شهروندان ایرانی از بس هرروزتهیدست تر می شوند توانایی فریاد کردن را نیز ندارند یا اینکه با بردباری ومدارایشگفت انگیز خود نظام سیاسی را گمراه می کنند تا رییس جمهور با تحلیلی اشتباه در سفر تازه اش بگوید مردم دربرابر تحریم ها خم به ابرو نمی آورند. این رخداد شگفت انگیزی که در دهه تازه سپری شده شتاب گرفته و ایرانیان در آتش تورم غیر قابل مهار می سوزندبی چون وچرا به نقطه ناشناس و با ریسک بالا می رسد. درروزهای تازه سپری شده سه اقتصاددان ایرانی با استناد به امارهای کارشناسی هرکدام به زبانی این داشتان تلخ فقیر تر شدن شهروندان را بازگو کردند. 
دکترسیدهادی موسوی نیک اقتصاددان جوان و رییس دفتر مطالعات فقر در دولت دوم روحانی در وزارت کار نوشته است ” طی دهه گذشته به طور متوسط ۳۴درصد از درآمد سرانه ایرانیان کاسته شده است؛ این درحالی است که درآمد سرانه جهانی طی این دوره دست کم ۱۳درصد رشد داشته داشته است. به عبارت دیگر هر ایرانی جدا از جدل روزانه برای امرار معاش، زندگی‌اش را حدود ۵۰درصد از آنچه فاصله خود با جهان در ده سال قبل تصور می‌کرد عقب‌تر می‌بیند. ” پیش از این اقتصاددان جوان مسعود نیلی استراتژیست اقتصاد ایران نیز نوشته بود که ایرانیان 37 در صد از قدرت خرید خود را از دست داده اند و سالها طول می کشد اگر تازه تولید ناخالص داخلی سالانه 8درصد رشد کند به جایی برسد که دراوایل دهه 1390 بوده است. .در همین روزهای تازه سپری شده فرشاد مومنی در یک میز گرد اقتصادی به همین ارقام اشاره و تصریح کرد همین که شهروندان ایرانی برای جلوگیری از فقر بیشتر اعتراض نمی کنند باید هراسناک باشیم.
پرسش این است : آیا شایستگی و سهم شهروندان ایرانی فقیرتر شدن بیشتر است ؟ هیچ آدم شرافتمندی نمی تواند این را بگوید اما شوربختانه اداره کشور گونه ای شده است که این اتفاق تلخ رخ داده و تا چشم کار می کند روشنی نیز دیده نمی شود. چگونه است که پس از جنگ 5 دولت با گرایش های سیاسی گوناگون بر سرکار آمده اند و دربرایند کارشان فقیر تر شدن مردم است. پرسش بعدی این است که روند خطرناک فقر سازی در ایران تا کجا و تا چه زمانی ادامه دارد؟ اصولا ایا توانایی فنی و اندیشه ای برای جلوگیری از این روند وجود دارد ؟ کاش کسی چیزی بگوید، کاش کسی کاری کند ، کاش دلسوزی پیدا بود که جلوی این روند را بگیرد. شایسته نیست ایرانیان این میزان آسیب ببینند.

جهان صنعت نیوز