رد پای خیریه ها و مافیای فولاد در تعیین دستمزد

سالهاست زمانی که بحث و چانه زنی برای تعیین حداقل دستمزد کارگران آغاز میشود، گروهها و افرادی با طرح مسئله «دستمزد منطقه‌ای» و دست‌اندازی به حداقل‌های زندگی کارگری تلاش میکنند کمترین حقوق ممکن برای کارگران تصویب شود. افرادی که اکثریت قریب به اتفاق آنان سهام داران و صاحبان صنایع و کارخانه‌ها و بنگاه‌های عظیم اقتصادی هستند. هرچند امسال هم طبق اعلام وزارت کار طرح تعیین دستمزد منطقه‌ایی اجرا نخواهد شد اما همچنان صاحبان سرما‌یه‌ با تمام رانت و لابی و زد و بندشان در پی اجرای این طرح ضد کارگری هستند.

دستمزد منطقه‌ای یعنی قراردادها و پرداخت‌های متفاوت در مناطق جغرافیایی متفاوت؛ یعنی کاهش حداقل دستمزد در برخی مناطق؛ یعنی تشدید شکاف طبقاتی.

حامیان و مُنتفعان این طرح معتقدند هدف از این طرح کاهش هزینه‌های تولید در مناطق دورافتاده و ایجاد اشتغال است! پوچ بودنِ این ادعا کاملا مشخص است اما در ادامه سعی میکنیم به نقش بنگاه های خیریه در تعیین دستمزد بپردازیم و در قسمت دوم این مطلب به نقش مافیای فولاد پی ببریم.

دستمزد منطقه ای از ابتدای دهه نود مطرح شد اما نهاد خیریه «نذر اشتغال امام حسین» اخیراً و امسال با جدیت دنبال اجرایی شدنِ آن بود. مدیر عامل موسسه خیریه نذر اشتغال کسی است به نام «اکبر اخوان مقدم» که در رسانه های دولتی به رفع بیکاری و اشتغال زایی مشهور شده است! با وجود آنکه ماده 42 قانون کار حداقل دستمزد را بر اساس سه مولفه «تورم» و «سبد معیشت خانوار» و «ساعت کار» تعیین میکند، در طرح دستمزد منطقه ای مولفه های دیگری مثل بهره‌وری کارگاه‌ها و هزینه‌های زندگی در مناطق و نفوذ بخش خصوصی اثرگذار است. مطابق طرح «مزد منطقه ای» ۱۲۴ منطقه دستمزدی تعریف کرده اند و حداقل دستمزدها بر اساس شهرهای بزرگ و کوچک، از چهار میلیون تومان برای کارگران تهران تا کمتر از دو میلیون تومان در روستاها پیشنهاد شده است! شاید عجیب باشد که یک نهاد خیریه در تعیین دستمزد کارگران کشور دخالت کند. پس بهتر است کمی شفاف تر به جایگاه خیریه ها در اقتصاد کشور و رابطه آنها با شبکه های فساد بپردازیم.

اکثر خیریه ها به نوعی در ارکان اقتصادی کشور تنیده شده اند. این بنگاه های خیریه به صورت هیأتی اداره میشوند. هیأت اُمنای بزرگترین خیریه ها وابستگان سابق و فعلی به نهادهای امنیتی و نظامی هستند. بنابراین از حسابرسی معاف شده اند پس مالیات نمی پردازند و به راحتی میتوانند پولشوئی کنند بدون هیچ گونه نظارت قانونی یا مردمی. در واقع سیستم مافیائی در بنگاه های خیریه با سیستم مافیائیِ حاکم بر اقتصاد کشور همخوانی دارد. این مسئله اهمیت دارد چون باید بدانیم نهاد خیریه که قاعدتاً وظیفه اش این است به اقشار ضعیف کمک رسانی کند، چگونه سر از تعیین دستمزد کارگران و جلسات مهم اقتصادی درآورده و چرا وظایفی را علیه اقشار کم درآمد دنبال میکند. آن چیزی که فی مابین نهادهای امنیتی و نظامی با بنگاه های خیریه رابطه برقرار میکند، «اتاق بازرگانی» است که قطب فکری و راهبردی مالکان و تاجران صنایع به حساب می آید. در جلسات این اتاق که دشمن نیروی کار و مدافع منافع سرمایه دار است، نمایندگان دولت و بخش خصوصی نیز شرکت می‌کنند. در نتیجه، بنگاه های خیریه که مانند دیگر بنگاه ها و هولدینگ های اقتصادی، تحت نظارت و حمایت سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی فعالیت میکنند، با هدایت اتاق بازرگانی به زنجیره اصلی مافیای اقتصادی متصل میشوند.

پس بنگاه خیریه برخلاف اسمش، چیزی جز مافیا نیست و در ساختار مافیایی کشور زیرمجموعه بنگاه ها و هولدینگ های بزرگ (مثل قرارگاه خاتم، آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، شستا و…) قرار میگیرد که در خلاء تشکل های مردمی، بر اقتصاد ایران حاکم شده اند. برای اینکه پرده ای بر روی این مافیای عظیم بیفتد، «نهادهای خیریه» بهترین پوشش است. خیریه ها با حمایت صاحبان قدرت دارای سرمایه میشوند و شبکه مافیای اقتصادی را گسترش میدهند. به این ترتیب، دستمزد نیروی کار به عنوان یکی از اهداف بنگاه های خیریه قرار میگیرد و «دستمزد منطقه ایی» به عنوان یکی از طرح های ضدکارگری برای کنترل بیشتر بر کار و مزد ظهور میکند و گروه هایی از نمایندگان مجلس نیز حامی آن میشوند.

دیدیم که بنیادهای خیریه با هدایت اتاق بازرگانی به نهادهای قدرتمند مافیایی تبدیل میشوند که نقشه های بر ضد منافع طبقه کارگر می چینند. بعضی از این نقشه های شوم مانند بحث حداقل دستمزد و اصلاح قانون کار است که به ابزارهای فشار و سرکوب کارگران بدل شده. مطالبه افزایش دستمزد بالاتر از خط فقر خواسته اکثریت کارگران است و این را بارها با اعتصاب های گوناگون نشان داده اند. اما شبکه های قدرتمند مافیای اقتصادی و سیاسی برای اهداف فاسد خود چاره ای ندارند به جز اینکه مانع اعتصاب ها و مطالبات کارگری شوند.

به همین دلیل است که شورای اسلامی کار را وسط کشیدند تا به خیال خودشان جلوی ایجاد تشکل مستقل و معترض را بگیرند. مسئولان و مدیران این شبکه های مافیا و فساد، طبقه کارگر را با کارِ مزدی به بردگی می کشانند و علی رغم اینکه خط فقر بالای ده میلیون تومان اعلام شده، زندگی فقیرانه ای را برای خانوارهای کارگری حاصل کرده اند. تمام طرح های دستمزد هر سال برای این است که کارگر از طریق مزد به دولت و کارفرما وابسته گردد و منافع شبکه های مافیائی تأمین گردد.

تعیین نرخ دستمزد برای میلیون ها کارگر، از طریق نمایندگان دولت و کارفرما و شورای اسلامی و خیریه و سپاه و همکارانشان تصمیم گیری میشود در حالیکه کارگران حتی یک نماینده واقعی و یک تشکل مستقل کارگری ندارند که دستمزد منصفانه و عادلانه را پیگیری کند.

حدود چهل هزار خیریه در کشور فعال هستند و به غیر از خیریه های مردم نهاد و مستقل که بخش وسیعی شان در خوزستان و جاهای دیگر سرکوب و منفعل شد، مابقی موسسات خیریه متعلق به ششصد شرکت عظیم هستند. مالکیت و مدیریت این شرکت ها عمدتاً در اختیار نهادها و هولدینگ های اقتصادی بزرگ مثل آستان قدس، بنیاد مستضعفان، صندوق بازنشستگی فولاد، قرارگاه خاتم، تأمین اجتماعی، ستاد اجرایی امام، صندوق فرهنگیان و امثالهم قرار دارد. علاوه بر بنگاه «نذر اشتغال امام حسین» متعلق به برادران اخوان مقدم، مهم ترین خیریه های اصفهان «جواد الائمه فولاد مبارکه» به مدیرعاملی «طهمورث جوانبخت» و خیریه «حضرت رسول اکرم» به مدیرعاملی «عباس اکبری (علی) محمدی» است که طراح و مدافع سرسخت «مزد منطقه ای» هستند. این افرادی و سرمایه داران مشابهی مثل «حمیدرضا عظیمیان» مدیرعامل فولاد مبارکه اصفهان که به شدت از سوی دولت و ایمیدرو و سازمان خصوصی سازی حمایت میشوند، علاوه بر اینکه صاحب شرکت ها و صنایع دیگری نیز هستند، جزء فعال مافیای اصفهان موسوم به «لابی فلات مرکزی» به حساب می آیند. طهمورث جوانبخت رئیس هیأت مدیره توکا نسوز، رئیس هیأت مدیره شرکت بهسازان صنایع خاورمیانه و معاون فروش فولاد مبارکه هم هست و دستی هم در مافیای صنعت پتروشیمی دارد. عباس محمدی همچنین مدیرعامل فولاد سنگان (با سرمایه گذاری لابی اصفهان) و معاون نیروی انسانی فولاد مبارکه نیز هست و کسی مانند عظیمیان که از دهه شصت در وزارت کشور فعال بوده، پس از سالها نقش آفرینی در نهادهای امنیتی و شبکه های فاسد اقتصادی، ده سال است که به طور جدی به صنعت فولاد نفوذ کرده است و سابقه ی مدیریت و سرمایه گذاریِ پروژه های متعددی در فولاد میبد و ازنا و کویر و زرند و بردسیر و شرکت فولاد تکنیک و توکا و حتی صنعت برق دارد. نکته حائز اهمیت این است که نقش های فاسدِ اقتصادی بر اساس منافع شبکه های مافیای قدرت به اجرا در می آید و مدیریت صنایع و معادن نیز به صورت انتصابی و مهره چینی انجام میگیرد.

کارگران گروه ملی فولاد در سه سال اخیر بارها علیه مافیای صنعتی و لابی اصفهان اعتراض کرده اند. این مافیا در زمان تحریم صنعت فلزات حسابی کاسبی میکنند. عرضه فولاد که با عنوان «طرح توسعه پایدار زنجیره فولاد» توسط مجلس و اتاق بازرگانی برنامه ریزی شده، تولید فولاد کشور و صادرات آن را به عرضه در بورس منوط کرده است. با اینکار، نیاز سرمایه داران و مالکان صنایع برای افزایش سهام و سود خود از این طریق تهیه میشود و ارزش فولاد در جیب مافیا رونق میگیرد. چرا صنعت فولاد اینقدر برای مافیای اقتصادی باارزش است؟ ایران دهمین تولیدکننده فولاد جهان است و در زمینه تولید آهن اسفنجی، تیرآهن سبک، اسلب، شمش آهن و لوله بدون درز صاحب نام است و با تولید این محصولات بیش از نود درصد ارزش افزوده تولید فولاد را کسب میکند. از آنجایی که سپاه پاسداران مشتری ثابت مافیای صنعتی است، مافیای اصفهان با جدیت به دنبال منافع فولاد اهواز میگردد زیرا تنها کارخانه ای است در آسیای غربی که میتواند میلگرد کامل و لوله بدون درز را تولید کند. بنابراین سپاه که در بخش نظامی و صنایع موشکی به این محصولات نیازمند است، شریک تجاری مافیای فولاد میشود. در واقع سپاه از خیریه ها و شرکت های خصوصی و بورس حمایت میکند تا بنگاه های اقتصادی و شبکه های مالی را بر اساس منافع و نیازهای خود سامان دهد. سپاه در ایران بصورت مافیایی و بدون هیچ مانع قانونی صاحب شرکت ها و هولدینگ ها میشود و با گسترش نفوذ خود در تمام شبکه های صنعتی و تولیدی، برای یکدست کردن قدرت سیاسی خیز برداشته است. تمام این روابط پیچیده از سپاه و خیریه و مجلس و دولت و مدیریت برای این است که منافع شبکه های مافیا و فساد تأمین شود. پس چاره ای نمی ماند به جز آنکه منافع نیروهای کار سرکوب شود و نیازهای طبقه کارگر در برنامه های اقتصادی گنجانده نشود. اکنون واضح است که چرا سیستم مافیایی در تمام ارکان اقتصادی کشور تنیده شده و بر ضد کارگران عمل میکنند و مانع تشکل یابی میشوند.

چون اگر کارگران تشکل های مستقل و سراسری برپا کنند، قدرت قابل توجهی در برابر این غول مافیایی شکل خواهد گرفت.

برگرفته از کانال صدای مستقل کارگران گروه ملی فولاد

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *