اعتراضات ادامه‌دار کارگران کارخانه ماشین‌لنت تهران

کارگران کارخانه ماشین‌لنت تهران واقع در شهرک صنعتی شرق در سمنان، اعتراضات دامنه‌دار خود را نسبت به پایمال شدن حقوق‌شان توسط کارفرما زیر سایه مسئولین، رسانه‌ای کردند.

بیش از ۶۰ نفر از کارگران جداشده کارخانه ماشین‌لنت تهران، در شرایط وخیم اقتصادی مطالباتی از شرکت دارند، اما با بی‌توجهی مسئولین مواجه شده‌اند.

روز یکشنبه ۲۹ تیر ماه، مرآت که هفته پیش با سه تن از کارگران شرکت ماشین‌لنت تهران به نمایندگی از ۶۰ کارگر جداشده از این شرکت، گفت‌وگو کرده بود آن را منتشر کرد که به بخش‌هایی از این گفت‌وگو اشاره می‌کنیم.

pastedGraphic.png

 کارگران شرکت ماشین‌لنت

یکی از این کارگران با سابقه‌ ۲۸ سال فعالیت در این شرکت، می‌گوید: «از سال ۹۲ که مدیریت شرکت تغییر می‌کند، همه‌چیز به هم می‌ریزد؛ از آن سال تاکنون کارگران حتی ۵ ماه متوالی و منظم حقوق نگرفته‌اند؛ مدیر شرکت هر دو سه ماه مبلغی ـ آن هم نه بر مبنای قرارداد ـ به کارگران می‌داده و همین باعث شده که حالا حجم انبوهی از طلب‌ها، معیشت بیش از ۶۰ نفر از کارگران جداشده از شرکت را دچار اختلال کند.»

وی که از دی ماه سال ۹۷ تاکنون حقوقی دریافت نکرده، ادامه داد: «از استانداری گرفته تا فرمانداری و دفتر امام جمعه، به همه‌جا مراجعه کرده‌ایم و نامه نوشته‌ایم؛ هیچ‌کس به داد ما نمی‌رسد؛ می‌گویند تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که به اداره کار نامه بزنیم تا کار شما را زودتر پیگیری کنند؛ همین!»

وی اضافه کرد: «مدارک مرا امضا نمی‌کنند که بازنشسته شوم، از بیمه هم حقوق نمی‌گیرم، ۴۶ میلیون تومان حق سختی کار من شده، اما پرداخت نمی‌شود؛ وقتی به تأمین اجتماعی مراجعه کردم، یکی از کارکنان پیگیر کار من شد و با یکی از مسئولان شرکت تماس گرفت که چرا فلانی را اذیت می‌کنید و کارش را درست نمی‌کنید؟ طرف مقابل هم گفته بود، وی را آن‌قدر اذیت کنید تا خودش خسته شود و برود!»

وی از تهمت‌زدن‌ها شکایت دارد و می‌گوید: «از دست من به جرم خیانت در امانت شکایت کردند و با آبروی من بازی کردند و هیچ کاری از دست من برنیامد، در حالی که ۲۸ سال برای شرکت زحمت کشیده بودم؛ حتی در برهه‌ای که به خاطر فقدان یکی از مواد اولیه، شرکت باید مدتی تعطیل می‌شد من پیشنهادی دادم که موثر واقع شد و خط تولید نخوابید؛ اما باز هم این‌گونه با من رفتار شد.»

وی با اشاره به این که بیش از ۱۶۰ میلیون طلب دارد، اما شرکت طلبش را ۹۷ میلیون برآورد کرده! می‌گوید: «مسأله این است که فیش حقوقی هیچ‌کدام از ما مهر و امضا ندارد.»

یکی دیگر از کارگران که ۶ ماه در شرکت کار کرده، به موضوع جدایی‌اش از شرکت اشاره کرده و می‌گوید: «روزی به رئیس شرکت درباره غذایی که به کارگران می‌دادند، انتقاد کردم و گفتم این غذا، مناسب کارگری که ۱۲ ساعت در شرکت کار می‌کند نیست؛ رئیس شرکت با فریاد گفت که مگر کارگرها در خانه‌شان کباب می‌خورند؟ همین انتقاد ساده بر رئیس شرکت گران آمد و گفت این آقا تسویه کند و برود! وقتی هم حق و حقوقم را طلب کردم گفت برو شکایت کن و حقوقت را بگیر!»

وی افزود: «رئیس شرکت گفت که اگر شکایت کنید هم سفته‌هایتان را به اجرا می‌گذارم! اما قصه سفته‌ها چیست؟ رئیس شرکت از تمامی کارگران سفته‌هایی را گرفته منتها سفته‌های سفید، یعنی در آن قید نشده که این سفته‌ها بابت حسن انجام کار دریافت می‌شود؛ به همین خاطر به هر بهانه‌ای ممکن است این سفته‌ها به اجرا گذاشته شوند!»

وی افزود: «ما به بهترین وجه کارمان را انجام می‌دادیم، حالا که حق‌مان را می‌خواهیم باید این مصائب را تحمل کنیم؟ هیچ ارگانی به دادمان نمی‌رسد؛ شکایت هم کردیم، اما هنوز به سرانجام نرسیده؛ فرایندهای شکایت هم بسیار طولانی است. ما زحمت کشیدیم، پاسخ زحمت مکافات است؟ من اکنون ۱۵ ماه است که برای دریافت کم‌تر از ۱۵ میلیون درگیرم و ۱۵ میلیون برای منِ کارگر مبلغ زیادی است.»

کارگر جداشده دیگر می‌گوید: «پرداخت‌های شرکت به این صورت بود که اگر سه میلیون تومان طلب داشتید، یک میلیون تومان آن هم با منت واریز می‌شد و اساسا مفاد قراردادی که داشتیم، رعایت نمی‌شد؛ ضمن این که همین مبالغ هم هر چند ماه یک‌بار پرداخت می‌شد؛ رئیس شرکت ما را مجبور می‌کرد سفته‌های سفید را امضا کنیم، نمی‌دانستیم این سفته‌ها وقتی حقوق‌مان را طلب کنیم، سندی علیه خودمان خواهد شد.»

وی افزود: «من ۶۵ میلیون تومان طلب دارم و با این وضعیت تورم، زندگی سختی را تحمل می‌کنیم؛ شما اگر از دادگستری استعلام بگیرید، می‌بینید که چقدر از رئیس شرکت به محکمه شکایت برده‌اند. حرف من این است که دوران برده‌داری به پایان رسیده است؛ درست است که اوضاع مملکت خوب نیست، اما این درست نیست که از کارگری که با هزار امید برای کار به شرکتی می‌رود، سوءاستفاده شود.»

او می‌گوید: «رئیس شرکت علنا می‌گوید من آدم‌هایی در ادارات دارم و حرف شما به جایی نمی‌رسد؛ من ۶۵ میلیون تومان طلب دارم، اما طلب مرا ۳۰ میلیون برآورد کرده و همان را هم پرداخت نمی‌کند.»

کارگران در خاتمه از رفتارهای غیرانسانی که با آن‌ها شده ناراحت بوده و می‌گفتند: «این رفتارها حق ما نیست، ما به اندازه کافی درد داریم و تحمل این اوضاع برای‌مان دشوار است؛ حالا تصور کن رئیس شرکت در چنین اوضاعی به تو بگوید هر کاری دلت می‌خواهد بکن.»

این کارگران به یاد می‌آورند، روزی را که انگشتان دست یکی از بانوان شاغل در شرکت قطع شده بود و وقتی به رئیس شرکت خبر داده بودند، او حتی از دفترش بیرون نیامده و با خونسردی گفته فلانی چرا سهل‌انگاری می‌کند؟ رنج این رفتارها از رنج دریافت نکردن حقوق، البته کم‌تر نیست.

Share: