روز اول اردیبهشت‌ماه بیشتر شهرهای کشور شاهد اعتراضات معلمان بود. سال ۱۴۰۰ خیابان‌های شهرهای مختلف کشور شاهد یازده تجمع اعتراضی و سراسری بود. نیروهای امنیتی در این اعتراضات چندین معلم را در شهرهای مختلف دستگیر کردند. با سرکار آمدن دولت رئیسی برخورد امنیتی با اعتراضات معلمان شروع شد.

این برخوردها نشان می‌دهد دولت رئیسی نه تنها در صدد حل مشکلات معلمان و سایر اقشار معترض نیست، بلکه در حال آماده‌سازی برای سرکوب آنها است. بازداشت بیش از ۷۰ تن از معلمان فقط در تهران دلیلی بر این مدعا است. رئیسی در هراس از گسترده شدن اعتراضات اقشار مختلف و پیوستن مردم به آن در صدد برخورد و سرکوب آنها می‌باشد.  برخورد شدید امنیتی با بازنشستگان در اواسط هفته یک نمونه از آمادگی دولت رئیسی برای سرکوب اقشار مختلف می‌باشد.

اگرچه حجم برخورد با اعتراضات معلمان بخصوص در تهران افزایش یافته، اما باعث کم شدن اعتراضات نشد. به عکس شعارها رادیکال‌تر شده است. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران دربیانیه خود نوشت:

«ما اینجا جمع شده‌ایم تا فریاد بزنیم تا زمانی که مطالبات فرهنگیان محقق نگردد، ما خیابان را ترک نخواهیم کرد. خیابان از آن ماست تا زمانی که تمام مطالبات محقق گردد. سرکوب و زندان و پرونده‌سازی قادر نیست جنبش معلمان را یک گام به عقب براند.»

اعتراضات معلمان وارد مرحله جدیدی شده است

اعتراضات معلمان با شعار «یه سیسمونی کم بشه مشکل ما حل میشه» از خواسته‌های صنفی فراتر رفت. این بار اعتراضات، وضعیت موجود و زندگی لاکچری مسئولین را هدف قرار داده بود و یادآور شعار «یه اختلاس کم بشه» بود. آنها همچنین با بی‌لیاقت خواندن وزیر آموزش و پرورش خواستار برکناری وی شدند.

اعتراضات معلمان در اسفندماه گذشته به اجرای ناقص طرح رتبه‌بندی بود. مجلس قول داده بود که در تصمیم خود تجدید نظر خواهد کرد. اما نتیجه این وعده چیزی نبود که معلمان را راضی کند. به همین دلیل اعتراضات معلمان در سال  جدید وارد مرحله جدیدی شد. سران حکومت در صدد سرکوب معلمان برای خاتمه دادن به اعتراضات هستند. اما گسترش اعتراضات و شعارهایی که داده می‌شد، نشان می‌دهد این عمل نتیجه عکس داشته است.

اعتراض به بی‌لیاقتی وزیر آموزش و پرورش

شعار‌های معترضان علیه یوسف نوری، وزیر آموزش و پرورش البته تندتر بود. خطاب آنها  بی‌لیاقتی وزیر بود. معلمان در بیانیه پایانی خود تاکید کرده بودند:

«وجود یک وزیر نالایق و بی‌کفایت در راس وزارتخانه باعث شده است که این وزارتخانه به محلی برای برنامه‌ریزی و تدوین قوانین و آیین‌نامە‌های ضد معلم و ضد آموزشی تبدیل شود.»

پر واضح است،  اعتراضات معلمان در گذار از یک اعتراض صنفی به یک اعتراض سیاسی است. سران حکومت تلاش می‌کنند، با دادن وعده‌‌های بی سرانجام  معلمان را ساکت کنند. اما گستردگی و شعارهای  این بار نشان داد که اعتراضات معلمان در  حال تبدیل فاز است. گسترده شدن اعتراضات می‌تواند پایه یک اعتراض سراسری باشد. چیزی که سران حکومت همیشه در هراس از وقوع آن هستند.