‌ات را تهیه کنیو اما باز هم به قول معروف نان سوار و تو پیاده. آیا کارفرما و یا مدیر ارشدی سراغ دارید که خود و فرزندانش شب سر گرسنه به زمین بگذارند؟

عبدالملکی البته بدرستی سنگ دوستان و حامیانش که با رانت و لابی آنها بر سرکار آمده است را به سینه می‌زند. باید به او گفت، آقای وزیر درد معیشت بیش از ۵۰ میلیون خانوار کارگری با آنچه که شما می‌گویید و احساس می‌کنید زمین تا آسمان فرق دارد.

سوالات یک فعال کارگری از عبدالملکی

یک فعال کارگری در رابطه با سخنان عبدالملکی سوالی مطرح کرده است که شایان پاسخگویی از سوی او می‌باشد. وی می‌پرسد: «آقای وزیر می‌دانید ۴ ماه حقوق نگرفتن به چه معنا است؟ آیا می‌دانید ۲ میلیون از حقوق هر ماه پایِ اجاره‌ خانه رفتن یعنی چه؟ می‌دانید هزینه کردن برای دوا و درمان برای کارگری که ماهی ۴ میلیون تومان حقوق می‌گیرد، چقدر سخت است؟ آیا واقعا درد شما با درد کارگران مشترک است؟ آیا امکاناتی که شما دارید با امکاناتی که کارگران دارند، یکسان است؟ فشاری که بر کارگر وارد می‌شود، مثل فشاری است که بر کارفرما وارد می‌شود؟ آقای وزیر شما هم مثل کارگران برای اینکه یک خیابان را بالا بروید، ۵ هزار تومان پول می‌دهید و کرایه‌ مسیرتان بخشِ قابل توجهی از حقوق ماهیانه‌تان را می‌بلعد؟»

تجمع اعتراضی کارگران شرکت سمتکو تبریز

روز دوشنبه ۱۷ آبان‌ماه ۱۴۰۰، کارگران شرکت سمتکو تبریز (شرکت طراحی مهندسی و ساخت ابزارآلات سایپا) دست به اعتراض زدند. آنها به وضعیت نابسامان مدیریتی این شرکت معترض و در برابر دفتر مسئولان این کارخانه تجمع کردند.

به گفته کارگران، بعد از گذشت چند ماه این کارخانه همچنان بدون مدیرعامل در وضعیت نامشخصی به‌سر می‌برد.

وزارت صمت نیز در رابطه با وضعیت نابسامان و نحوه ادامه کار کارخانه، تاکنون هیچ پاسخی به کارگران نداده است.

به گفته راه دانا: «گفته می‌شود چند ماهی است این کارخانه مدیرعامل ندارد. از طرفی به دلایل نامعلومی ‌روند تولید قطعات در این کارخانه با مشکلات جدی همراه است. کارگران شرکت سمتکو تبریز خواستار تعیین تکلیف وضعیت کارخانه هستند.»

کارگران شرکت سمتکو تبریز می‌گویند: «ادامه این وضعیت آینده شغلی ما را به‌خطر انداخته است. بیم این داریم که ادامه وضعیت موجود، زمینه‌ساز تعطیلی کارخانه و اخراج کارگران باشد.»

در بسیاری از موارد مقامات و مدیران وابسته به حکومت، سعی در تعطیلی و یا اخراج کارگران را دارند. این نیز به بهانه نبود تولید و یا پایین آوردن تولید می‌باشد که با هدف سودآوری بیشتر دنبال می‌شود.

این مدیران در همدستی با مقامات حکومتی با این ترفند و به بهانه ورشکستگی، اقدام به گرفتن وام از دولت کرده‌اند. این وام را نیز به جیب خود زده و با همدستان خود تقسیم می‌کنند.

روز جمعه ۱۹ شهریور ۱۴۰۰، مسعود بختیاری نایب رئیس سندیکای صنایع کنسرو کشور، خبر از تعطیلی ۵۰درصد از کارخانه‌های کنسروسازی داد.

همچنین در ۱۰ مرداد ماه نیز رئیس هیات مدیره انجمن نوردکاران فولادی ایران، از تعطیلی صنایع فولاد خبر داد. وی گفت: «در یک ماهه گذشته تولید این واحدها به کمتر از ۱۰ درصد رسیده است. تدوام این شرایط می‌تواند ۳۵ تا ۴۰ درصد اشتغال بخصوص در واحدهای پایین دستی و خرد را تهدید کند.»

تعطیلی زنجیره‌ای صنایع و کارگاه‌های صنعتی زمینه ساز اعتراضات و بحران‌های اجتماعی گسترده‌ای را در پی خواهد داشت.

تجمع اعتراضی کارگران معادن زغال سنگ کرمان

روز دوشنبه ۱۷ آبان‌ماه ۱۴۰۰، کارگران معادن زغال سنگ کرمان در اعتراض به تحویل معادن به مافیای وابسته به دولت تحت عنوان خصوصی سازی دست به تجمع زدند.

کارگران معترض با تجمع در برابر اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کرمان در رابطه با خصوصی‌سازی معادن زغال سنگ دست به اعتراض زدند.

کارگران معترض در مخالفت با خصوصی‌سازی معادن، بر روی بنرهایشان نوشته بودند:

 «خصوصی سازی = برده‌داری در معادن زغال سنگ».

«خصوصی سازی = مرگ کارگر زغال سنگ»

«ورود و دخالت دالاهو در شرکت زغال سنگ کرمان ممنوع»،‌

«منتظر دولت سیزدهم، برای رفع مشکلات کارگران و معادن زغال سنگ هستیم».

«ما کـارگران معادن زغال سنـگ با هر گونه خصوصی‌سازی در شرکت زغال سنگ مخالفیم»

این معادن در یک اقدام سودجویانه و ضد کارگری قرار است به شرکت دالاهو وابسته به مقامات حکومتی واگذار شود.

شنبه ۱۵ آبان نیز کـارگران معادن زغـال سنـگ کرمان به‌دلیل نامشخص بودن وضعیت شرکت، دست از کار کشیده کردند.

کارگران خواستار استخدام رسمی و برقراری امنیت شغلی هستند. آنها همچنین خواستار افزایش ضریب سخت و زیان‌آوری کار برای تسریع در بازنشستگی خود هستند.

این اعتراض در معادن همکار، حشونی، معدن ۴، معدن اصلی و کارخانه زغال‌شویی انجام شده است. این معادن مربوط به شرکت‌های خصوصی نیستند.

پیشتر در تاریخ ۵ آبان، عفت شریعتی‌کوهبنانی نماینده مجلس از شهرستان‌های زرند و کوهبنان، برای فرونشاندن اعتراض کارگران و مردم ادعا کرده بود: «واگذاری شرکت زغال سنگ کرمان به شرکت دالاهو واقعیت ندارد.»

معادن ایران به عنوان یکی از منابع ثروت در دست مافیای وابسته به دولت و مقامات این حاکمیت قرار دارد.

به‌رغم درآمدهای کلان از معادن، کارگران معدن از کمترین حقوق و امنیت شغلی برخوردار هستند.

سالانه تعداد زیادی از کارگران بر اثر ریزش و انفجار معادن، جان خود را از دست داده، یا مصدوم می‌شوند.

در بیشتر معادن ایران کارگران از کمترین امکانات و تجهیزات حفاظتی، بهداشتی بی‌بهره هستند.

سومین روز تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته هفت تپه سال ۹۹

روز دوشنبه ۱۷ آبان‌ماه ۱۴۰۰، کارگران بازنشسته هفت تپه سال ۹۹، در اعتراض به نحوه محاسبه سنوات شغلی خود، برای سومین روز در برابر ساختمان اداره کار شهرستان شوش تجمع کردند.

این کارگران همگی در اسفند سال ۹۹ بازنشسته شده‌اند. آنها درباره موضوع مورد اختلاف خود با کارفرما گفتند: «مورد اختلاف ما کارگران بازنشسته با کارفرما درباره میزان و نحوه محاسبه سنوات بازنشستگی است.»

مدیریت شرکت به تازگی تغییر کرده است. وی در محاسبات سنواتی کارگران که تعدادشان به ۱۲۰ نفر می‌رسد. آنها  فقط حقوق ثابت هر یک از کارگران را ملاک تعیین سنوات بازنشستگی قرار داده‌اند. مزایای حقوق را طبق مواد ۳۵ و ۳۶ و تبصره‌های الحاقی یک و سه آن مبنای محاسبه سنوات قرار نداده‌اند. این موضوع برخلاف قانون کار و آخرین رای دیوان عدالت اداری درخصوص پرداخت سنوات خدمت می‌باشد.

کارگران بازنشسته هفت تپه گفتند: «هیات حل اختلاف اداره کار با استناد به آرای قدیمی و باطله تاکنون نتوانسته مشکلات مورد اختلاف ما کارگران را با کارفرما حل کند. این در حالی است که طبق رای اخیر هیات عمومی دیوان عدالت اداری حق با کارگران است.»

یکی دیگر از کارگران بازنشسته هفت تپه می‌گوید:

«ما بعد از سال‌ها تلاش با عطف و شناخت قوانین جاری کشور و عرف کارگاه در خصوص پرداخت ۴۵ روز سنوات و رای اخیر دیوان در خصوص نحوه پرداخت سنوات با مزایا که فصل‌الخطاب است، تصمیم به بازنشستگی گرفتیم. انتظار داشتیم بعد از ۲۰ سال کار و تلاش، مدیریت فعلی مجتمع، مطابق عرف کارگاه و رای و قوانین بالادستی که ملاک عمل است، توجه و اهتمام نماید. وی بایستی مزایای ما زحمتکشان را برای ۴۵ روز، همراه با دیگر مزایا پرداخت نماید. متاسفانه کارفرما با قانون‌شکنی وتفسیر غلط از قانون ورای دیوان، قصد ندارند مطالبات ما کارگران را به‌صورت کامل و قانونی پرداخت کنند.»

او در ادامه با انتقاد از مسئولان اداره کار استان خوزستان نیز افزود:

«بعد از ارسال مدارک به اداره کل کار، متاسفانه کارشناس مربوطه نیز در پی استفساریه اداره کار شهرستان شوش، جهت روشن شدن دعوای حقوقی بین کارگران بازنشسته سال ۹۹ هفت تپه و کارفرمای جدید این مجتمع، با استناد به آرای باطله و قدیمی دیوان، استفساریه صادر کرد. اما هیچ توجه‌ای به رای اخیر هیات عمومی دیوان که در مورخه ۳۱ شهریور سال ۹۹ در خصوص پرداخت سنوات با مزایا طبق مواد ۳۴ و ۳۵ قانون کار است، توجه‌ای نکرده‌اند.»

این کارگر افزود: «اداره کل کار با این تفسیر اشتباه و ناعادلانه عملا موجب پایمال شدن حق قانونی کارگران بازنشسته هفت تپه شده است. در صورت اصلاح نشدن این استفساریه ناعادلانه، ناچاریم به هیات تشخیص وحل اختلاف طرح شکایت جمعی کنیم.»

وی در خاتمه تصریح کرد: «بعد از سال‌ها تلاش توانستیم با استفاده از قانون مشاغل سخت و زیان‌آور از این کارخانه بازنشسته شویم. اما ظاهرا نبود منابع مالی کافی در این شرکت، بهانه‌ای شده تا مطالبات سنواتی‌ ما کارگران را کامل پرداخت نکنند. لذا ما کارگران بازنشسته سال ۹۹ هفت تپه تا گرفتن حق قانونی خود و خانواده‌هایمان به پیگیری‌های قانونی و صنفی خود ادامه خواهیم داد.»

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *