درباره “تفاهمنامه ۲۵ ساله ایران وچین” ونگرانی ناسیونالیستها ورژیم چنج های وطنی

با علنی شدن مفاد “تفاهم نامه ۲۵ ساله ایران وچین” سروصدای نیروهای اپوزیسیون پروغربی و طرفداران رژیم چنج درآمده است.از سلطنت طلبان گرفته تا ملّییون ازنحله های فکری وطبقاتی مختلف، با “مایک پمپئو” هم آوازشده اند که ایهالناس “قرارداد ترکمنچای” دارد تکرارمیشود و این بار چین “کمونیست”قصد دارد ایران بزرگ آریائی را ببلعد! اینها گوئی تاکنون درکره مریخ زندگی میکردند و هیچ اطلاعی از روند کشمکشهای سیاسی، نظامی و اقتصادی کشورهای قدرتمند جهان درمنطقه ودرایران نداشتند و یک باره صبح بیدارشده اند و دیده اند ” ایران قراردادی با چین بسته است که “بدتراز قرارداد ترکمنچای”است .به زعم آنها جمهوری اسلامی با بستن این قرارداد “استقلال ملی” نداشته ایران را نقض و آنرا به مستعمره چین تبدیل کرده است. این کارجمهوری اسلامی خون ناسیونالیستی و وطن پرستی وایضا ضد “کمونیستی” آنها را به جوش آورده است تاجائیکه علاوه برمحکومیت قرارداد، فراخوان بسیج نیرو! برای مقابله با آنرا نیز داده اند.

اما ایا وطن پرستی این جماعت ناسیونالیست درجبهه راست وچپ اپوزیسیون و مخالفت ومحکوم کردن “قرارداد بدتراز ترکمنچای” با نیت حفظ “استقلال اقتصادی وسیاسی وطن” و از راه دلسوزی برای توده های تحت ستم واستثمار و گرفتاردرچنگ جمهوری جهل وجنایت اسلامی است، یا هدف دیگری را دنبال میکنند  .

سابقه تفاهمنامه

اولا آنچه که منتشرشده است فعلا طرح مصوب جمهوری اسلامی برای توافق ۲۵ ساله باچین است و آنهم نه بصورت رسمی که معمولا ازطرف سخنگوی دولت اعلام و بعد مفاد آن منتشر میشود . بلکه بنوعی این طرح به بیرون درز پیدا کرده و یا درزداده شده است. چون سران جمهوری اسلامی در دسیسه چینی و عوامفریبی و عدم شفافیت استادند.  پس فعلا تا اطلاع ثانوی قرارداد رسمی توافق شده وامضاء شده بین دوکشورموجود  نیست ویا علنی نشده است. کسی که بخاطر منفعت سیاسی خود میخواهد چنین القاء کند، در دروغگوئی و عوامفریبی با رهبران جمهوری اسلامی تفاوت چندانی ندارد و نمیخواهد با مردم شفاف حرف بزند و حقیقت را بگوید و سپس درباره آن موضع بگیرد .

نگاهی به کشمکشهای کشورهای امپریالیستی درمنطقه  و دراین چهارچوب روابط بین چین وجمهوری اسلامی نشان میدهد که این طرح که اکنون کلیات آن به بیرون درزکرده است نه امری فی البداهه بلکه مسبوق به سابقه است.

تشدید تدریجی تضاد چین با شرکت ها و محافل مالی وسرمایه گزاران امپریالیستی، دولت آمریکا را  وادارکرد تا با ایجاد محدویت ها وتحریمهای مختلف به سیاست اقتصادی چین مهاربزند ،این سیاست آمریکا چین را که با مازاد تولید مواجه است مجبورکرد برای یافتن بازارهای جدید برای مازاد تولید شرکت های عظیم خود، ابتکار ” کمربند وراه ” را بمنظورگسترش بازارکالاهای چینی وتشویق شرکتها ودولت های کشورهای مختلف برای گرفتن وام وتوسعه زیرساخت ها ورونق تجارت و کسب وکار، -صد البته با درالویت قراردادن شرکت های چینی – دردستوربگذارد.

درچهارچوب این سیاست راهبردی چین بود که درجریان سفر شی جینگ، رئیس جمهور چین به ایران درسال۹۴- زمانیکه حضرات ناسیونالیست و “وطنپرست” درخواب بودند .واز روئیای سهیم شدن درقدرت بوسیله تشدید تحریمهای آمریکا و به گرسنگی کشاندن توده زحمتکش مردم  و یا درنتیجه حمله نظامی وجنگ وکشتار، نشئه بودند، ۱۷ سند همکاری و تفاهمنامه تحت عنوان “مشارکت جامع راهبردی جمهوری اسلامی وجمهوری خلق چین” باچشم انداز رسیدن به توافقات جامع وعملی، به امضاء رسید. آنچه که بصورت غیررسمی به بیرون درز کرده  است یکسری کلیات است برمبنای این توافقات اولیه که ازجزئیات آن هنوز خبری دردست نیست وبنظر میرسد این سند بیشتر آمال وخواسته های جمهوری اسلامی را مطرح میکند. اینکه دولت چین به پای چنین توافقی برود، حرف وحدیث بسیار است . فعلا جمهوری اسلامی بادرز دادن به بیرون این طرح وبا دروغ بافی و عدم شفافیت مشغول دریافت عکس العمل افکارعمومی ایران و دولتهای غربی، بویژه آمریکا است.

درهمین رابطه عباس موسوی میگوید: «این سند موضوع جدیدی نیست و در سفر رئیس‌جمهور خلق چین به تهران در سال ۱۳۹۴ توافق شد که دو کشور در راستای گسترش همکاری‌های جامع این سند را به امضا برسانند.» این درزمانی بود که جمهوری اسلامی هنوزتحت تحریمهای آمریکا بود ودررویکرد به چین  کم کردن فشارتحریمهای آمریکا واروپا را مد نظرداشت. اما وقتی توافق برجام پیش آمد، جمهوری اسلامی با دست ودلبازی مشغول بستن قراردادهای متعدد با شرکتهای غربی شد و صدائی هم ازناسیونالیست های وطن پرست ما برنیامد ، عملا مذاکرات مربوط به گسترش همکاری با چین به پستوی سیاست خارجی جمهوری اسلامی رانده شد. اما با سرکارآمدن ترامپ و خارج شدن آمریکا ازبرجام واعمال تحریمهای شدید اقتصادی و مالی و ناتوانی اتحادیه اروپا درکسب رضایت آمریکا برای ادامه کار کمپانیهای غربی درایران و خروج پی درپی آنها ازایران ، تشدید بحران اقتصادی ،اعتصابات کارگری و خیزشهای اجتماعی و ناتوانی رژیم در حل معضلات متعدد دیگر، این بار فیل  رهبران جمهوری اسلامی یاد هندوستان کرد ودرسال ۹۷ هیئتی مرکب ازعلی لاریجانی ،محمد جواد ظریف ،بیژن نامدار زنگنه  ورئیس کل بانک مرکزی برای مذاکره راهی چین شدند. درپی این مذاکرات، پیشنویس نهائی این تفاهمنامه دراول تیرماه در نشست دولت تصویب وبه وزارت خارجه ماموریت داده شد تا بامذاکره با طرف چینی شرایط توافق روی متن مورد قبول دوطرف را تهیه نمایند و بعد از طی این روند بود که متنی تحت عنوان “ویرایش نهائی برنامه همکاری جامع ۲۵ ساله ایران وچین”درشبکه های مجازی پخش شد .درعین حال نباید فراموش کرد که سروصدای رژیم سرکوبگر حاکم برایران درباره این تفاهم نامه نیز جنبه هشدار به دولت آمریکا واتحادیه اروپا را دارد که اگر بیش ازاین فشاربیاورند بطورجدی به طرح راه ابریشم چین خواهند پیوست.

درواقع امر طرح “تفاهم نامه …”منتشرشده درچهارچوب “ابتکار کمربند راه ” چین تنظیم شده است که درسال ۹۲ ازسوی رئیس جمهور چین بمنظوربازسازی جاده ابریشم  برای گسترش موقعیت چین درساختاراقتصادی وسیاسی جهان طراحی شده است  و نزدیک به ۶۵ کشورازقاره های آسیا، اروپا وآفریقا به آن پیوسته اند . طبق متن منتشر شدهٔ ، «کریدورهای جنوب-شمال و جنوب-غرب» ایران بخشی از این «کمربند اقتصادی راه ابریشم» خواهد بود.

برخلاف تصور ناسیونالیستها ووطن پرستهای قلابی ایرانی،جمهوری اسلامی درکشمکش بین امپریالیستهای غربی وشرقی همواره روبه غرب داشته و بواسطه وابستگی دیرینه اقتصاد وسیاست ایران به غرب و جایگاه رفیع مذهب و آخوندهای شیعه نزد طراحان سیاست های امپریالیستها، همواره نافشان  به غرب  وابسته ودلشان به کرامات آنها خوش بوده است  وامروزدرناتوانی در ایجاد وحفظ رابطه باغرب است که به سمت شرق روی آورده اند. همانطورکه گفته شد ، قبل ازتوافق برجام تحت تاثیر تحریمهای اقتصادی آمریکا بناگزیر مدتی روابط تجاری خودرا باچین گسترش دادند و بعد از توافق برجام هرچه بیشتر به بازگشت سرمایه گذاری های خارجی ازاروپا وآمریکا دل خوش کردند ودرفاصله اندکی ده ها قرارداد با شرکتهای غربی منعقد نمودند و کلا طرح گسترش رابطه درابعاد “تفاهمنامه …” با چین به محاق رفت. اما با روی کارآمدن ترامپ وخروج آمریکا ازبرجام و تشدید محاصره اقتصادی و تعمیق بحران اقتصادی و فساد گسترده در دستگاه دولتی  و ازسوی دیگر خیزشهای میلیونی توده ای،که اصل رژیم ارتجاعی و مافیای قدرت و ثروت را باخطرانهدام مواجه نموده است، رژیم را به فعال کردن طرح توافقات قبلی با چین کشاند. سیدمحمدحسین ملائک، سفیر اسبق ایران در چین، میگوید «دولت  متأسفانه چون احساس کرد گشایش‌های زیادی از برجام به دست می‌آورد، به این پیشنهاد توجه نکرد، امّا وقتی محدودیت‌های بین‌المللی [پس از خروج آمریکا از برجام] مجدداً شروع شد، دولت جمهوری اسلامی… دوباره به سراغ این توافق رفت.» (فرهیختگان، ۵ تیرماه ۱۳۹۹)

تردیدی نیست که تشدید تضاد چین با ایالات متحده ومتحدان اش نیزدرتسریع این روند موثربوده است.هرشاگرد ابتدائی مدرسه سیاست نیز میداند که دراین عصرودوران تلاش کشورهای امپریالیستی برای تجدید تقسیم مناطق نفوذ وکنارزدن رقیب، عامل مهم تحولات و کشمکشهای قرن بیست ویکم بویژه درکشورهای منطقه ما محسوب میشود  وتفاهمنامه بین جمهوری اسلامی ودولت چین نیز ازاین چهارچوب مستثنی نمیباشد. اینکه تشدید این تضاد ها به کدام نتیجه نهائی برسد،قابل پیشبینی دقیق نیست. اما با این حال رژیم چنجی های ما نباید بیش ازحد نگران باشند چرا که درشرایط توازن قوای فعلی درمنطقه وجهان به مرحله امضاء واجرادرآمدن این تفاهمنامه با موانع متعددی مواجه خواهد بود.

شکی نیست که گسترش روابط اقتصادی با ایران بدلایل مختلفی برای چین مهم است اما نباید فراموش کرد که چین دررابطه با آمریکا دارای منافع کلان واستراتژیک میباشد وتقابل فعلی با آمریکا ممکن است سرانجام با توافقاتی میان طرفین پایان یابد.

درشرایطی که درنتیجه تحریمهای آمریکا سطح مبادلات تجاری چین با ایران بسیار پائین آمده و بانکهای چینی حاضر به همکاری با ایران نیستند، مبادلات چین با آمریکا بیش از ۷۰۰ میلیاردلار درسال است.سهامداران بسیاری ازشرکت های غول پیکرچینی سرمایه داران وشرکت های آمریکائی هستند وبانک داران وسهامداران چینی دربازار آمریکا فعال اند…حال چگونه میتوان بدون مواجهه با تحریمهای سنگین آمریکا به مراودات تجاری با ایران درحد سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری جامه عمل پوشاند؟

علاوه برآن ساختارمعیوب اقتصادی ایران ،بحران شدید وفساد ورشوه خواری گسترده ،پولشوئی وتسلط مافیای رنگارنگ برشاهرگهای اقتصادی کشور،آشفتگی درامورسیاسی وازهمه مهمتر اعتراضات گسترده اجتماعی و نامشروع بودن حاکمیت درمیان توده های مردم… همه اینها امکان تحقق سرمایه گذاری کلان  با تضمین بازگشت سود برای سرمایه گذاری های بزرگ خارجی را بامشکلات وموانع لاینحلی مواجه میسازد.این موانع ومحدودیت ها کشورهای اتحادیه اروپا را هم شامل میشود. کما اینکه بنا به گفته سفیر جمهوری اسلامی درچین ،”چنین سرمایه گذاریهای کلانی ابتدا به اروپائیها پیشنهاد شده بود اما آنها زیربارنرفته اند”.

درشرایط کنونی که ایران درمنظقه به مشکلی برای کشورهای بزرگ اروپا آمریکا وقدرتهای منطقه تبدیل شده است اشغال جایگاه “مسیرارتباطی شرقی وغربی”در طرح راه ابریشم توسط ایران  با مخالفت شدید کشورهای منطقه مواجه خواهد شد و  طبیعتا چین نیزحاضر به بهم خوردن رابطه اش با کشورهای منطقه، نظیرعربستان سعودی که درطرح راه ابریشم مشارکت دارند،  نخواهد بود. بنابراین نگرانی رژیم چنجهای وطنی و ناسیونالیستهای وطن پرست حداقل تاوقتی که تضادهای بین آمریکا وچین به نقطه درگیری نرسیده است، بی ربط است وچین باحفظ وضع موجود تاجائی به سرمایه گذاری درایران رضایت خواهد داد که تعادل موجود وتوازن قوا ممکن میسازد.

پس آنچه که نگرانی وطن پرست های دوآتشه و رژیم چنجی های وطنی را دامن زده است و آنهارابرآشفته نموده است نه بستن “قرارداد ننگین” جمهوری اسلامی باچین، بلکه نگرانی آنها ازتغییرتوازن قوا ودرچشم اندازنبودن برنامه رژیم چنج و حمله نظامی آمریکا و نشاندن اینها بجای جمهوری اسلامی است .چنانچه ننگین ترازاین قرارداد اگربا آمریکا بسته شود، مشکلی ندارند .انگاری که این آمریکا وغرب نبودند که ده ها سال ایران را ملک طلق خود میپنداشتند و تا جائی که اعلیحضرت بزرگ ارتشتاران اش بدون اجازه سفیران آنها آب هم نمیتوانست بخورد و دراین مناسبات قراردادهای اسارتباری را تحمیل کردند که جز فقر وبدبختی برای نود درصد مردم و بهشت برین برای اقلیتی ناچیز ازوابستگان بخود، ثمره دیگری برجای نگذاشتند. آخرسرهم با تحمیل حکومتی مذهبی و ارتجائی جنبش انقلابی وقیام توده ای بهمن برای آزادی وبرابری را با شکست مواجه کردند تا کارناتمام رژیم شاهنشاهی در سرکوب نیروهای چپ ،کمونیست و آزادیخواه جامعه را بدست مذهبیون مرتج تمام کنند. اینها نه دلشان به وطن ومیلیونها کارگرو زحمتکشی که زیرستم واستثمار وسرکوبگریهای سرمایه داران حاکم و دولت مذهبی شان بستوه آمده اند ، میسوزد ونه نگران ازدست رفتن “وطن” هستند.

سخن آخر

 این واقعیت را نباید فراموش کرد که همه کشورهای جهان دارای مراودات اقتصادی ،سیاسی وفرهنگی وغیره باهم هستند وهیچ کشوری نه میخواهد ونه میتواند ازدایره این مناسبات برکنارباشد.درنظام سرمایه وسود، رقابت بین سرمایه داران و امپریالیستها برای بدست آوردن بازار ،نیروی کارارزان ومنابع موادخام به جنگهای ویرانگری منجرشده است که میلیونها نفراز زحمتکشان قربانی شده اند.لاجرم روشن است که این کشورها دربستن قراردادها و معاهدات اقتصادی وسیاسی ونظامی با کشورهای دیگر منافع خود را دنبال میکنند و بقول معروف “گربه برای رضای خدا موش نمیگیرد” ودراین میدان رقابت چه غرب باشد چه شرق و چه آمریکا باشد وچه چین ویا اروپا ،نسبت به وضعیت اقتصادی واجتماعی وسیاسی هرکشوری تاجائی که تیغ شان ببرد خواست های خودرا تحمیل خواهند کرد.

 جمهوری اسلامی با ماهیت ضد مردمی خود و  باچهل سال سرکوب وفریب ودروغ،  مسلما نمیتواند درمراودات ومعاملات خارجی، همچون تفاهمنامه اخیرباچین منافع مردم را نمایندگی کند.درشرایطی که سیاست های ویرانگررژیم و مافیای قدرت وثروت  ودزد وغارتگرحاکم، جامعه را با بحرانها وبن بست های لاینحلی مواجه کرده است و بیکاری ،گرانی وبی مسکنی بیداد میکند وتوده های کارگر وزحمتکش بستوه آمده و به اعتراض برخاسته اند و خطر خیزشهای مردمی وسرنگونی و فروپاشی رژیم درچشم انداز مبارزات کارگران وزحمتکشان قرارگرفته است رژیم درجستجوی راه مفری برای ادامه حیات خود است وروشن است رژیمی که این چنین ابتدائی ترین حقوق مردم را پایمال میکند و فساد ودزدی واختلاس سرتاپایش را دربرگفته است،  برای بقای ننگین  خود به هرقرارداد خفت باری تن میدهد. ازاین رو مسلم است که قراردادهای منعقده با این رژیم مشروعیت لازمه رانداشته ومیباید درفردای سرنگونی رژیم مورد بازبینی وتجدید نظرتوده های مردم قرارگیرند. ومهمتراینکه کارگران وزحمتکشان وبویژه عناصر وگروه های پیشرو حامعه به تجربه میدانند که مبارزه علیه امپریالیسم درهرشکل ولون آن و یا هر قرارداد اسارتباری، جدا ازمبارزه برعلیه سرمایه داری نیست که امروز با توسل به مذهب و فریب وسرکوب دماراز روزگار اکثریت توده های مردم درآورده است . خارج ازتبلیغات واقدامات عوامفریبانه رژیم وامپریالیستها و طرفدارانشان، راهی جزمتحد شدن و تشدید مبارزه به اشکال مختلف بمنظور یکسره کردن کار رژیم سرمایه داری ومذهبی حاکم برکشور و گرفتن سرنوشت خود بدستان خویش، وجود ندارد.

۲۹ تیرماه ۹۹

منتشر شده در نشریه کار کمونیستی تیرماه ۱۳۹۹ شماره ۱۸۲

Share: