سرنوشت تمام کارگران ایران، سرنوشت کارگران هفت تپە است

کارگران هفت تپە کارکرد سرمایە‌داری و همە همراهان سرمایە را با پوست و گوشت و استخوان شناختند و دانستند، کل سیستم سرمایە‌داری ایرانی و جهانی یک هویت عمومی دارند، آنهم سرکوب، خسته‌ کردن و ایجاد ارزش اضافی و عدم پاسخ واقعی به ضرورت‌ها و نیازهای انسانی این طبقه است. کارگران ایران و نمونه‌های برجسته آن فولاد و هفت تپه، واحد…کلیت این سیستم را با انواع تاکتیک‌هایش در شکل و سیمای قدرت دولتی و بازار آزادش راتجربه کرده‌اند، دربسیاری از صنایع صنعتی متمرکز یا آزاد اگر چه توانستند اختلافات بسیاری را میان کارگران با  تفاوت دستمزدها و با پروژه سیستم نوین پیمان‌کاری‌ها و سفید امضاها، بیکارسازی‌های میلیونی دامن زنند و اضطراب و جدایی را میان کارگران افزایش دهند که هر بخشی احساس کند بخش مجزایی از کل طبقه است. اما از آنجایی که سرمایه‌داری هر گز ثباتی ندارد و حامل بحران‌های پی درپی است، این بهشت امن دروغینشان نیز آشکار شده و تورم‌های عنان گسیخته و تنزل قدرت خرید کارگران و بی ارزش شدن پول جاری، بیکاری وحشتناک و تراژیک برای چندین نسل ثابت کرد که  نیاز برای ادامه زندگی با دستمزد بالاتر، نیاز به داشتن کار، مسکن، پوشاک و خوراک، صدها نیاز این قرن،  تحت هر شرایطی هم سرنوشتی کارگران را تداوم داده و ضرورت به اتحاد را جدی‌تر کرده و در پروسه آن نیز به ارتقای  سیاسیشان  نیز خواهد انجامید. در این شرایط است که تمامی کارگران در هرکجای این جهان هستند برای ارتقأ جنبش رادیکال خود اگر همراه همدیگر شوند، دست آورد خوبی ایجاد خواهد شد. اما 

اگر این اتحاد ایجاد نشود، موریانه‌های سرمایه‌دار جسد بی رمق شده طبقه کارگر را باشدت بیشتری خواهند جوید. 

جهانگیر محمود ویسی 

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *