در گذشت محمد رضا شجریان خواننده ایرانی

مهر ۱۳۹۹ – 8 اکتبر 2020

محمدرضا شجریان، خواننده نامدار ایران در روز 17 مهر 1399 بعد از یک دوره طولانی بیماری در تهران درگذشت نام شجریان با موسیقی معاصر ایران گره خورده و شاید گزاف نباشد که او را مهمترین چهره موسیقی سنتی ایران در بدانیم بسیاری معتقدند  که او  پل میان قدما و نسل متاخر خوانندگان ایرانی بوده شیوه طاهرزاده، اقبال السلطان و تاج را فرا گرفته اساتیدی چون عبادی پایور برومند و دوامی داشته، با نوازندگانی مانند جلیل  شهناز، ورزنده، شریف، بدیعی، لطفی، علیزاده و مشکاتیان کار کرده، آموزگار بیشتر خوانندگان مطرح چهار دهه اخیر همچون شهرام ناظری و همایون شجریان بوده و در چند برهه اجتماعی در تاریخ ایران نقش پر رنگی داشته است

کمتر هنرمندی مانند شجریان در ایران بوده که طیفهای مختلفی از جامعه را به این گستردگی در میان مخاطبانش داشته باشد. از دانشجو و خانه دار گرفته تا با زاری و روشنفکر. ازجمله  مذهبیان و دولتمردان جمهوری اسلامی تا سالها صدایش یک ماه هر شب در آستانه اذان مغرب مهمان خانه ایرانیان بود و مرغ سحر که دههها خموش بود با صدای او بود که جان تازه دیگری گرفت. هم صدای خش و خاشاک بود و هم را وی شعر فارسی منتقدان حکومت و مهاجران خارج از ایران

آلبومهایی مانند پیام نسیم، سرو چمان، آرام جان و فریاد از جمله آلبومهای او بودند که نه در استودیویی در تهران بلکه بر روی صحنه ای در اروپا یا آمریکا ضبط شده بودند. چند آلبوم دیگر او نیز که رسما در ایران منتشر نشد، در خارح از ایران ضبط شده است بسیاری از کسانی در خارج از ایران با محصولات فرهنگی که از ایران صا در می شد مشکل ساختاری و عقید تی داشتند و بسیاری از این محصولات را اعم فیلم تئاتر، کتاب و حتی موسیقی را بخشی از پروپاگاندای جمهوری اسلامی و یا وابسته به آن می دانستند، با این حال همین عده اما نگاهی متفاوت به شجریان داشتند تعدادی از نوازند گانی که بسیاری شان به دلایل سیاسی خا رج از ایران زندگی می کردند، با همراهی در کنسرتها ی شجریان توانستند ارتباط خود را با مخاطب داخل ایران حفظ کنند

محمدرضا شجریان در اول مهر 1319 در مشهد به دنیا آمد. پدرش، مهدی شجریان، صدای خوشی داشت و در جوانی آواز می خواننده بود، اما آموزشی ندیده بود. او یکی از بهترین قاریان قرآن در مشهد بود و محمدرضای شش ساله که در جلسات قرائت قرآن همراه پدر حضور می یا فت، خواندن قرآن را آغاز کرد

با این حال زمانی که شجریان به خوانندگی جدی در موسیقی ایرانی روی آورد، مدتها پدر از آن خبر نداشت و تا سالها خواننده جوان با استعدادی که شکوفا شده بود، سیاوش بیدکانی یا “سیاوش” نام داشت تا اینکه وقتی پدر صدایش را شناخت با نام شجریان ادامه داد20 ساله بود که به استخدام اداره آموزش و پرورش خراسان در آمد و معلمی پیشه کرد. در همان سالهای نخست تدریس بود که با سنتور آشنا شد و خود سنتوری ساخت و با آن نواختن را آموخت. سالها بعد نزد فرامرز پایور سنتورنوازی را ادامه داد در اواسط دهه 1340 بود که به تهران رفت و در آزمون انتخاب خواننده برای را دیو شرکت کرد به او گفتند که با استعداد است اما به درد کار در رادیو نمی خورد.

پیش از آن چند سالی به جدیت برنامههای موسیقی رادیو مانند گلها را پیگیری می کرد و شیوه بسیاری از خوانندگان مشهور آن زمان مانند ادیب خوانساری، تاج اصفهانی و بنان را از رادیو آموخته بود، اما هنوز به صورت آنچه مرسوم بود نزد کسی آموزش موسیقی ندیده بود. پس از آن بود که آموختن کلاسیک آواز را با اسماعیل مهرتاش، نوازنده تار در جامعه باربد آغاز کرد. چند سالی آنجا ماند اما چون هم جامعه باربد نگاهش بیشتر به تئاتر معطوف بود و هم مهرتاش خواننده نبود و با تار آموزش آواز میداد، جامعه باربد را ترک کرد. محمدرضا منتشری و جمال وفایی از همدورهایهای او در جامعه باربد بودند.

آشناییاش با موزیسین آشناییاش با عبادی که شجریان او را همچون پدرش می دانست، زمینه را برای او فراهم کرد که نه تنها با نوازندگان برجسته ای چون رضا ورزنده، حبیبالله بدیعی و فرامرز پایور در رادیو برنامه اجرا کند، بلکه بتواند با کسانی آشنا شود که در واقع او را به قد ما مرتبط می کردند اعطای نشان “شوالیه هنر و ادبیات” فرانسه به او در سال 1393 مورد دیگری بود که خشم چهرهها و رسانهای تندرو را برانگیخت. شجریان در مراسم اهدای این نشان که در اقامتگاه برونو فوشه، سفیر فرانسه در تهران برگزار شد، گفت:.

من در تمام طول نیم قرن کوشیدم تا سنت کهنسال و ریشه دار خنیاگری ایرانی را با همه زوایا و گوشهها، همه غنا و عظمت و تنوعش حفظ کنم، پاس بدارم و سپس آن را به آیندگان منتقل کنم روزنامه کیهان بار دیگر در انتقاد از آقای شجریان، نوشت هنرمندانی که این نشان را می گیرند، مانند کسانی هستند که در قلع و قمع کردن فرهنگ اسلامی ایرانی مردمان این سرزمین می کوشند. گفته می شد که انتشار تصنیف زبان آتش با شعری از مشیری که با “تفنگت را زمین بگذار” در آن روزهای پر تب و تاب واکنشی وقایع سال 1388 است.

شجریان با آنکه خود می گقت سیاسی نیست، شاید بیش از هر هنرمند دیگری در ایران آثارش ناخودآگاه با سیاست گره خورده است. محمدرضا شجریان در سال 1394 کنسرت خود را در ارمنستان لغو کرد و در توضیح آن گفت در ام آرآی اخیرم مشاهده کرد که قاطعانه از من خواست سفرم را لغو کرده تا برای 6 تا 8 هفته زیر نظر ایشان به معالجه و درمان مورد دیده شده بپردازیم. حدود یک ماه بعد و در نوروز 1395 او ویدیویی منتشر کرد که در آن موهایش را کوتاه کرده بود و تلویحا که از بیماری طولانی مدت خود خبر می داد. در بخشی از ا ین وید یو گفته بود: با مهمان پانزده سالهای سالهاست آشنا هستم و با هم دوست شدهایم.

آقای شجریان در آن زمان گفت که در حال معالجه است و قول داد که پس از درمان به کار هنری خود برگردد. او در این مدت بخشی از درمان خود را در آمریکا انجام داد، اما بیشتر در ایران بوده است. او در این مدت بارها به دلیل وخامت وضعیت جسمی در بیمارستانی در تهران بستری شد.

محمدرضا شجریان دوبار ازدواج کرد که از ازدواج نخستش سه دختر و یک پسر و از ازدواج دومش یک پسر داشت. مژگان، کوچک ترین دخترش خواننده و نوازنده سه تار، طراح گرافیک برخی از آلبومهای بوده است و همایون، پسر اولش، خواننده و نوازنده تمبک و کمانچه است.

به خطا طی، نجاری، کوه نوردی و باغبانی تا مرحله ممتازی پیش رفت یادش گرامی در انجمن

مهدی ضمیری  برلن  (09.10.2020)

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *