رنجبر ۱۹۰: برجام و روند کنونی آن

ما بارها راجع به برجام و پی آمدها و نتایج آن برای رژیم جمهوری اسلامی و بازیگران قدر قدرت جهانی و منطقه ای از زوایای مختلف آنرا توضیح داده ایم . روندهای کنونی که بعد از انتخاب بایدن به ریاست جمهوری آمریکا شکل گرفته با گذشته دارای اختلاف چندانی نیست. تنها تفاوتی که روی داده است تغییر سیاست های بین المللی آمریکا بسوی نزدیکی به اروپا و ایجاد جبهه ای علیه اتحاد چین و روسیه است. در این راستا بایدن سیاست اول آمریکا را کنار گذاشته و در حال کنار آمدن با شرکای اروپایی خود می باشد. البته اروپا هم دیگر اروپای 30 سال پیش نیست و خود به قطبی در بین قطب های قدرتمند سیاسی – اقتصادی دنیای امپریالیستی تبدیل شده است. کشمکش اروپا با آمریکا بر سر ناتو و ایجاد ارتش اروپایی و نیز تشویق آمریکا به جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا و تشکیل اتحادیه انگلوساکسون متشکل از استرالیا ، کانادا، آمریکا و انگلیس نشان از کشاکش جدیدی دارد که ناشی از رقابت های امپریالیستی در حال رشد بوده و اتحادهای آنها علیه محور چین – روسیه دارای پی آمدهای متعددی خواهد بود که فقط یکی از آنها در رابطه با برجام خود را نشان می دهد.

برنامه جامع اقدام مشترک (برجام ) در 23 تیر 1394 در یک توافق شش جانبه توسط ایران ، آمریکا ، فرانسه ، انگلیس ، چین ، روسیه و آلمان به امضاء رسید. برجام توافقی بر سر برنامه هسته ای ایران جهت اطمینان از عدم امکان دسترسی ایران به سلاح های اتمی غنی سازی تا سطح 3.6 بود که در دوران اوباما که سیاستی شبیه به بایدن داشت، انجام گرفت. در همان زمان هم معلوم بود که ایران در حال تحکیم موقعیت نظامی و سیاسی خاورمیانه ای خود است و از آن کوتاه نمی آید. در حقیقت برجام اولین قدم در در راه جلوگیری از تحکیم نفوذ ایران در خاورمیانه بود. در آن زمان اصلاح طلبان حکومتی به دنبال نزدیکی به غرب و استفاده از موقعیت های اقتصادی بودند که وعده داده شده بود. در برابر آنها اصولگرایان در راس آنها خامنه ای هدف خرید زمان و استفاده از موقعیت پیش آمده برای تکمیل برنامه های نظامی و سیاسی خود بودند . اصلاح طلبان بیشتر موقعیت داخلی و اصولگرایان به موقعیت بین المللی بویژه خاورمیانه را مد نظر داشتند. روشن بود که نه بورژوازی ایران بعلت موقعیت استراتژیک ایران در سطح منطقه ای و منابع وسیع زیرزمینی و انسانی خواهان عقب نشینی بود و نه جناح های امپریالیستی غرب بویژه آمریکا حاضر به عقب نشینی از منافع عظیم خود در خاورمیانه. این توافقی موقت و شکننده در شرایطی نامتعادل در رقابت های جهانی و منطقه است. که بر اساس جزر و مد های سیاسی این رقابت ها دولت های درگیر به مفاد آن گردن می گذارند یا نه. 

یکی از مسائل مورد اختلاف در بعد از امضای برجام و سپس تحریم های دولت ترامپ، مسئله موشک های بالستیک و کروز ایران است. پیگیری ایران بر سر ازدیاد جمعیت و تقویت قدرت نظامی در عین حال که توان ایران را برای رقابت ها بین نیروهای سرمایه داری بالا می برد ولی به فقر و بحران شدیدی می انجامد که ما امروز شاهد آن هستیم. در عین حال ایران یک سد نظامی علیه محور غرب برای نفوذ به آسیای غربی است، که با سیاست چین و روسیه در مقابله با حریفان همخوانی داشته و مورد پشتیبانی آنهاست. 

روشن است که سیاست تهاجمات نظامی به کشورها و اشغال آنها اگر نگوئیم تمام شده است ولی برای قدرت هایی که مانند اشغال عراق بی گدار به آب بزنند همان بلایی را که سر آمریکا آورد تکرار خواهد کرد. عراق با حمله آمریکا بسیاری از ساختارهای خود را از دست داده ولی آمریکا هم قادر نشد که خود را در این منطقه تحکیم کند و به لحاظ اقتصادی و سیاسی نتوانست از شرایطی که فروپاشی شوروی بوجود آورده بود استفاده کند. و در رقابت بر سر رشد و گسترش بازار و هژمونی از دیگران به درجات زیادی عقب ماند. همه کشورهای امپریالیستی و سرمایه داری این را فهمیده اند که جنگ بدون چشم انداز روشن یعنی ویرانی اقتصادی و عقب ماندن از رقبا در سطح جهانی که خود می تواند به عقب نشینی از بسیاری از بازارهای اقتصادی ملی و بین المللی منتهی شود به همین دلیل ضربات نظامی کوتاه، مقطعی و موردی همیشه امکان دارد اتفاق بیافتد. اما جنگ کشورها و بویژه کشورهای معظم دور از انتظار است. در واقع جنگ های نیابتی از همین نقطه ضعف ناشی می شود.

اما موضوع برجام دارای پی آمدهایی در روابط رژیم جمهوری اسلامی و آمریکا بوده است. برجام باعث فشار مضاعفی بر اقتصاد ایران از یک جانب و فشار به حضور نیروهای آمریکائئ جهت ترک منطقه از جانب دیگر در خاورمیانه شده است. کشمکش برجام اساسا به منافع و ضرر و زیان هایی که این قرارداد برای اکثریت مردم ما داشته معنی پیدا می کند. برجام قراردادی بین ایران و 1+5 بر سر نوع دخالت این قدرت ها در کنترل اقتصادی دیگر کشورها و سهم خواهی از بازارهای منطقه بویژه در حوزه نفوذ ایران است. برجام هیچ منافع عمومی برای اکثریت مردم ایران ندارد و در چهارچوب رقابت های جهانی و منطقه ای بین نیروهای امپریالیستی و دول مرتجع منطقه شکل گرفته است.

در این سهم خواهی حرف اول را قدرت نظامی و سپس اقتصاد و نفوذ فرهنگی و….. می زند. بعلت پیچیدگی رقابت ها برای کنترل تعیین کننده بازارهای منطقه ای که به نفوذ سیاسی نیز می انجامد، می توان ابعاد سرسختی طرفین را فهمید. 

در بین هر دو جناح جمهوری خواهان و دموکرات ها در دولت آمریکا و اصولگرایان و اصلاح طلبان در ایران بر سر برجام اختلاف نظر وجود دارد. اصلاح طلبان ادامه کنونی برجام را به نفع خود نمی دانند و تمایل دارند که با باز شدن در های اقتصادی مفری در رابطه با آزادی بیشتر فعالیت های سیاسی اقتصادی برای جناح های خودی پیدا کنند. دموکرات ها هم در آمریکا خواهان تنظیم مناسبات به نحوی هستند که جناح های غرب گرا و بیشتر اصلاح طلبان در راس قدرت و اداره امور باشند. 

توجه جمهوری اسلامی به آنچه که خودکفایی نظامی می نامند، از سال ها پیش از برجام آغاز شده است. برجام فقط تکیه خود را بر سر برنامه هسته ای و تولید سلاح های اتمی گذاشته است. اما جمهوری اسلامی بی وقفه تحت عنوان حاکمیت ملی و با غارت منابع زیرزمینی و انسانی با خرج میلیاردها دلار، منابع نظامی و تولید اسلحه را گسترش داده و با دزدی از سفره اکثریت مردم به دست آوردهایی نیز رسیده است. آیا تولید انبوه موشک های تولید شده، وقتی که رژیم اسلامی مورد نفرت عمومی است می تواند حاکمیتش را تامین کند. فقط رژیم هایی احتیاج به اسلحه های فوق مدرن دارند که در دنیای هرج و مرج کنونی ، حمایت عظیم توده ای خود را از دست داده و روی بوروکراسی دولتی بختک وار لم داده اند و مشغول دزدی از بودجه های دولتی هستند. رژیم شاه هم با خرید میلیاردها دلار اسلحه از آمریکا در پی ابدی کردن سلطنت خود و خانواده اش بود.

ادامه سیاست خارجی خامنه ای به ماندن در جناح روسیه و چین ، پیام روشنی برای رژیم و جناح اصلاح طلب دارد” قرارداد برجام در سطح پائین تری از کشمکش های خود باقی خواهد ماند و به حل نهایی نخواهد رسید”. یکی از مشکلاتی که برجام را به مثابه گره کوری نشان می دهد نه تهدید هسته ای ایران بلکه عبور بدون واسطه یک کشور پیرامونی از قوانین رسمی بین المللی است که گاها خود نویسندگان این قوانین که دولت های معظم باشند آنرا رعایت نمی کنند. کشمکش دیپلماتیک دولت بایدن با جمهوری اسلامی ایران نه بر سر بازگشت به تعهدات آنهاست، بلکه کش دادن و خرید زمان از طرف رقبا است. اروپا ظاهرا سیاست کچدار و مریز را دنبال می کند ولی عملا منتظر سیاست عملکردی آمریکا است. آمریکا با کش دادن مسئله خواهان به زانو درآورد اقتصادی رژیم اسلامی و جمهوری اسلامی خواهان گرفتن امتیازات سیاسی و به رسمیت شناختن نفوذ سیاسی خود در منطقه است. همانطور که ناشی از فشار اقتصادی جمهوری اسلامی خواهان مصالحه بر سر برجام است. آمریکا نیز بعلت از دست دادن روز افزون هژمونی خود در خاورمیانه خواهان مصالحه معینی بر سر برجام است. روشن است که بازگشت آمریکا به تعهدات اقتصادی در برجام توان اقتصادی جمهوری اسلامی را بالا خواهد برد همانطور که آمریکا نیز از فشار برخی نیروها مانند حدالشعبی بطور روز افزون در عراق، خلاصی خواهد داشت. در عین حال آمریکا به عنوان طرف اصلی در صورت توافق هنوز مطمئن نیست که بهره های اصلی اقتصادی را نصیب خود کند. با تمام این احوال برجام قادر نیست برای جمهوری اسلامی امنیت از طرف مردم زجر کشیده و ستمدیده را تامین کند. رژیمی که در بیش از 4 دهه بطور دائم مردم را در فقر و تنگدستی و بحران و جنگ نگاه داشته است حتی در صورت توافق با غرب بویژه آمریکا آینده ای ندارد. مردم خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند و رژیم را از این سرنوشت راه فراری نیست با و یا بدون برجام .

در سطح بین المللی برجام دارد به طرف توافق های موقت که قادر به گره کشایی زیادی از جمهوری اسلامی نیست، نزدیک می شود. هنوز پول های بلوکه شده ایران آزاد نشده است؛ هنوز مسئله سوئیفت بانک ها کاملا برای ایران باز نشده است و ایران امکان تبادلات بانکی را ندارد. اروپا در رابطه با وظایف خود سیاست معطل کردن را پیش گرفته است و آمریکا یک تنه نتوانسته است که مسئله را حل کند و ایران با عقب نشینی از توافق های کنترل تاسیسات هسته ای و پروتکل الحاقی آژانس انرژی هسته ای سیاست مقابله متقابل را در پیش گرفته است. اما قرار نیست که برجام به پایان خود برسد، آنهم به دلیل سودهای هنفگتی که بنگاههای معظم مالی و نظامی از طریق تشنج های سیاسی نظامی عاید خود می کنند. بسیاری از مشکلاتی که سرمایه داری امروز در سراسر جهان بر سر راه زندگی مردم جهان ناشی از سود و فوق سود ایجاد کرده است بصورت طولانی مدت در مناسبات سیاسی و اجتماعی کشورها و ملت ها و جهان باقی خواهد ماند. از آن جمله یکی هم قرار دادهای آژانس بین المللی منع سلاح های هسته ای که امکان زور گویی به کشورهای مدعی جدید و دفاع همیشگی از قدرتمندان دنیا را تامین خواهد کرد. آنچه که شاید کمی مضحک به نظر برسد. اختلاف دولت مذهبی ایران با آمریکا که در شکل گیریش نقش داشت و توافق ایران با دولت هایی که در مقطع انقلاب 57 از ایجاد جمهوری اسلامی در ایران دفاع نکردند. در دنیای بورژوازی این گفته که ما متحد دائم نداریم ولی منافع همیشگی داریم . باز تاب شکل بندی ی5 +1 در مذاکرات فوق است. .

تا به حال میلیاردها دلاری که برای برجام خرج شده است از قبل منابع عمومی و کار کارگران و زحمتکشان جامعه بوده است. اما تحریم ها باعث سودهای هنگفتی برای وارد کنندگان انحصاری دولتی و چاق و چله شدن بورژوازی و تهی شدن سفره رنجبران جامعه شده است. همانطور که خریدهای ایران با قیمت های گزاف سودهای هنگفتی نیز نصیب 5+1 کرده است. برجام برای هر دو طرف سودآور و برای کارگران و زحمتکش ما بدبختی آور بوده است. قرار دادهایی مانند برجام وسیله ای برای سرکیسه کردن کشورها و مردم است. 

مهران پیامی

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *