فاز جدید بحران منطقه بخش دوم

واکنش ترامپ در روز گذشته باز هم درسی بزرگ به اپوزیسیون آویزان شده به آمریکا و سایر دول امپریالیستی داد که این دول هیچگاه در پی حمایت از آنها نبوده اند و استفاده ابزاری از این سازمانها و احزاب از اهداف آنهاست و تنها با اتکا به دریای انسانی مردم میتوان استبداد حاکم را درهم کوبید

در حالی که بخش بزرگی از تحلیلگران سیاسی با انتشار خبر موشکباران پایگاه مهم آمریکایی در عراق به اغاز جنگی تمام عیار میان آمریکا و جمهوری اسلامی فکر میکردند و جهانیان خود را برای مواجهه با فاز جدید بحران منطقه و تبعات آن برای سایر کشورهای جهان آماده و حتی برخی شروع جنگ جهانی سوم را محتمل میدانستند, اما حضور مطبوعاتی  ترامپ با تاخیر و سخنانش نشان از تصمیماتی بود که به وی تحمیل شده بود و بنوعی با این حضور خود به اضطراب های سیاسی پایان داد. این تصمیمات نه بر اساس روحیات غیر قابل پیش بینی رئیس جمهور آمریکا بلکه مطابق با عقلانیت سرمایه معطوف به منافع خویش بودند. در حقیقت امر ترامپ با کشتن قاسم سلیمانی نه تنها دمکراتهای آمریکا بلکه بخشی از جمهوریخواهان این کشور را نیز در برابر عمل انجام شده قرار داده بود.

واقعه موشکباران عین الاسد از سوی جمهوری اسلامی که از غرب کشور انجام شده بود, در حقیقت امر دلالت بر توافقی دو جانبه و از طریق رایزنی های واسطه هایی همانند سفیر سوئیس و نخست وزیرعراق میکرد. یکی از مهمترین آنها کشته نشدن آمریکایی ها در این حملات موشکی بود که در ازای قطع رابطه آمریکایی ها و دیپلمات هایشان با اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور حاصل شده بود. در این میان مسئولین جمهوری اسلامی از ارتباطات خود در خاورمیانه نیز درخواست کرده بودند تا عملیاتی را علیه آمریکا در منطقه انجام ندهند. خود سری این نیروها و از جمله حشدالشعبی میتواند ابهاماتی را در این زمینه ایجاد کند.

مسئولین نظام نه تنها پیش از موشکباران عین الاسد غیر مستقیم و از طرق مختلف ( مقامات عراق و گفته میشود فنلاند ) به آمریکایی ها اطلاع داده بودند تا ان محیط را ترک کنند بلکه اعلام کرده بودند که تنها یک حمله خواهند کرد. نکته دیگری که در لابلای سخنرانی کوتاه مطبوعاتی ترامپ نهفته شده بود درخواست بالابردن نقش ناتو در منطقه بود. پشت پرده این درخواست تحمیل هزینه های گزاف تر به سایر اعضای ناتو و بویژه اتحادیه اروپا است که پیش از آن جهت حفظ برجام به این خواسته های آمریکا توجه کمتری میکردند.

اما این سخنرانی با سخنرانی های دیگر ترامپ تفاوتی کیفی داشت. رئیس جمهور ترامپ که به نداشتن چاک دهان معروف است بطور نا مترقبه ای و در انتهای سخنرانی خود, لحن دوستانه ای را با مسئولین جمهوری اسلامی در پیش گرفته بود و از همکاری با ایران در برابر بقایای داعش سخن میگفت. اینهمه اما بدین معنی نیست که سایه جنگ از منطقه بیرون رفته است چرا که مراودات دیپلماتیک میان ایران, آمریکا و کشورهای منطقه هنوز مسیر طبیعی خود را در پیش نگرفته است. قطعا برای جمهوری اسلامی که در بحران عمیق عدم مشروعیت فرو رفته است و انتخاباتی را در پیش دارد واقعه کشته شدن قاسم سلیمانی همانند (امداد های غیبی) تلقی شده است. حاکمان نهایت استفاده از احساسات و علایق ملی متعلقان خود را کردند و توانستند جمعیتی را با حیله ها و ترفندهای متنوع به خیابانها بیاورند.

جمهوری اسلامی در حالیکه بودجه ای حداقلی تحریم زده و غارت شده توسط عواملش داشته که عمدتا مخارج نظامی و مذهبی را به آن تخصیص داده است اما با هزینه بودجه ای نجومی برای تبلیغات و پروپاگاند این واقعه در جستجوی مشروعیتی موقت و برگزاری انتخابات پیشین بوده است. حقیقت این است که این رژیم چنانچه از هیجانات سیاسی نیز سوء استفاده نماید اما نه بلحاظ اقتصادی و نه سیاسی دریچه ای برای بازگشت به آغوش مردم کشورمان باز نگذاشته است. سایه انداختن برکشتار معترضان آبانماه نیز از اهدافی بود که رژیم و وابستگانش با این بحران تازه به حاشیه راندند.

ایا این جنایت بزرگ که امروزه از زبان ترامپ نیز برای استفاده های یکبار مصرفش جاری است و انعکاسی جهانی داشته است از یادها خواهد رفت؟ بی شک آبانماه 98 در خاطره و حافظه سیاسی مردم کشورمان باقی خواهد ماند و روزی گریبان این دیوصفتان را خواهد گرفت. واکنش ترامپ در روز گذشته باز هم درسی بزرگ به اپوزیسیون آویزان شده به آمریکا و سایر دول امپریالیستی داد که این دول هیچگاه در پی حمایت از آنها نبوده اند و استفاده ابزاری از این سازمانها و احزاب از اهداف آنهاست و تنها با اتکا به دریای انسانی مردم میتوان استبداد حاکم را درهم کوبید واین نظام تنها و تنها با نیروی عظیم مردم کشورمان ساقط خواهد شد.

بهروز سورن

9.1.2020

گزارشگران

Share:

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *