در چند ماه گذشته حوادث کاری در زمان اضافه کاری‌ها افزایش یافته است. از مهم‌ترین علل بروز حوادث کاری خستگی جسمی کارگران است. اضافه‌کاری می‌تواند مانند کارگر شهرداری اصفهان به اجبار پیمانکار باشد و یا برای تامین مخارج روزافزون زندگی. بهر حال این حوادث ضربه سنگینی به کالبد نیمه‌جان کارگران وارد می‌کند.

کمتر از ۱۰ روز قبل یک کارگر شهرداری اصفهان که در حال نظافت باند سبقت اتوبان اصفهان بود، دچار حادثه شد. این کارگر به اجبار پیمانکار برای اضافه‌کار ایستاده بود. کارگران شهرداری اصفهان در رابطه با این حادثه می‌گویند:

«پیمانکار به جای اینکه متناسب با کار، کارگر استخدام کند، از کارگران موجود بیش از اندازه کار می‌کشد و اگر آنها حاضر به کار نشوند، غیبت می‌خورند و از حقوق‌شان کسر می‌شود.»

خستگی ناشی از کار مستمر علت اصلی حوادث کاری

مورد دیگری از حوادث کاری مربوط به روزهای اول دی‌ماه است. یکی از ماموران خدمات فنی راه آهن تهران، دچار حادثه شد و یک پای خود را از دست داد. به گفته همکاران وی، کارگران فنی بایستی بعد از ۲۴ ساعت کار، ۴۸ ساعت استراحت داشته باشند. اما در این ایستگاه‌ها این قانون عکس است و بعد از ۴۸ ساعت کار تنها ۲۴ ساعت استراحت دارند.

دراوایل آذرماه نیز یک کارگر پیمانکاری تعمیرات در خط ۴ متروی تهران دچار حادثه شده و جان خود را از دست داد. همکاران وی گفتند وی بیش از ۱۴ ساعت کار کرده بود و بدلیل خستگی تمرکز لازم برای کار را نداشت.

یک فعال کارگری در این رابطه می‌‌گوید:

«اضافه‌کار اجباری و خستگی بیش از اندازه در کنار نداشتن آرامش خاطر، باعث می‌شود کارگر نتواند خیلی به مباحث ایمنی فکر کند و اصلا تمرکزی برای انجام کار ندارد. به همین دلیل اینکه می‌گوییم این وضعیت باعث افزایش حوادث کاری می‌شود، بسیار قابل تامل است.»

فقر، تورم و گرانی علت اصلی حوادث کاری

اجبار اضافه‌کاری تنها به سودجویی کارفرما محدود نمی‌شود. گرانی افسارگسیخته، کارگران را مجبور به اضافه‌کاری‌های طاقت‌فرسا می‌کند. آنها تلاش می‌کنند با این کار از پس هزینه‌های زندگی بربیایند. هر چند شکاف بین حقوق و خط فقر با این اضافه‌کاری‌ها پر نمی‌شود. اما کارگران مجبور به پذیرش ریسک حوادث کاری برای افزایش اندک درآمد خود هستند. وضعیت بد معیشتی کارگران را مجبور به اضافه‌کاری می‌‌کند. احتمال پیش آمدن حوادث کاری در زمان خستگی و نداشتن تمرکز بیشتر است.

سرقت سرمایه‌های ملی توسط سران حکومت، باعث هر چه فقیرتر شدن دهک‌های پایین جامعه شده است. اکثریت این دهک‌ها را کارگران تشکیل می‌دهند. مشخص است، علت اصلی حوادث کاری در فقر کارگران نهفته شده است. جان کارگران برای سران حکومت ارزان‌ترین کالا محسوب می‌شود.