مقامات دولتی تلاش می‌کنند، افزایش تعداد سیل را به تغییر اقلیم ربط دهند؛ اما در صورت درست بودن این ادعا نیز دولت مقصر اول برای نداشتن طرح مقابله با این شرایط می‌باشد

سیل اخیر در استان فارس نشان داد، بایستی به قوانین و محدودیت‌های طبیعت پای‌بند بود و آنها را مو به مو اجرا کرد. پیش‌تر در جریان سـیل بهار ۹۸ این تجربه بار دیگر آزموده شد. اما به سرعت فراموش و به خاطره‌ها پیوست. علت سیلاب‌های مهیبی که با بارش کمتر از یک میلی‌متر بوجود می‌آید را تنها باید در قتل عام طبیعت توسط مقامات حکومتی در ۴۰ سال گذشته جستجو کرد.

آمار دقیقی از سیلاب‌ها در ایران وجود ندارد. تنها آمار مربوط به سازمان جنگل‌ها و مراتع است که نشان‌دهنده تعداد سـیلاب از ابتدای سال ۱۳۳۰ تا ۱۳۹۴ می‌باشد. بر مبنای این جدول در این بازه زمانی در مجموع ۶۳۵۹ سـیل در ایران رخ داده است. با نگاهی به این آمار می‌توان به عمق فاجعه‌ای در حال انجام پی برد. در دهه ۳۰ تنها ۱۷۹ سـیل گزارش شده است. اما در دهه ۸۰ این آمار به ۱۶۰۰ مورد رسیده است.

علت بالا رفتن آمار سیل در کشور

علت روند صعودی آمار وقوع سـیل را می‌توان در موارد زیر خلاصه کرد:

بی‌توجهی به قابلیت‌های زمین و سواستفاده از آن

تغییر کاربری اراضی که به نابودی پوشش گیاهی انجامیده است

نابودی مراتع و جنگل‌ها

سدسازی‌های غیراصولی

ندادن حقآبه تالاب‌ها و …

توهم خودکفایی در محصولات استراتژیک

برداشت غیراصولی و عملی از سفره‌های آب زیر زمینی

تغییر مسیر رودخانه‌ها و مـسیل‌ها

کم کردن عرض رودخانه‌ها

مقامات دولتی تلاش می‌کنند، علت اصلی سـیل در کشور را تغییر اقلیم جلوه دهند. اما این ادعا نیز باعث تبرئه مقامات نخواهد شد. زیرا از وظایف دولت‌ها اجرای روش‌های مواجهه با شرایط خاص طبیعی مانند خشکسالی و …. می‌باشد. اما در ناکارآمدی سیستم حاکم بر کشور مقامات تلاش می‌کنند، این سـیلاب‌ها را بلایای طبیعی جلوه دهند.

مهار سیل با احیای طبیعت

مهار سـیل نیز روش‌های خاص خود را دارد. این روش‌ها عبارتند از احیای جنگل‌ها و مراتع، اجرای عملیات آبخیزداری، احداث مخارن و کانال‌های سـیلاب و…

مهمترین روش که از ایام قدیم در ایران مرسوم بوده انتقال آب به درون زمین توسط کانال‌های حفر شده است. با این روش می‌توان ذخایر آبی داشت که گرانبهاتر از ذخایر نفت و گاز در دهه‌های آینده باشد.

مقابله با سیـل و سایر حوادث طبیعی نیاز به یک دولت مردمی و برآمده از قدرت آنها را دارد. در حکومتی که اساس آن بر سرکوب مردم و دزدی و چپاول بنا شده نبایستی انتظاری بیش از این داشت. تنها راه نجات مردم از این وضعیت تغییر بنیادین در کل حاکمیت است. مردم در اعتراضات خود بدرستی راس این حاکمیت یعنی خامنه‌ای و رئیسی را به عنوان عامل همه مشکلات نشانه رفته‌اند.