بخشهایی از مصاحبه گاهنامه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سایه، دانشگاه سمنان با جعفر عظیم زاده، شامل 11پرسش در مورد ایشان،اتحادیه آزاد،دانشجویان،و اعتراضات رو به گسترش و مسائل مهم کارگری

دانشجویان در واقع آن بخشی از طبقه کارگر و نیروی کار مزدی هستند که فی الحال در دانشگاهها مشغول کسب مهارت و آموزشهای علمی می باشند و بالطبع پس از پایان این دوره باید وارد بازار کار شده و به عنوان پرستار، مهندس، پزشک، معلم و مدرس دانشگاه، تکنیسین برق و مخابرات، کادر و مسئول آزمایشگاه، کادر تولید و سرپرست خط تولید، کادر اداری، مکانیک سیالات، مکانیک ماشین آلات، کادر و مسئول کنترل کیفی تولید و…، مشغول بکار گردند. تازه همه اینها در صورتی است که پس از پایان تحصیلات، موفق به پیدا کردن شغلی متناسب با رشته تحصیلی خود شوند و یا موفق به اشتغال به عنوان کارگر ساده و یا کارگر فنی و خدماتی گردند. در غیر اینصورت به عنوان بخشی از لشکر ذخیره بیکاران باید بسوزند و بسازند و با هزار و یک بدبختی و فلاکت مواجه شوند. کما اینکه هم اکنون بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی یکی از مهم ترین مشکلات اجتماعی کشور است و زندگی صدها هزار جوان فارغ التحصیل بیکار، بی هیچ چشمندازی برای اشتغال در حال تباه شدن است.
گذشته از واقعیت های عینی فوق، تا آنجا هم که به تبیین جایگاه دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی در عرصه تولید و تمامی حوزه های زندگی اجتماعی بشریت معاصر بر میگردد باید بگویم با توجه به پیشرفتهای غول آسای تکنولوژیکی در چند دهه اخیر و کاربست آن در تمامی عرصه های تولیدی و زندگی اجتماعی، دیگر اینگونه نیست که آنان همانند پنجاه سال پیش در راس هرم اداره و سازماندهی تولید و امور زندگی اجتماعی قرار گیرند. بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان هم اینک در تمامی کشورهای پیشرفته و همچنین کشورهایی مانند ایران در پهنه ی تولید و اداره زندگی اجتماعی در سطوح مختلفی به عنوان نیروی کار مزدی مشغول بکار هستند. به عبارت دیگر، امروزه بدلیل پیشرفتهای خیره کننده علمی، علم و دانش در تمامی زوایایش چنان در سطح گسترده و عمیقی با هر گونه تولید و اداره امور زندگی اجتماعی بشر در هم تنیده است و یا در حال در هم تنیده شدن است که کارگران امروز، نه کارگران یدی کم سواد و بیسواد دیروز، بلکه تحصیل کردگان و دانش آموختگان دانشگاهی هستند.
به همین دلیل هم هست که ما در سطح جهانی، دیگر با جنبشهای دانشجوئی همانند جنبشهای دانشجوئی دهه های پیشین به عنوان حامی دیگر جنبشهای اجتماعی از قبیل جنبش کارگری، جنبش زنان و یا جنبشهای استقلال طلبانه مواجه نیستیم. به عنوان مثال، سال گذشته وقتی دولت فرانسه تغییر قانون کار را در دستور خود گذاشت ما با یک جنبش دانشجوئی حامی جنبش کارگری در مبارزه علیه تغییر قانون کار در این کشور مواجه نبودیم که به واسطه مسئولیت اجتماعیش کارگران را مورد پشتیبانی قرار دهد بلکه دانشجویان و حتی دانش آموزان فرانسه به عنوان یک نیروی اصلی و مدعی اصلی مبارزه با تغییر قانون کار، علیه دولت اولاند به میدان آمدند.
دوستان! مسئولیت اجتماعی شما، مسئولیتی مربوط به زندگی شما و آینده شماست. اکثریت قریب به اتفاق شما بخش مهم و قابل توجهی از طبقه کارگر ایران و نیروی کارمزدی سال آینده و همینطور دو سال دیگر و بطور گسست ناپذیری سالها و سالهای آینده این جامعه هستید. شما طبقه کارگر ایران هستید. هر گونه تعرضی به حقوق انسانی ما “شاغلین امروز”، تعرضی مستقیم و بلاواسطه به حقوق انسانی شماست. قانون کار امروز و هر گونه تغییری در آن مربوط به شما و زندگی شماست. انجماد حداقل مزد، تسهیل اخراج سازی، شرکتهای پیمانکاری و تامین نیروی انسانی و هر آن چیزی که امروز در قالب لوایح و طرحهای ضد کارگری همچون طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی به اجرا در میاید مستقیما شرایط کار و زیست شما را نشانه رفته است. نابودی و تضعیف تامین اجتماعی و غارت صندوقهای بازنشستگی، مستقیما امری مربوط به شما و آینده شماست.
من می فهمم که شما دوستان دانشجو نیز همچون من کارگر پروژه ای در رابطه با مثلا کارگران هپکو، کاری جز حمایت از عدم اخراج آنان نمیتوانید انجام دهید. به عبارتی در این حوزه فعالیت و مسئولیت شما به عنوان بخشی از طبقه کارگر ایران جنبه همبستگی و حمایتی پیدا میکند. اما مسائل بسیار بنیادی دیگری همچون تغییرات ضد کارگری تر در قانون کار، انجماد دستمزدها و تصویب و اجرای لوایح و طرحهای ضد کارگری همچون طرح کارورزی دانش آموختگان دانشگاهی و… ، تماما مسائلی هستند که بطور مستقیم مربوط به زندگی همین امروز و همین فردای شماست. علاوه بر این، حاکم کردن سیاستهای ویرانگرانه بر تمامی شونات زندگی اجتماعی و اقتصادی سیاسی، شما دانشجویان را به ایفای نقشی مسئولانه و جدی در برابر آنها فرامیخواند.
بیائید به عنوان بخشهای مختلف یک طبقه بزرگ اجتماعی دستهایمان را در دست همدیگر بگذاریم و با مبارزه ای متحد و یکپارچه اجازه ندهیم ما را از حداقلهای یک زندگی انسانی و شرفتمندانه محروم سازند

Share: