بدلیل وضع بسیار نابسامان اقتصادی چند سال اخیر در کشور و مشکالت معیشتی اکثر مردم، انتظار اعتصابات عمومی ممتد و دراز مدت در شرایط کنونی برای زحمتکشان،کارگران، کارمندان و مستمندان بسیار سخت می باشد.

در نتیجه بهتر است که از تجربیات کشورهایی دیگر )آرژانتین، شیلی، برزیل و اروگویه( پیرامون اعتصابات عمومی درس بگیریم. راه حل آنها، اعتصاب عمومی هدفمند در روز اول کاری )نخست هر ماه، و سپس( هر هفته بود. از شهروندان تقاضا شد تا روز اول هر هفته از منزل بیرون نروند، خرید نکنند، چیزی نفروشند، خدمات ندهند، دانشجویان کالسها را تعطیل کنند، هیچگونه

خدماتی نگیرند، کارگران و کارمندان سر کار نروند، غیبت کنند و بنگاه های خصوصی و موسسات حکومتی را به تعطیلی بکشند.

با گذشت چند ماه و همه گیر شدن اعتصابات در روز نخست کاری و استقبال جامعه مدنی از چنین استراتژی، کنشگران مدنی تقاضای اعتصاب در روز آخر هفته ی کاری نیز کردند، که آن اعتصابات موجب بحران در حکومت ها و تغییراتی ساختاری شدند.

استراتژی کنشگران مدنی، فلج کردن حکومت ها بدون هیچگونه صدمه مالی به زحمتکشان جامعه بود. البته در مواردی بر اساس برآیند نیروها، اعتصابات طوالنی مدت هم )در شرایطی ویژه و در بخش هایی اقتصادی که به زحمتکشان صدمه ای نمی

زده ( عملی بود، اما وزنه ی اصلی مبارزات بر اساس اعتصابات عمومی هدفمند بود که فروپاشی دیکتاتوری ها انجامید.

رهبران مدنی جامعه ایران، بهتر است مورد به مورد به اشأعه چنین راهکاری بیاندیشند.

در مسیر فرسایشی مبارزه ی مدنی با نظام نکبت، از خاطر نب ریم که بنگاه های خصوصی مرتبط به »خودی ها« را شناسایی کنیم تا بعدها به دزدی ها رسیدگی شود.

کسب و کارهای هوادار نظام را بایکوت کنیم: نه خرید از آنها، نه فروش به آنها، نه خدمات به آنها، نه خدمات از آنها .

پیروزی با مردم غیور ایران در مبارزه با نظام نکبت است. چنین باد