ایرانیان ساکن سرزمین مادری در دهه 1390 دوشاخص بدبختی را باهم تجربه کردند: شاخص تورم به مثابهتیرخلاص بر سفره و پس انداز شهروندان و خاموش شدن موتور سرمایه گذاری که علاوه بر افزودن برنرخ بیکاری واقعی زیر ساخت های فرسوده را فرسوده تر کرده است. در چنین وضعیتی است که شمع اعتماد شهروندان به اداره کنندگان کشور آرام آرام آب می شود و برزمین ریخته و دیگر هیچ وعده ای از هیچکس را قبول نمی کنند و در شرایطی که سیاست خارجی ایران همچنان بر ستیزه جویی با بخش مهمی از دنیا استوار است درروز مبادا به کمک نهادهای حکومتی نمی آیند.

واقعیت این است که مردان دولت سیزدهم در حوزه اقتصاد فاقد دانش و تخصص کافی برای ساماندهی اقتصاد ایران هستند و رییس دولت نیز کمتر از وزیران و معاونان خود به اقتصاد آگاه است و تصورمی شود اگر آنها اراده کنند اقتصادکلان و میز اقتصاد خانواده و بنگاهها سر به سلامت می برند و این را از کامیابی های خود می دانند درحالی که دولت قبلی را بی عرضه می دانند. با این همه این دولت در باره مهمترین مسایل اقتصاد کلان بلاتکلیف مانده و تصمیم های اتخاذ شده درباره دلار4200 تومانی و یکی به نعل زدن ویکی به میخ زدن شرایط را تیره وتار کرده است. تصمیم دولت به حذف دلار ارزان و آرد ارزان برای نان های صنعتی به نظر می رسد به دوراهی مرگبار منجر شده است. یک راه حتمی به رشد سرسام آور نان و هرکالایی که با آرد گندم تولید می شود می رسد و یک راه به فساد بزرگ جا به جایی گندم ارزان از نانوایی های سنتی به صنعتی و قاچاق آردزاز ایران به کشورهای همسایه . واقعیت این است که دست به دست کردن دولت قبلی و ادامه روش از سوی دولت فعلی درباره مساله ارز ارزان می تواند به افزایش قیمت تمام شده دارو ونیز لبنیات و گوشت مرغ و گوشت قرمز می رسد. دولت فعلی وافراطیون هوادار دولت فعلی ونیز برخی گروههای کج اندیش هرگز تصور نمی کنند تحریم یک واقعیت سترگ وسر سخت است که شیرازه اقتصاد ایران را به سوی فروپاشی کشانده و از نیرومند ترین ابزارها در دنیای امروز برای جنگ به حساب می آید. دولت سیزدهم بداند سفره شهروندان کوچکتر از آن شده که بشود از آن برای جنگ اقتصادی سوخت تدارک دید.تورمهای بالای 40 درصد درسالهای تازه سپری شده ته سفره شهروندان را نیز جاروکرده و مواد غذایی ارزشمندی درآن دیده نمی شود.

s24

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.