طبقه کارگر ایران برای تبدیل شدن به آلترناتیو سیاسی و کسب قدرت سیاسی از مسیر سخت وبغرنجی تا به امروز گذشته و در عین حالی که در نبردهای پی در پی پیروزی هایی بدست آورده اما بیانیه های شتابزده، نیابتی از یکسو و یا موتور کوچک آن شدن از سوی دیگر با واقعیت تاریخی مبارزه طبقه کارگر ایران تطابق نداشته وندارد. امروز بار دیگر جنبش کارگری ایران برای پیش روی به جلو باید انتخاب کند. در دو دهه گذشته کارگران  توانسته اند طی مبارزات بسیا ر سختی در عمل با رد نظراتی که در شرایط دیکتاتوری نمی شود اتحادیه یا سندیکای علنی مستقل خود را بوجود آوردن بطور پایدار همچنان در صحنه باقی ماند تشکل های مستقل خود را بوجود آوردند و امروز با تمام توطئه های نمایندگان سرمایه، سندیکای هفت تپه و اتوبوس رانی تهران راه گشای گسترش و هم گرایی تشکلات کارگری می باشند. تاریخ مبارزه طبقه کارگر در این صد سال گذشته خود گواهی است بر این حقیقت که باید بر روی سازماندهی کارگری طبق شرایط مشخص ایران در هر شکل پافشاری کرد، مهم و تعیین کننده خط مشی مبارزاتی آنها و استقلال آنها از سرمایه و حکومت است.  بحران ساختاری سرمایه در ایران، فشار حداکثری امپریالیسم آمریکا خیزش های رادیکالیزه شده فرودستان بار دیگر بورژوازی ایران را بر آن داشته برای حفظ منافع و نجات خود در سطح جهانی و داخلی برای جلوگیری از رشد جنبش کارگری تلاش مذبوحانه کند. این امر از ماهیت بورژوازی ایران بر می خیزد که در رشد وتکاملش همیشه استعمارگران و امپریالیستها نقش موثری داشته و هر گاه و هر زمان از سوی کارگران و فرودستان در خطر بوده اند آنها به کمکش آمده اند. 

این اولین بار نیست که در تاریخ صد واندی سال بورژوازی ایران برای ادامه قدرت خود هنگامی که خطر خیزش تهیدستان وفرودستان را حس می کند با طبقا ت مرتجع داخلی و با امپریالیستها دست به یکی می کند، باصطلاح ملی گرایی و دموکراسی خواهی را به فراموشی می سپرد و به حکومت دیکتاتوری مطلقه برای سرکوب انقلاب کارگری رو می آورد. این تفاوت ماهوی سرمایه داری ایران است که در دوران تاریخی امپریالیسم و انقلابات پرولتاریایی تکامل یافته است. بورژوازی ایران انقلاب مشروطیت را باطل کرد و به دیکتاتوری مرد مقتدر رضا خان میرپنج سپرد، محمد رضا شاه دستاوردهای دموکراتیک پس از شکست فاشیسم را با کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ آمریکایی – انگلیسی مصادره کرد و بورژوازی ایران بار دیگر منافع خود را در رضا شاه دیگری دید. همینطور است در انقلاب۵۷ . خیزش توده های میلیونی بستوه آمده همراه بود با بزرگترین سازماندهی و اعتصابات کارگری در ایران. کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایران بعنوان یک نیروی چپ ضد امپریالیستی توانسته بود به صدای مشترک اپوزیسیون رادیکال و فرودستان تبدیل شود. 

خطر رشد بدیل کارگری بار دیگر بورژوازی انگلی ایران را هراسان کرد و بار دیگر همه جناح های بورژوازی با یاری امپریالیسم جهانی و تصمیم جمعی گوادولپ دیکتاتوری لعنین را بر جنبش کارگری تحمیل کردند. در این چهار دهه بورژوازی ضمن توافق با سرکوب جنبش کمونیستی و کارگری باهم بر سر تکامل سرمایه داری ایران نوع دولتی ویا خصوصی اختلاف داشتند که بنظر می رسد به سود حاکمیت یک دست ولایت فقیه با انتخاب رئیسی فعلاً خاتمه یافته است.

اما اوضاع جهانی و اوضاع ایران با گذشته کاملاً متفاوت است و بهمین ترتیب در سطح جهانی با صف آرائی جدید قدرت های بزرگ مواجه هستیم .

در  ایران بر اثر رشد سرمایه داری طبقه کارگر به نیروی تعیین کننده ای در تولید و چرخ توزیع تبدیل شده است و از همه مهمتر در همین شرایط سرکوب و دیکتاتوری مطلق توانسته خود را سازمان دهد، در سراسرایران هرجا کارگاهی هست وسرمایه ای در کار است کارگران هستند و خبر ها را می شنوند که در سال گذشته در ایران در دوره کرونایی حدود دو هزار اعتصاب صورت گرفته است، از مبارزات هفت تپه، فولاد اهواز، اتوبوسرانی و دیگر تشکلات مستقل کارگری باخبرند. از حرکت بازنشستگان برای احقاق حقوق خود، از سازماندهی اعتراضات معلمان و… باخبرند. اول ماه مه گذشته این جریانات کف کارخانه ها و خیابان ها در بیانیه هایی با امضای علنی پانزده تشکلات مستقل و پشتیبانی کلیه نیروهای چپ و کمونیست از این بیانیه وجود یک آلترناتیو کارگری را در صحنه سیاسی ایران به عموم اعلام کرد. حکومت ظاهراً یکدست شده مقتدر آمده  تا مانع رشد این آلترناتیو بهر وسیله ممکن شده و بار دیگر طبقه سرمایه دار ایران از خطر قدرت گیری فرودستان جلو گیرد. سرکوب چهل ساله دیگر، کاری نیست، بجای گلوله های گرم این روز ها گلوله های شکر آلود هم بکار گرفته اند، بجای تعرض عقب نشینی را هم مجبورند تحمل کنند و در کلیه این تاکتیک ها یک هدف مشخص را دنبال می کنند. جلوگیری از رشد و گسترش تشکلات مستقل کارگری و جلوگیری از همگرایی آنها. امروز این مبارزه به مرکزی ترین مبارزه میان طبقه کارگروسرمایه دار تبدیل شده است؛ کلیه نیروهای سیاسی بین این دو باید یکی را انتخاب کنند. حزب رنجبران ایران با تمام نیرو در سمت جنبش کارگری ایران و آلترناتیو کارگری که در برگیرنده ی کلیه تشکلات مستقل مدنی و اجتماعی توده ایست ایستاده است. کلیه گرایش های سکتاریستی و خود مرکز بین وقتش رسیده که به این حرکت تاریخ ساز طبقه کارگر بپیوندند، کمونیسم علمی را در پیوند با شرایط مشخص صیقل دهنده برای ایجاد حزب پیشرو پرولتری در پیوند و برآمده از جنبش کارگری تلاش کنند.

پیروز باد جنبش سازمان یابی کارگری مستقل در هر شکل طبق شرایط مشخص هر صنعت، هر منطقه و هر جمع کارگران؛ از سندیکا و اتحادیه گرفته تا شورا و مجمع عمومی و…….  

حزب رنجبران ایران