در چند روز گذشته فیلم‌هایی در شبکه‌های اجتماعی از بی هوش شدن کارگران در دمای بالای ۵۰ درجه منتشر شده است. کار سخت و طولانی در هوای شرجی و دمای بالای ۵۰ درجه ده‌ها کارگر را راهی بیمارستان کرده است. اما مدیران شرکت‌های پیمانکاری حاضر به تعطیل کردن کار حتی در ساعت‌های گرم روز هم نیستند. این درحالی است که طبق قانون کار در ساعات گرم روز و دمای بالای ۵۰ درجه کار در هوای باز ممنوع می‌باشد.

آمار دقیقی از بی هوش شدن کارگران پالایشگاه آبادان به دلیل گرمازدگی در دست نیست. یک کارگر در یک کلیپ حین انتقال کارگر بیهوش می‌گوید این سی و پنجمین نفر است که بی‌هوش می‌شود. کارگران جنوب کشور بخصوص در صنعت نفت و پتروشیمی بارها نسبت به گرم بودن بیش از حد مجاز هوا برای کار کردن اعتراض کرده‌اند. آنها در بدترین ساعات روز در دمای بالای ۵۰ درجه بدون کوچکترین امکاناتی مجبور به کار هستند. اما هیچ مسئولی پاسخگوی این اعتراضات نبوده است.

مرگ یک کارگر پالایشگاه آبادان به دلیل گرما زدگی

پیش از این در روز ۶ مرداد یکی از کارگران پالایشگاه آبادان به نام عبدالرضا سمیریان به دلیل شدت گرما و شرجی در حین کار فوت کرد. به گفته مراکز درمانی علت مرگ وی تشنج و ایست قلبی بوده است. همکاران این کارگر، مرگ وی به دلیل فشار کاری و تعطیل نشدن کار از سوی کارفرما درگرمای طاقت‌فرسا عنوان کرده‌اند.

 عملکرد شرکت‌های پیمانکاری در صنایع نفت طی ۳ دهه گذشته نشان داده است، آنها هیچ ارزشی برای جان کارگران قائل نیستند. آنها به راحتی ابتدایی‌ترین حقوق کارگران را زیر پا گذاشته تا سود بیشتری کسب کنند. کلیه این شرکت‌های پیمانکاری تحت تسلط سپاه پاسداران می‌باشند. به همین دلیل هر گونه مخالفت با این عملکردهای این شرکت‌ها بسرعت امنیتی و سرکوب می‌شود. کمپین ۲۰-۱۰ در تابستان گذشته توانست مقداری از حقوق این کارگران را اعاده کند. اما با گذشت زمان این شرکت‌ها با روش‌های دیگر به استثمار کارگران ادامه داده‌اند. سکوت مقامات در وزارت کار نسبت به مرگ و بی‌ هوش شدن کارگران نشان داده است، آنها نیز در این اقدامات مشترک و دارای نفع می‌باشند.

بی ارزش نبودن جان کارگران برای سران حکومت

سران حکومت ارزشی برای جان کارگران قائل نیستند. حتی مرگ‌ دلخراش کارگران در محیط‌های کارگری نیز برای تغییر این نگرش کافی نیست. سران حکومت، یک نگرش ضدانسانی به کارگران دارند و می‌گویند: «تا کارگر قربانی نشود چرخ تولید نمی‌چرخد». آنها کارگران را جزء ناچیزی از اجزاء یک کارخانه می‌دانند که با مرگ یا از دور خارج شدن یک تن، می‌توان از میان صدها نفر انتخابی دوباره کرد. واقعیت تلخ این جا است که بار تولید و رشد اقتصادی بر دوش همین کارگران بخصوص کارگران صنایع نفت و پتروشیمی می‌باشد. اما بهره و ثروت آن به جیب سرمایه‌داران و سران حکومت سرازیر می‌شود. تنها مرگ و از کارافتادگی است که نصیب کارگران خواهدشد.