سرنوشت ناکام کارگران بیکار شده فولاد قروه

فولاد زاگرس یا همان فولاد قروه در شهرستان قروه کردستان، مجتمعی بود که سال‌ها محل کسب و کار بیش از ۴۰۰ خانواده شهری و روستایی در این منطقه بود، اما به دلیل سوءمدیریت، ناکارآمدی و تصمیم‌گیری‌های غیرعقلانی، در سراشیبی سقوط قرار گرفت و کارگران بیکار شده فولاد قروه را آواره شهرها و استان‌های دیگر نمود.

در حالی که مردم مرزنشین و ساکن در مناطق محروم کشور، از بیکاری و نبودن فرصت‌های شغلی رنج می‌برند، مسئولان بی‌کفایت، با بی‌تدبیری‌ها و دزدی‌ها و سودجویی‌هایشان، فرصت‌های شغلی موجود را هم از بین می‌برند. بعنوان نمونه می‌توان به وضعیت مجموعه فولاد قروه اشاره کرد.

اکنون هفت سال از انحلال مجموعه فولاد قروه می‌گذرد و دستگاه‌ها و ماشین‌آلات آن سال‌ها است که خاک می‌خورند و درها بسته شده است؛ مجموعه وسیعی در بیرون از شهر قروه بدون استفاده مانده، اما ساکنان این مناطق به دلیل نبود شغل مجبور هستند برای امرار معاش خود با پذیرفتن انواع تهدیدهای جانی به شغل کولبری روی آورده یا آواره شهرهای دیگر شوند.

تعطیلی فولاد قروه و کـارگران بیکار شده

اسفند ماه سال ۹۲ در یک جلسه فوق‌العاده که توسط سهامداران عمده کارخانه فولاد قروه شامل صندوق بازنشستگی کشوری، صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد و سازمان تامین اجتماعی، برگزار گردید، کارخانه فولاد قروه تعطیل اعلام شد.

به دنبال تعطیلی این مجموعه ۴۰۰ کارگر فنی و متخصص این کارخانه قدیمی بیکار شدند. در حالی که امید بسیاری از خانواده‌ها در قروه به همین کارخانه بود، با انحلال کارخانه، همه امیدها به ناامیدی تبدیل گردید.

در سال‌های دهه ۸۰، کارخانه فولاد قروه آن چنان پر رونق بود که هیچ کارگری به فکر مهاجرت از قروه و کردستان به دیگر مناطق کشور نبود؛ به جز ۴۰۰ نفر که مستقیم در این کارخانه مشغول به کار بودند، صدها کارگر از کنار این کارخانه نان سفره‌شان را تامین می‌کردند.

کارگران بیکار شده فولاد قروه همه آواره شدند

دستور تعطیلی ناگهانی و قفل شدن درهای فولاد قروه، علاوه بر راکد ماندن ماشین‌آلات و تجهیزات که گردی از ناامیدی بر آنها نشست، کارگران کارخانه فولاد قروه را نیز سرگردان جاده‌ها از این شهر به آن شهر برای پیدا کردن کار نمود.

کارگران بیکار شده فولاد قروه پس از انحلال کارخانه، مدت‌ها به دنبال دستمزدهای پرداخت‌نشده، حق بیمه، حق سختی کار که پرداخت نشده بود تلاش کردند؛ آنها که مشمول بازنشستگی پیش از موعد مشاغل سخت و زیان‌آور بودند، امکان بازنشستگی نداشتند و از مستمری آن محروم می‌ماندند.

بالاخره پس از ماه‌ها تلاش و مراجعه به نهادهای دولتی توانستند بخشی از حق و حقوق از دست رفته خود را دریافت کنند؛ اما کسب این حقوق مربوط به گذشته بود و آینده برایشان تیره و تار گردید.

احمد امینی، نماینده کارگران بیکار شده فولاد قروه که پس از تعطیلی، تلاش‌های زیادی برای گرفتن حق و حقوق کارگران این کارخانه انجام داد، در خصوص سرنوشت تلخ و دردناک گارگران می‌گوید: «همگی کارگران آواره شدند، به نحوی که، برخی از آنها به تهران رفته و به عنوان کارگر روزمزد و بدون بیمه در میادین میوه و تره‌بار و یا در میوه‌فروشی‌های سطح شهر مشغول به کار شدند.»

وی ادامه می‌دهد: «تعدادی حتی دچار حادثه شده و جان خود را از دست دادند و عده‌ای به مشاغل کاذب پناه آوردند، همچون مسافرکشی یا پهن کردن بساط در کنار خیابان‌های تهران و سنندج و پس از عمری کار تخصصی و فنی دستفروشی می‌کنند؛ عده‌ای هم بیکار و تنها سربار خانواده مانده‌اند.

وی با ناراحتی افزود: «با تعطیلی فولاد قروه، بدبختی و آوارگی ما شروع شد؛ هیچ یک از کارگران این مجتمع عاقبت به خیر نشدند و همگی از دست رفتیم.»

نمک بر زخم کهنه کـارگران بیـکار شـده فـولاد قروه

زمانی که خبر راه‌اندازی مجدد زنجیره فولاد کردستان منتشر شد، هنوز زخم ناشی از تعطیلی فولاد قروه التیام نیافته بود و با رسیدن این خبر نمک بر زخم کهنه کارگران بیکار شده فولاد قروه پاشیده‌شد.

دو سال بعد از تعطیلی فولاد قروه، در سال ۹۴ خبر آمد که قرار است زنجیره فولاد کردستان در فاصله ۵۰ کیلومتری مجتمع از کار افتاده فولاد قروه راه‌اندازی شود.

در ابتدا کارگران بیکار حتی در دوردست‌ها از شنیدن این خبر خوشحال شده و امیدوار که باز هم بتوانند به کار تخصصی خود برگشته و از این وضعیت خلاص شوند.

اما مسئولان و مقاماتی که درد کارگر ندارند، گفتند که زنجیره فولاد کردستان مجموعه جدیدی است و ربطی به فولاد قروه و کارگران بیکار شده آن ندارد، بلکه این مجموعه خود نیرو جذب کرده و شروع به کار می‌نماید.

اکنون ۵ سال گذشته و هنوز زنجیره فولاد کردستان به بهره‌برداری نرسیده و کسی پاسخگوی این سوالات کارگران بیکار شده فولاد قروه نیست که چرا این همه تجهیزات و ماشین‌آلات و کارگران متخصص و باسابقه را نادیده گرفته و به دنبال راه‌اندازی مجموعه جدیدی رفتند؟

اگر مسئولان به فکر کارآفرینی و اشتغال‌زایی هستند، چرا همان فولاد قروه را که میلیادرها تومان در آن سرمایه‌گذاری شده، مجددا بازسازی نمی‌کنن؟

احمد امینی نماینده کارگران بیکار شده فولاد قروه با اشاره به این که هنوز زنجیره فولاد کردستان به طور رسمی شروع به کار نکرده است، گفت: «قرار نیست از کارگران بیکار شده فولاد قروه در مکان جدید استفاده شود؛ در واقع هیچ تضمینی به ما نداده‌اند و نمی‌دهند.»

۱۲ آذر ماه سال ۹۹، استاندار کردستان از ایمیدرو شکایت کرد که چرا این پروژه ۳ سال است به تاخیر افتاده و گفت: «زنجیره فولاد کردستان بایستی از بلاتکلیفی خارج شود؛ راه‌اندازی این مجموعه برای کردستان بسیار حائز اهمیت است و خواستار آن هستیم که جدی‌تر با موضوع برخورد و حتی اگر اراده‌ای بر اجرای پروژه نیست، در هر صورت از بلاتکلیفی خارج شود.»

راه‌اندازی زنجیره فولاد کردستان و باز هم بیـکاری کـارگران فـولاد قـروه

بنا به وعده‌های داده شده از جانب مسئولان، قرار است ۱۰ هزار نفر به شکل غیر مستقیم و ۲ هزار نفر به صورت مستقیم در زنجیره فولاد کردستان مشغول به کار شوند، اما امینی با ابراز نگرانی می‌گوید: «بسیاری از مردم قروه به دلیل بیکاری، سال‌ها است مهاجرت کرده و دور از خانواده در پایتخت و کلانشهرها «فعلگی» می‌کنند.»

وی ادامه می‌دهد:‌ «زنجیره فولاد بیشتر مربوط به شهرستان بیجار در ۷۰ کیلومتری قروه است و طبعا نیروهایش را هم بیشتر از همان شهرستان می‌گیرد و منفعتی برای ۴۰۰ کارگر بیکار شده فولاد قروه نخواهد داشت.»

وی ضمن اعتراض به نماینده قروه در مجلس و فرماندار این شهرستان که سکوت پیشه کرده‌اند می‌گوید: «آنها در این زمینه مسئولیت دارند، اما سکوت کرده و اجازه دادند همه امکانات و توانمندی‌های فولاد قروه از بین برود؛ چرا اجازه کلنگ‌زنی یک مجموعه جدید را داده‌اند و تضمینی برای اشتغال کارگران بیکار شده فولاد قروه از مقامات ایمیدرو نگرفته‌اند؟ آنها می‌خواهند بگویند ما نیز افتتاح کرده‌ایم؛ فقط همین…»

حرکت پوشالی، بی‌محتوا و تبلیغاتی افتتاح طرح‌های تکراری. کلنگ‌زدن‌های چند باره و قیچی کردن‌های با افتخار مجتمع‌هایی که هیچ نیازی به آنها نیست، همیشه مورد اعتراض بوده است.

فولاد قروه نیز یکی از همین اشتباهات و سوءمدیریت‌ها است؛ مجتمعی که سالهای متوالی کار کرده و تولید داشته؛ چرا به جای راه‌اندازی مجدد و احیای آن، سراغ کلنگ‌زنی یک مجموعه جدید رفته‌اند؛ چرا این مجموعه جدید، پنج سال بعد از کلنگ‌زنی هنوز روی هوا مانده است و به بهره‌برداری نرسیده است و ازهمه مهم‌تر، چرا نیروی کار متخصص، حرفه‌ای و باسابقه‌ آن به حال خود رها شده‌اند تا آواره در استان‌ها و شهرهای مختلف، «فعلگی» کنند؟

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *