گفتگو با دبیرکل حزب سوسیالیست زامبیا

س: حزبی که شما به عنوان دبیرکل ریاست آن را بر عهده دارید، هنوز بسیار جوان است. حزب سوسیالیست زامبیا چگونه به وجود آمد و چگونه سازماندهی شد؟
برخی از کسانی که حزب را تأسیس کردند – که من یکی از آنها هستم – ریشه در جنبش سوسیالیستی یا کمونیستی دارند. من عضو حزب کمونیست آلمان و اتحادیه دانشجویی ماربورگ و بخشی از جنبش ضد آپارتاید بودم و در چپ اروپا رشد کردم.  من از اتحاد جماهیر شوروی دیدن کردم، رفقا و دوستانی در سازمان جوانان حزب سوسیالیست متحده داشتم و با پروژه سوسیالیستی آلمان آشنا هستم. رئیس حزب ما، Fred M’membe، یکی از اعضای حزب کمونیست آفریقای جنوبی بود.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، در حالی که نظم جهانی نئولیبرالی بر ما سایه افکنده بود، دیدیم که نه تنها زامبیا پیشرفت نمی کند، بلکه کالاهای مشترک و سیستم عمومی و دولتی در حال خصوصی شدن و نابودی است. نئولیبرالیسم گرسنگی را بازگرداند. سرمایه داری نشان داد که هدفش حل مشکلات نیست، حل مشکلات کشورهای حاشیه‌ای که دیگر جای خود دارد و نه صلح و نه عدالت با آن حاصل نمی شود. یک پروژه جدید مورد نیاز بود.

تا همین چند سال پیش حتی امکان نداشت که ما خود را حزب سوسیالیست بنامیم. تغییرات پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در زامبیا بسیار چشمگیر بود: روایت این بود که سوسیالیسم دیگر شکست خورده است و صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برنامه های SAP را تجویز کردند  (SAP برنامه های تعدیل ساختاری اهدافی هستند که کشور خواستار اعتبار، باید، به عنوان مثال خصوصی سازی های بیشتر را به اجرا درآورد).  حتی جنبش های چپ مترقی نیز براین عقیده بودند که سوسیالیسم دیگر هدف غایی نیست. بنابراین وقتی اعلام کردیم که زامبیا و تمام آفریقا عقب مانده است، سرمایه داری کشور و قاره را ویران می کند، وعده های جنبش های آزادی‌خواهانه عملی نشده است، ابتدا مجبور شدیم این اصطلاح را دوباره به کار بگیریم و توضیح دهیم که یک سوسیالیست کیست. اگر ما نتوانیم مفاهیم خود را مثبت بیان کنیم، چه کسی قادر به آن خواهد بود؟ ما در این زمینه دستاوردهای زیادی داشته ایم: سوسیالیسم در کشور ما دوباره معنا یافته است. حتی احزاب بورژوازی از اصطلاحات «سوسیال» و «سوسیالیست» استفاده می کنند تا نشان دهند که کار کردن برای مردم زامبیا به چه معناست.
ما همیشه پان آفریقایی فکر می کنیم: کشور ما نمی تواند به تنهایی ایستادگی کند، ما باید و می خواهیم با همسایگان خود همکاری داشته باشیم. ما قویاً معتقدیم که تغییرات در زامبیا باید به معنای تغییرات قاره باشد. جوانان باید توانمند شوند، ما باید سازمان ها و جوانان کشورهای دیگر را راهنمایی کنیم. ما حدود ۲۰ درصد از وقت خود را صرف روابط بین المللی می کنیم و روی موضوعات پان آفریقایی کار می کنیم.  برای ما انترناسیونالیسم یک نیاز اساسی و شرط کار ماست.
ما سریعترین حزب در حال رشد در زامبیا هستیم. ما با ۱۰ هزار عضو شروع کردیم، اکنون به سرعت در حال حرکت به سمت صدهزار عضو هستیم و قصد داریم سال آینده تعداد اعضأ را به ۳۰۰ هزار نفر برسانیم. از یک طرف، چنین رشد سریعی تأیید می کند که ما در مسیر درستی حرکت می‌کنیم.  با این حال، ادغام اعضای جدید، توسعه ایده ها و تدوین ایده آل ها با آنها نیز یک چالش است. اما یک چالش مثبت است. ما امیدواریم که به اولین کشور جدید سوسیالیستی آفریقا تبدیل شویم.

س: انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شورای ملی سال گذشته برگزار شد. رای گیری و نتیجه را چگونه ارزیابی می کنید؟
جبهه میهنی (PT) تحت رهبری ادگار لونگو در این انتخابات شکست خورد. نام این حزب به لیست بلندبالایی از احزاب دیگر پیوست که به وعده‌های خود عمل نکرده‌اند و نتوانسته‌اند به آنها عمل کنند و در باتلاق فساد و رانت خواری فرو رفته‌اند. اقتصاد زامبیا به هم ریخته است، فقرای کشور، طبقه کارگر سازمان یافته و دهقانان همگی به اندازه کافی از”برکات”  PT برخوردار شده اند.

رای دهندگان جوان نقش مهمی در زامبیا ایفأ می کنند: ۶۴ درصد از مردم زیر ۲۴ سال سن دارند. بسیاری از آنها به حزب متحده برای توسعه ملی (UPND) رای دادند – یک حزب محافظه کار دست راستی که توسط سرمایه های ایالات متحده و آفریقای جنوبی حمایت می شود. این حزب  ۲۰ سال در اپوزیسیون بود و یک کمپین انتخاباتی به خوبی سازماندهی شده با بودجه خوب انجام داد.  انتخاب‌ توده‌های ناامید راهبردی بود: آنها خواهان تغییر بودند و به نظر می‌رسید که UPND می‌تواند این تغییر را محقق سازد. آنها SP را به عنوان یک جایگزین، به اندازه کافی قدرتمند نمی دانستند. حزب برای آنها خیلی جوان است. اما پس از ده ماه باید گفت که مردم متوجه شده اند که احتمالاً تغییرات مورد نظر حاصل نخواهد شد. بسیاری از جوانانی که به UPND  رای داده اند اکنون به سراغ ما می آیند.

س: مبارزات انتخاباتی حزب با یک کمپین گسترده سوادآموزی مرتبط بود. مردم چگونه این را درک کردند؟
مسئله این است: ۴۰ درصد از مردم زامبیا بی سواد هستند و با این حال باید انتخاب کنند.  آنها باید گوش فرا دهند و درک کنند، باید برنامه های سیاستمداران را بخوانند و سپس به آنها رای دهند. برای ما روشن بود که مسئولیت ما بیشتر است و ما به عنوان سوسیالیست وظیفه داریم مردم را توانمند کنیم و در بالا بردن آگاهی سیاسی آنها تلاش کنیم.  برای این کار بر سه رکن تکیه کردیم:
۱. سازوکار انتخاباتی در قالب کمپین سوادآموزی اجرا می شد یا به عنوان وسیله ای برای معرفی برنامه سوادآموزی استفاده می گردید. این برنامه ادامه دارد. ما در مناطق روستایی و شهری به توانایی خواندن متوسطی دست یافته ایم.
۲. برابری جنسیتی: در زامبیا، ۵۲ درصد از جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند و این امر تاکنون در سیاست منعکس نشده است.
 ۳. از بین بردن شکاف طبقاتی: ما نامزدهای خود را افراد معمولی  انتخاب کردیم که مثلاً آرایشگر، تاکسیران و یا کشاورز بودند.

در سطح پارلمانی، ۱۵۶ حوزه انتخابیه وجود دارد که هر حزب برای آن نامزدی را معرفی می کند.  در سطح محلی، ۱۸۰۰ بخش به نام “واردز” وجود دارد. ما موفق شدیم به برابری جنسیتی دست یابیم و زنان و مردان را از سطوح مختلف به صف کنیم. مردم متوجه شدند که ما کارها را متفاوت انجام می دهیم و در حال ساختن چیزی بزرگتر هستیم، حتی اگر نتایج انتخابات ما آنقدر هم عالی نبود.

س: موانع پیش روی سیاست و اقتصاد زامبیا چیست و چه گزینه هایی را می بینید؟
درک ارتباطات در زامبیا مهم است. سرمایه داری جهانی به صورت سلسله مراتبی سازماندهی شده است. مراکز سرمایه داری وجود دارد و این مراکز کشورهایی هستند که تصمیم می گیرند، مانند آلمان، بریتانیای کبیر و ایالات متحده و غیره. مراکز منطقه ای نیز وجود دارد، که مثلاً برای قاره آفریقا آفریقای جنوبی این نقش را ایفأ می کند. و بعد می ماند کشورهای حاشیه ای مانند زامبیا. و اگرچه همه ما در این نظام سرمایه داری جهانی عمل می کنیم و همه تحت تأثیر آن هستیم، اما قوانین متفاوت است. در حاشیه این نظم، قانون جنگل اعمال می شود. فقر در مقیاس بی‌سابقه‌ای وجود دارد، تخریب محیط‌زیست ناشی از فعالیت های شرکت‌های چند ملیتی که از منابع بهره‌برداری می‌کنند و آنها را به خارج از کشور می‌برند، بسیار زیاد است. دولت ها مشروعیت ندارند، مردم مجاز به رای دادن هستند، اما تنها انتخاب آنها این است که شرکت‌های چند ملیتی توسط  کدام دولت فاسد خودشان آنها را استثمار کند. مبارزه در همه جا وجود دارد، اما اینجا در زامبیا باید این مبارزه ده برابر شود.

مردم اینجا از دولتشان انتظار دارند که اشتغال ایجاد کند، شکم مردم را سیر کند، مسکن فراهم کند و از محیط زیست به گونه ای محافظت نماید که مردم را به خطر نیندازد. مردم برای نیازهای اولیه می جنگند، عزت می خواهند، می خواهند تصمیماتی بگیرند که تاثیرگذار باشد. آنها دولتی می خواهند که به آنچه وعده می دهد عمل کند. سرمایه گذاری روی مردم، پروژه ها و زیرساخت های کشور. دولت فعلی ۷۰۰ میلیون دلار مشوق در اختیار غول های معدن نهاده است.  فساد عمومی است و دستگاه دولتی هیچ اهرمی ندارد. همه جامعه درگیر این فساد است.

س: زامبیا یکی از مهم ترین تولیدکنندگان مس در جهان است. بیش از ۲۰ سال، بخش معدن در دست شرکت های چند ملیتی بوده است  .چرا خواهان ملی شدن معادن نیستید؟
بله، استخراج منابع در کشور عمدتاً توسط تعداد انگشت شماری از شرکت های معدنی چند ملیتی صورت می گیرد. منابع معدنی در اینجا استخراج می شود ولی سود آن نصیب دیگران می شود.  مردم زامبیا باید ثروت و منابع کشورشان از جمله فلزات گرانبها را خود کنترل کنند. این منابع باید به شیوه ای کارا  و با ملاحظه محیط زیست استخراج گردد و سود حاصل از فروش آنها در کشور و برای مردم سرمایه گذاری شود و به نفع مردم باشد.

در حال حاضر حدود ۴۰ درصد از منابع معدنی ما در دست استخراج است، یعنی ۶۰ درصد آن هنوز دست نخورده است و فعلاً باید زیر زمین بماند. اولین قدم ما باید کنترل مالیات باشد. حتی سازمان‌هایی مانند بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، که مطلقاً رفقای  سوسیالیست ما  نیستند، متوجه شده اند که مالیات زامبیا از شرکت‌هایی که منابع طبیعی کشور را استخراج می‌کنند بسیار کم است، فساد وجود دارد و راه‌های زیادی برای فرار از زیر بار این مالیات های کوچک وجود دارد.

اولین هدف ما به عنوان حزب سوسیالیست، بستن این منافذ مالیاتی است. ما باید در مورد نرخ‌های جدید مالیاتی با شرکت‌ها مذاکره کنیم، باید مطمئن شویم که ۶۰ درصد زیر زمین بماند و مالیات بر ۴۰ درصد دیگر پرداخت شود. و ما باید کوشش کنیم که سیستم‌های آموزشی و بهداشتی با کمک این مالیات‌ها تامین مالی شوند، اما همچنین زیرساخت‌ها بهبود یابند تا استخراج معدن در زامبیا کارآمدتر، موثرتر و بالاتر از همه محلی باشد. منظورم این است که ما باید از متخصصان مالیاتی گرفته تا مهندسان معدن، تخصص خود را تکمیل کنیم. در حال حاضر نه این را داریم و نه آن را. اگر این کار را درست انجام دهیم، هشت سال طول می‌کشد تا ظرفیت‌هایمان را افزایش دهیم. در حال حاضر ما فناوری یا بودجه و حتی بازاریابی این پروژه ها را کنترل نمی کنیم. ابتدا باید کل زنجیره تولید را کنترل کنیم تا با خطری که از قبل می شناسیم یعنی خرابکاری، کودتا یا رئیس جمهور ترور شده مواجه نشویم. بنابراین لازم است که این تحول را در پله به پله به اجرأ درآوریم.

س: برخی از کشورهای جنوب جهانی نمی‌خواهند از سیاست تحریم‌های غرب علیه روسیه حمایت کنند، بلکه بسیاری هستند که بر اساس تجربه خود از وابستگی، با ناتو مخالفند. درگیری‌های ناتو و روسیه تا چه اندازه بر اقتصاد، سیاست و طبقه کارگر زامبیا تأثیر می‌گذارد؟ نظر شما در مورد بن بست ناتو و روسیه چیست؟
برای مردم، قیمت ها به سرعت در حال افزایش است. زامبیا کود را از اوکراین و روسیه وارد می کند و حتی کشاورزان کوچک نیز به آن وابسته هستند. اثرات جدی است. وقتی قیمت کود افزایش می یابد، قیمت مواد غذایی نیز افزایش می یابد و زامبیا کشوری گرسنه است. یک یورو در حال حاضر برابر با ۲۵ کواچای زامبیا است. با توجه به افزایش هزینه های سوخت، حمل و نقل گران تر می شود. زامبیا غله وارد می کند، در نتیجه قیمت نان بلافاصله افزایش می یابد.  این یک بحران وحشتناک برای مردم است.

از نظر ژئوپلیتیک، این جنگ قابل پیش بینی بود: این یک مسئله زمان و نتیجه توسعه طلبی امپریالیستی ایالات متحده است. جنگ وحشتناک است، ما نمی خواهیم هیچ جا جنگ باشد، ما آرزومند صلح هستیم. اما به نظرما مسئولیت  متوجه  ایالات متحده است.  همچنین این احتمال وجود دارد که ایالات متحده از خوشحالی در پوست خود نگنجد زیرا به نظر می رسد هدف از این جنگ تضعیف روسیه و مقابله با چین باشد.

س: نقش روسیه و چین را در آفریقا به ویژه در جنوب آفریقا و زامبیا چگونه ارزیابی می کنید؟ سیاست آنها چه تفاوتی با سیاست اتحادیه اروپا، بریتانیای کبیر و ایالات متحده دارد؟
ما دارای گذشته و تاریخیم و این تاریخ به ما شکل بخشیده.  با مردم قاره آفریقا مانند حیوانات رفتار شد، ما به بردگی رفتیم، ربوده شدیم و میلیون ها نفر از ما به قتل رسیدند.  و افرادی که ما را به بردگی گرفتند چینی و روس نبودند، بلکه اروپایی  و آمریکایی بوده اند.  در برلین در سال ۱۸۸۵، آنها به دلخواه قاره ما را مانند یک کیک به قطعات کوچک تقسیم کردن و ما مستعمره شدیم. هرگاه که مردم ما مقاومت کردند، قتل عام شدند و با خونسردی نسل کشی انجام شد، مانند نسل کشی آلمان ها در کامرون. این استعمار بود که تنها یک هدف داشت: دفاع از منافع اقتصادی قدرت های اروپایی.

و وقتی بالاخره ما آزادی خود را به دست آوردیم، آمریکایی ها و اروپایی ها در کنار ما نبودند. حتی در مورد آپارتاید، که یک سیستم واقعا شیطانی بود، این آمریکایی ها نبودند که به ما اسلحه دادند، این اتحاد جماهیر شوروی بود. و زمانی که ما نتوانستیم کالاهای خود را صادر کنیم، این چینی ها بودند که خط راه آهن از لوزاکا به تانزانیا را با ما ساختند.  آن زمان چین کشور ثروتمندی نبود! ما به تازگی یک بنای یادبود برای بیش از ۱۰۰ کارگر چینی که در جریان آن ساخت و ساز جان خود را از دست دادند افتتاح کردیم.

دشمنان ما روس یا چینی نیستند، ۶۰۰ سال است که آنها به ما ظلم نکرده اند. رهبران مترقی ما مانند نکرومه، لومومبا، ماشل و سانکارا با مشارکت غرب کشته شدند. وقتی در مورد آمریکای شمالی و اروپا صحبت می کنم، منظور مردم آن کشورها نیست.  اما ما ماهیت امپریالیستی اروپا و آمریکا را می شناسیم، ما دشمنان خود را می شناسیم. ما دست نشانده چین و روسیه نیستیم، از مشکلات هم آگاه هستیم. اما یک کارگر معمولی در زامبیا خواهد پرسید: «برای چه؟ اینها دوستان ما هستند و به ما کمک کردند!»

س: حزب شما به دنبال چه نوع ارتباطی با آلمان و اروپاست؟ از آن چه انتظاری دارید؟
من با چپ اروپا پیوند شخصی و عاطفی دارم. آنجا بزرگ شدم، آنجا بود که اولین بار همبستگی را تجربه کردم و خودم همبستگی بین المللی را یاد گرفت. در آنجا به من نشان داده شد که مبارزه برای دنیایی بهتر، یک مبارزه جهانی است و مبارزه ما در اینجا بخشی از آن است.  بنابراین اروپا به نوعی به من نزدیک است.
علاوه براین، زامبیا به اندازه کافی مورد توجه قرار نمی گیرد. اما ما می‌خواهیم خودمان را توضیح دهیم، می‌خواهیم کارمان را ، همچنین در حوزه پان آفریقایی نشان دهیم. ما خواهان توجهی هستیم که این پروژه ها شایسته آن است. جنبه های خاصی از کار ما قطعاً می تواند از تجربه، همبستگی و حمایت جنبش ها و احزاب چپ اروپا نیز بهره مند شود.  البته درک نیروهای چپ اروپا از راه دور اغلب دشوار است.  از این رو ما مایلیم تبادل نظر بیشتری داشته باشیم.

شرکت چینی AVIC International ماشین‌آلات و وسایل نقلیه را به دولت زامبیا تحویل می‌دهد تا به این کشور در توسعه جاده‌ها در مناطق روستایی کمک کنند (لوزاکا/زامبیا، سپتامبر ۲۰۱۵)

•     دکتر کوسماس موسومالی، ۵۷ ساله، دبیر کل حزب سوسیالیست (SP) زامبیا و یک اقتصاددان است.  او در دهه ۱۹۸۰ در ماربورگ (آلمان) تحصیل کرد.  ریشه های سیاسی او  در جنبش تعاونی برای مبارزه با فقر، مبارزه با ایدز و توسعه سیستم های بهداشتی موثر است.  هیئتی از SP اخیراً قصد داشت به اروپا سفر کند، اما به دلیل مشکلات ویزا این سفر محقق نشد.

تارنگاشت

عدالت

چهارشنبه، ۰۱ تیر ۱۴۰۱

برگرفته از:

دنیای جوان

منتشر شده در تاریخ:

۱۸ ژوئن ۲۰۲۱