نزدیک به سه ماه از مرگ ژینا (مهسا) امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی» می‌گذرد و حاکمیت جمهوری اسلامی عاجز از خاموش کردن صدای معترضان  باز هم به خشن‌ترین حربه‌ای که در اختیار دارد روی آورده است: اعدام زندانیان سیاسی. محسن شکاری اولین معترض خیزش اخیر بود که به اتهام محاربه محکوم و به دار آویخته شد. فقر و فساد، غارت و بی‌عدالتی، و یک حکومت شکست‌خورده در داخل و خارج که فقط از جنگ و خونریزی و سرکوب تغذیه می‌کند؛ این است یگانه دستاورد بیش از چهل سال استبداد دینی و سوء استفاده ابزاری از باورهای مردم و توسل به قوانین ارتجاعی بدوی و مفاهیم گنگ شریعت چون «محاربه» (هرچند براستی یگانه مصداق حقیقی محاربه و سلب امنیت و آرامش مردمان همان حاکمانی هستند که مزدوران آشکار و پنهان خود را با اسلحه به خیابان می‌فرستند تا بزنند و بکشند و مرعوب سازند).

اعدام محسن شکاری موجی از خشم در بین مردم برانگیخت. اما حکومت بی‌اعتنا به این واکنش‌ها و به قصد ارسال پیام پشتگرمی به نیروهای خودی و سرکوبگر و به خیال ارعاب مردم، عزم جزم کرده که این رویه ظالمانه را ادامه دهد و چند روز بعد دومین متهم اعتراضات، مجیدرضا رهنورد را در ملأ عام در مشهد اعدام کرد. مجیدرضا رهنورد نیز مانند محسن شکاری وکیل انتخابی نداشت و با اعترافات اجباری زیر شکنجه در دادگاه فرصت دفاع از خود نیافت. او متهم به قتل دو نیروی لباس شخصی بود و سرعت عمل در قصاص او این سوال را در افکار عمومی جامعه مطرح کرد که قاتل صدها معترض بی‌گناه و کودکانی که از سوی حکومت در سه ماه گذشته جان خود را از دست داده‌اند چه کسانی‌اند و کی قرار است محاکمه شوند؟ طبق اخبار منتشر شده در رسانه‌ها تاکنون از سوی محاکم دادگاه انقلاب اسلامی حکم اعدام برای ۲۲ نفر از معترضان صادر شده و تعداد بیشتری با اتهام‌های محاربه و فساد فی‌الارض روبرو هستند. این مواردی است که حکومت اعلام رسمی کرده وگرنه قتل و اعدام در کردستان و بلوچستان و شهرستان‌ها امری جاری است. این احکام عجولانه با روند دادرسی ناعادلانه و عدم رعایت حقوق اولیه متهمان همچون دسترسی آزادانه به وکیل مدافع انتخابی، برگزاری دادگاه به صورت علنی و حضور هیئت منصفه انجام شده و اعتراض گسترده گروه‌های مختلف اجتماعی را در بر داشته است. ما امضاکنندگان این بیانیه نیز مخالفت خود را با اعدام، این قتل سازمان‌یافته حکومتی، اعلام کرده و همراه با مردم آزادیخواه و برابری‌طلب ایران خواستار پایان هر چه سریعتر این روند شوم هستیم.

لازم است بار دیگر یادآوری کنیم حاکمیتی که شهامت گوش سپردن به صدای معترضان را ندارد، حاکمیتی که جرئت ندارد به مردم مجال ابراز عقیده و نظر بدهد، حاکمیتی که فقدان مشروعیت خویش را با توسل به تهدید و ارعاب و اعدام لاپوشانی می‌کند، خیلی زود نظاره‌گر فروریختن پایه‌های قدرت خویش خواهد بود.

امضاکنندگان:

مراد فرهادپور، یوسف اباذری، پرویز صداقت، صالح نجفی، جواد گنجی، پرویز بابایی، محمد مالجو، حسن مرتضوی، عباس مخبر، عادل مشایخی، حمید محرمیان معلم، محسن یلفانی، رحمان بوذری، امیر گلابی، مرضیه شاه کرمی، حسین اکبری، کاظم فرج‌الهی، تایماز افسری، سارا دهقان، کیانوش اخباری، اردوان تراکمه، امیر کمالی، نسیم سلطان‌بیگی، سحر عسگری، سیاوش آقازاده مسرور، کاوه عیدی‌زاده، مهرگان نجفی، علی سالم، فاطمه ولیانی، فرشین کاظمی‌نیا، فرزان سجودی، مسعود سالاری، سیامند زندی، فرهاد اکبرزاده، علی شاپوران، شروین طاهری، مهسا ملک‌مرزبان، ملیحه بهارلو، علیرضا آبیز، نوید گرگین، علی حسن‌زاده، کاظم کردوانی، ناصر زراعتی، اکرم پدرام‌نیا، امیرحسین نیک‌زاد، لیلا ضیامجیدی، سوسن اردبیلی، صنم وفقی، روحی افسر، زینب کاظم‌خواه، حسام نقره‌چی، سامی آل‌مهدی، سینا باستانی، پریسا حکیم‌جوادی، شبنم بزرگی، عبدالمجید احمدی، مریم پوراسماعیل، باهار افسری، رضا سرور، امیرهوشنگ افتخاری‌ راد، آرزو حیدری، لیلی برات زاده، روژان مظفری، سعید مقدم.

برای امضای این بیانیه به لینک زیر مراجعه کنید:

https://docs.google.com/forms/d/14doccLGJHIgmYRkIXw3brS7W9kp5xsgZ9aPMP_Ztpr8/edit