افغانستان وآموزش ما

هرچقدر شکست مفتضحانه امپریالیسم آمریکا در ویتنام و فرار از فرودگاه سایگان برای حاکمان کاخ سفید  غم انگیز ومایه آبروریزی بود، فرار شتابزاده اشان از کابل باعث خند ه ی جهانیان شد. در سایگان با پرچم دروغین دموکراسی بدست یک نیروی انقلابی توده ای به رهبری حزب کمونیست شکست خوردند ومجبوربه فرار شدند. ودر کابل به دست نیروی ارتجاعی طالبان  که خود بنا به اعتراف هلری کلینتون وزیر اسبق خارجه آمریکا برای مبارزه با اتحاد شوروی ساخته بودند، تا این حد سقوط کردند چگونه می شود اینهمه خواری ودرماندگی را برای حکومتی به عظمت ابر قدرت آمریکا توضیح داد؟. چگونه ابر قدرتی چون آمریکا دچار اینهمه اشتباه وشکست می شود و بازهم همان اشتباه را تکرار می کند؟ به چاه می افتد، جان میدهد و با خسارات زیاد خود را بیرون می کشد وبازهم به چاه دیگر می افتد؟ این روزها کار به جایی رسیده که وزیر اُمور خارجه انگلیس به حال اسفناک  پیروان افغانستا نی آمریکا که در افغانستان جا ماندند و چند نفر از آنها لای چرخ  هواپیمای ارتش آمریکا له شدند اشک  می ریزد.

اولین آموزش شاهدی دیگر است که امپریالیسم ببر کاغذی است

سایگان دوم بار دیگر نشان داد که نیروهای ارتجاعی جهان هر چقدرهم ظاهراً پر قدرت جلوه کنند، از بزرگترین زرادخانه مالی وسلاح برخوردارباشند، چون ماهیت سیاستشان ستمگری وتجاوزگریست در نهایت  سرنوشتی جز شکست نخواهند داشت. امروز امپریالیسم آمریکا در داخل وخارج با مشکلات عدیده ای روبروست. بی شک سقوط کابل که بدست یک نیروی ارتجاعی  اسلامگرا خود ساخته آمریکایی صورت گرفته است در میان مردم آمریکا و متحدانش بازتابی همه جانبه خواهد داشت و گفته رئیس جمهور بایدن ” آمریکا برگشت ” را پوچ وبی معنی می کند. آمریکایی که از دست نوکرانش چنان مفتضحانه فرار می کند چگونه می تواند به ۲۸ قدرت نظامی کشورهای عضو ناتو قدم های نظامی تعرضی تجاوز گرانه اش را دیکته کند! فرار از افغانستان نتایج دیر پای در روند افول نهایی امپراتوری آمریکایی خواهد داشت. 

دومین آموزش برای اپوزیسیون ایرانی پرو آمریکا یی است

برای کسانی که دل به  ترامپ و بایدن بسته بودند وهنوز هم بسته اند.  درس بزرگی است که اپوزیسیون پرو آمریکای ایرانی، آنهایی که سال هاست در پی برنامه رژیم چنج یا تجاوز مستقیم ارتش آمریکا واسرائیل به ایران هستند.باید به خود آیند وعلیه دروغ رهبرانشان که امریالیسم آمریکا نجات دهنده است برخیزند و برای رهایی واقعی مردم ایران از یوغ رژیم جمهوری اسلامی به جنبش عظیم میلیونی کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی بپیوندند. رژیم جمهوری سرمایه داری اسلامی همانند امپریالیسم آمریکا جنایات بسیار علیه مردم ایران کرده است ظاهراً خود را عربده جو ومست چون گاو وحشی وسگ هار نشان میدهد اما از درون خالی است و مردم ایران با اتکا به نیروی لایزال خود بی شک می توانند آنرا سرنگون کنند.

سومین آموزش برای ما، برای نیروهای مترقی ایران وافغانستان چیست ؟

سوای خنده دار بودن سا یگان دوم به قدرت رسیدن طالبان یک نیروی پان اسلامیست متحجرو عقب افتاده برای نیروهای کارگری و مترقی ایران وافغانستان چیست؟ این امردارای اهمیت اساسی و استراتژیک هست بخصوص در اوضاع کنونی ایران که  رشد روزانه مبارزات کارگری به عامل تعیین کننده ای دارد تبدیل می شود واتحاد مرتجعان حاکم ایران وافغانستان وپشتیبانی امپریالیسم آمریکا باردیگر برای سرکوب انقلابی دیگر در ایران محتمل می شود.

پیروزی سریع وسراسری نیروهای طالبان وتسلیم کل ارتش افغانستانی ساخته وپرداخته ناتو که پس از هجده ماه مذاکره با طالبان  بوقوع پیوست بزرگترین درسی است که ما باید از آن برای جنبش کارگری ایران بگیریم. با توجه به منفرد شدن هرچه بیشتر رژیم ولایت فقیه در ایران و حادشدن تضاد درون حاکمیتی که چهار دهه است همراه وهمسو باهم این وضع اسفناک را بوجود آورده اند چنانچه یک  نیروی مسلح خارجی دست پروده اسرائیل، عربستان وآمریکا که از قرار وطبق شواهد عملیاتی اسرائیل در ایران  دارای پایه قوی نفوذی در داخل نظام هم هستند،  برای کسب قدرت در تهران اقدام کند چه خواهد شد؟ با توجه به اینکه این نظام در این چهار دهه سیستماتیک کلیه تشکیلات کارگری، چپ وکمونیستی را به شدیدترین وجهی سرکوب کرده است و امروزه حتی اجازه به کارگران برای ایجاد تشکل های مستقل خود را نمی دهند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بار دیگر دست به دست شدن قدرت میان جناح های سرمایه داری و بار دیگر سرکوب نیروهای کمونیست وکارگری؟ با پیروزی طالبان در افغانستان خطر تجاوز خارجی متحد شدن جناح های اصلاح طلب داخلی و خارجی برای ارائه ی یک آلترناتیو سرمایه داری و عبور از  دارودسته خامنه ای با هدف  جلوگیری از رشد جنبش کارگری بیشتر شده است. اتفاقی که در سال 57 افتاد باردیگر در شرایطی دیگر اتفاق افتد.

در نتیجه  وظیفه سازماندهی نیروهای کارگری وجنبش های توده ای به یک وظیفه سرنوشت ساز تبدیل شده است. نبود تشکیلات مقاومت کارگری بویژه نبود تشکیلات آگاه انقلابی کمونیستی در افعانستان نشان داد که نیروهای مسلح حتی مرتجع وضد مردمی چون طالبان چگونه می تواند در یک اوضاع بحرانی عمل کند و در عرض یک هفته کل کشور را تسخیر نماید 

رهبران طبقه کارگر ایران، تشکلات مترقی مستقل توده ای، زنان ودانشجویان، بازنشستگان، معلمان، پرستاران وپزشگان، نویسندگان و خبر نگاران و گرداندگان رسانه ها همه وهمه که با آلترناتیو کارگری بعنوان تنها راه نجات ایران امروز همراهی دارند باید رو به سازماندهی کنند؛  چاره ای جز متشکل شدن نیست تنها وسیله ایست که این قدرت میلیونی توده ای را که مخالف سر سخت این وضع اسفناک است می تواند به نیروی فعال شکست ناپذیری در برابر هر گونه توطئه خارجی و دشمنان داخلی تبدیل کند. دسته های پناهندگان افغانستانی را که این روز ها زن، مرد وبچه بسوی ایران می آیند به گرمی باید فشرد، به آنها یاری رساند تا جنبش مقاومت در افغانستان را که در حال شکل گیریست تقویت کنند و همراه وهمسو با جنبش کارگری ایران به تقویت جبهه مشترک مترقی دوکشور یاری رسانند. آلترناتیو کارگری با موضع گیری قاطع دربرابر شونیسم ضد افغانستانی درخت دوستی کهن را باید آبیاری کنند و راه را برای یک مقاومت عظیم سراسری علیه دشمنان مشترک میان ملل وخلق های ستمدیده خاور میانه پایه ریزی نمایند.

مرگ بر امپریالیسم آمریکا و کلیه نیروهای وابسته به آن

سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی 

زنده باد سوسیالیسم

پیروز باد آلترناتیو کارگری برای ایجاد جامعه ای بدون ستم به زن وستم ملی وبدون استثمار انسان از انسان

حزب رنجبران ایران

Share: