سازمان انقلابی وکردستان

به کوشش: حسن قاضی 

انتشارات مرتضوی، سال 2020، 655 صفحه

عباس ولی

اخیرا حسن قاضی مجموعه گردآوری شده ارزشمندی را در خصوص سازمان انقلابی حزب توده ایران و تاثیرات آن بر جنبشهای ملی‌گرایانه جنوب و شرق کوردستان در قالب ترجمه به زبان کوردی منتشر نموده است. بخشی از این کتاب متشکل از تاریخ شفاهی و بخش دیگری از آن دربردارنده‌ اسناد مرتبط به این موضوع است که عمدتا از منابع دست دوم و خصوصا آثار حمید شوکت، مورخ جنبشهای چپ ایران بهره گرفته است. در تهیه و نگارش این کتاب بیشتر به منابع فارسی استناد شده و حسن قاضی به عنوان مترجم و مولف این اثر، آن را به زبان کوردی سورانی برگردانده است.

تاسیس سازمان انقلابی در سال 1964 به عنوان واکنش کمونیستیِ ایرانی در مقابل انشعاب سرنوشت ساز در جنبش کمینترن بعد از بیستمین کنگره حزب اتحاد جماهیر شوروی در سال 1956 به شمار می رود. موج قدرتمند استالین زدایی از بلوک شرق و اِبای چین از اطاعت از رویکرد رسمی شوروی منجر به کشمکشهایی شد که متعاقبا و از ابتدای سالهای دهه 60 دامنگیر جنبش کمونیستی ایران و خصوصا حزب توده ایران نیز شد. بخشی از اعضای حزب توده ایران در خارج از کشور که با اطاعت کورکورانه حزب توده از حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی مخالف و از بی توجهی سیاسی و انقیاد ایدئولوژیکی رهبری حزب توده  در مقابل رویریونیسم روسی نا امید شده بودند، به منظور برپاداشتن سازمان انقلابی، یعنی نخستین سازمان سیاسی مهم مائوئیستی در تاریخ ایران، از حزب توده انشعاب کردند. سمت و سوی ایدئولوژیکی اعضای اصلی سازمان انقلابی که بر مخالفت فعال علیه رژیم سلطنتی و متحدان امپریالیستی آن و به چالش کشیدن سلطه آنان در داخل کشور همراه بود،برای نسل جدید فعالان سیاسی که منتقد بی توجهی سیاسی و تصلب ایدئولوژیک حزب توده خصوصا در چارچوب کنفدارسیون جهانی دانشجویان ایرانی در خارج از کشور -به عنوان یک سازمان  گسترده و موثر- بودند جالب توجه بود. سازمان انقلابی مدعی مبارزه مسلحانه ای بود که رهبری جنبش توده ای دمکراتیک را در روستاها بر عهده گرفته تا سپس بتواند تمامی کشور را در برگیرد. تفکرات مائوئیستی مبین طرحی از یک استراتژی انقلابی بود که با تطابق چندی می توانست بر تمامی ایران اعمال می شد.

برای تحقق استراتژی مبارزه مسلحانه و اهمیت روستاها به عنوان تخته پرشی برای اقدام مسلحانه لازم بود که بر زمینه واقعی تمرکز می شد.  و در این میان جنبش در تبعید کرد در جنوب کردستان بود که می توانست هم زمینه و هم انگیزه مبارزه مسلحانه را تامین نماید. در این میان حزب دمکرات کردستان ایران، دچار وضعیتی مانند حزب توده در سالهای 1960 و دچار اختلافات داخلی و انشعاب شده بود. جناح چپ رادیکال این حزب در مخالفت با رهبری ناسیونالیستی اتنیکی قرار گرفته و با تاسیس کمیته انقلابی در سال 1967، عملا از جریان اصلی حزب خود انشعاب پیدا کرده بود. هدف تصریح شده آنان این بود که اپوزیسیون چپ در میان صفوف حزب دمکرات کوردستان ایران را به حرکت واداشته و در داخل ایران دست به مبارزه مسلحانه بزنند. کمیته انقلابی در جستجوی یافتن همپیمانانی در درون و خارج از جنبش کورد در شرق کوردستان بود.از این رو اعضای اصلی در درون کمیته انقلابی تلاش کردند تا به سازمان انقلابی در اروپا نزدیک شده و از این طریق ائتلاف گسترده ای را برای مبارزه مسلحانه علیه رژیم سلطنتی در ایران شکل دهند. با مدنظر قرار دادن اهداف استراتژیک و ایدئولوژیک آنان، دستیابی به برقراری ارتباط بین هر دو سازمان امری امکانپذیر بود تا در این راستا بلوکی مبتنی بر فعالیت مشترک را در کردستان تاسیس کنند. تامین استراتژیکی مشترک هر دو را به سوی گروه ناراضی انشعابی چپگرایی سوق داد که در میان صفوف حزب دمکرات کردستان عراق در حال ظهور و گسترش بود. این گروه که از سوی جلال طالیانی رهبری می شد نسبت به مواضع مائوئیستی در کمونیسم بین المللی از سمپاتی برخوردار بود و برای تفسیر استراتژی انقلابی آنها از کردستان ارج می نهاد. رهبری سازمان انقلابی به گرمی در کوردستان مورد استقبال واقع و چشم انداز سیاسی رادیکال آنان به آسانی از سوی طالبانی و رفقایش که در نهایت اتحادیه میهنی کردستان را در سال 1975 تاسیس کردند، مورد پذیرش واقع شد.

اسناد گرداوری شده از سوی حسن قاضی در ارتباط با این تحولات، همراه با  جزئیات گسترده،  نقش حیاتی سازمان انقلابی را در دوره مهم سیاستهای ملی گرایانه در جنوب و شرق کردستان برجسته می کند. این اثر نشان می دهد که سازمان انقلابی محل تقاطع سیاسی-ایدئولوژیکی تمایلات و نگرشهای جدیدی در سیاست کردی و ایرانی بوده است؛ تا جایی که این امر کمک کرده است تا  بر اساس طرحی رادیکال حول مبارزه مسلحانه و رهایی بخش به اجماع برسند. کمیته انقلابی حزب دمکرات کردستان ایران منادی این استراتژی نه فقط در شرق کوردستان، بلکه در تمام ایران بود.عملیات مسلحانه نابهنگام کمیته انقلابی علیه ارتش ایران، به دلیل خروج ناگزیر از جنوب کردستان و بازگشت به کردستان ایران، به شکست و اعدام رهبران آن در سال 1968 منتهی شد. این رویداد به معنای خاتمه همکاری مسلحانه فعال سازمان انقلابی نیز با  جنبشهای کوردی در جنوب و شرق کوردستان بود.

به رغم اهمیت این تحولات در سیاستهای کردی و ایرانی در دهه 60 و 70 میلادی، نه تنها در این باره اطلاعات اندکی در دست است بلکه با فقدان مطالعات جدی در این باره نیز مواجه هستیم. در خصوص این برهه مهم در تاریخ کرد و ایران، شاهد فقدان پژوهش و مداقه در باب تحولات سیاسی و ایدئولوژیکی می باشیم. حتی اگر این عامل به دلیل فراموشی سیاسی یا نادیده گرفتن ادبی/ آکادمیک نیز باشد، این شکاف امری واقعی و نقصی جدی محسوب می گردد. از همین رو نیازمند پژوهشی اندیشمندانه و فکری در رابطه با آشفتگی‌های سیاسی-ایدئولوژیک این مقطع مهم در تاریخمان می باشیم.  این روایت نشانگر اهمیت اثر حسن قاضی است؛ که بصیرتی روشنفکرانه و تعهدی سیاسی را برای بازگویی داستان  سازمان انقلابی از زبان کسانی بازتاب می دهد که این سازمان را بر پا داشتند یا با آن همکاری نمودند یا آن دسته از افرادی که از زمان تاسیس آن تا زمان استحاله و دگردیسی آن به حزب رنجبران در سال 1979 با آن همراهی کردند.

قاضی از مقدمه کتابش در رابطه با پروژه و دغدغه ذهنی دیرینه خود برای آماده سازی این کتاب سخن می گوید. این مقدمه پر از اطلاعات و سودمند، اما کوتاه بوده و شایسته کتابی چنین پر و پیمان نیست، اگر حسن قاضی مقدمه مفصل تری را با جزئیات بیشتر برای این کتاب می نوشت و به معرفی کتاب گردآوری شده خود بسنده نمی کرد، و اگر تلاش می کرد که تا نوشته هایش را در چارچوبی سیاسی و گفتمانی تحلیل نماید، و همچنین در خلال آن نشان می داد که روایتهای گذشته نگر در رابطه با تحولات تا چه اندازه می توانند مکمل یکدیگر به شمار آیند، یا با یکدیگر همپوشانی داشته باشند، و این روایتهای مختلف تا چه اندازه توانسته اند ابعاد مغشوش و مبهم تاریخی را که بخشهای سترگی از آن هنوز به نگارش درنیامده است را شفاف تر نمایند.

اما این نقصان علیرغم اینکه  در رابطه با این مجموعه گردآوری شده که بخشی از آن نیز تاریخ شفاهی است از اهمیت بالایی نیز برخوردار است، از اهمیت این اثر مهم و پیشرو حسن قاضی نمی کاهد. این اثر، تلاشی ارزشمند برای درک تاریخ جنبشهای رادیکال در جنبشهای انقلابی و  در سیاست کرد و ایران قبل از انقلاب سال 1979 به شمار می رود. 

عباس ولی 

دسامبری ٢٠٢٠

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *