قرارداد ایران وچین : فریب بزرگ یا فرصت توسعه

پس از امضای قرارداد 25 ساله ایران وچین درروز شتبه 7 فروردین ماه حالا به مرو دیدگاههای موافق و مخالف این قرارداد ازسوی کارشناسان و مقامهای دولتی منتشر می شود. یکی از این تقابل ها ، نقدی است که بر دیدگاه حجت الله صیدی مدیرعامل بانک صادرات درباره امضای سند راهبردی با چین وارد شده است :

فرصت توسعه

بتابرآنچه غلامرضا سلامی در صفحه تلگرامی خود اورده ،حجت الله صیدی نوشته است :  به عنوان کارشناسی که سند موسوم به «برنامه‌ی هم‌ کاری جامع فی‌مابین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین» را خوانده‌ و در برخی جلسات بررسی آن از جنبه‌ های پولی، مالی و سرمایه‌گذاری شرکت داشته‌ام، نکات زیر را برای اطلاع عزیزانی که دل در گرو ایران و ایرانیان دارند، عرض می‌کنم: سندی که به امضای وزرای خارجه‌ی دو کشور رسیده، نه قرارداد است و نه تفاهم‌نامه یا توافق‌نامه، بلکه سندی راهبردی است که بیشتر ماهیت نقشه‌ راه و چهارچوب همکاری و زمینه‌های مشارکت را برای دو طرف دارد. در عرصه‌ی جهانی و تعاملات بین‌المللی، وجود چنین اسنادی برای هر کشوری نوعی دارایی و ظرفیت تولید ثروت به شمار می‌رود، فارغ از آن‌که بین آلمان و ژاپن باشد یا کانادا و ترکیه. این که ایران با دومین قدرت اقتصادی جهان چنین سندی را مبادله می‌کند، یک دستاورد مهم و ارزشمند است. قدر فرصت‌ها را بدانیم و از ارتقاء و توسعه‌ هم‌کاری‌های بین‌المللی ایران بزرگ حمایت کنیم.

غلامرضا سلامی ، رییس سابق انجمن حسابداران خبره ایران و مشاور عباس اخوندی وزیر سابق راه و شهرسازی در صفحه تلگرامی خود درنقد نوشته مدیر عامل بانک  صادرات و در پاسخ به او نوشته است : درباره قرارداد ایران وچین شاید به دیدگاه  آقای دکتر صیدی به عنوان یک‌ صاحب منصب دولتی وارد نباشد ،ولی به عنوان یک فرهیخته شنیدن این سخنان از ایشان دور از انتظار است. فرمودند این سند نه قرار داد است و نه تفاهم نامه یا توافق نامه بلکه سند راهبردی است که بیشتر ماهیت نقشه ی راه و… دارد.باید به استحضار ایشان برسانم که تمام فریب های بزرگ در دوقرن اخیر با اعلام رضایت  طرف ضعیف به طرف  قویتر در قبال وعده های فریبنده صاحب زر و زور، به وقوع پیوسته است.اینکه مثلا تولید مشترک اتومبیل داشته باشیم و به چین هم صادر کنیم با آگاهی از تجربه گذشته و تفاوت کارایی و هزینه در ایران و چین برای شما که با صنعت خودروی ایران آشنایی دارید ،چه چیزی غیر از سخنان فریبنده به ذهن متبادر می سازد.

فرمودید در عرصه جهانی و تعاملات بین المللی وجود چنین اسنادی فارغ از اینکه با چه کشوری منعقد شود نوعی دارایی و ظرفیت تو لید ثروت به شمار می رود.  اشتباه در همین جاست حتی انعقاد چنین سندی با انگلستان قرن ۱۹ و انگلیس قرن ۲۱ زمین تا آسمان تفاوت دارد. شما فقط یک مورد از این اسناد راهبردی که بین چین و یک کشور جهان سوم را نام ببرید که موجبات بدبختی و فلاکت طرف مقابل نشده باشد . کامبوج، سریلانکا،جیبوتی، زامبیا و…..  انعقاداین نوع اسناد راهبردی با کشوری مانند چین می تواند حتی از قراداد ۱۹۱۹ به حال کشورایران مضر تر باشد.(منظور من در اینجا قراردادهای موردی سرمایه گذاری نیست.)

فرمودید خود این سند راهبردی بدون قراردادهای بعدی هیچ اثر مثبت و منفی نخواهد داشت ،فرمایش شما متین است ولی اگر وجود این سند راهبردی ایجاد نوعی پشت گرمی برای آن بخش از حاکمیت بکند که بتواند به سیاست های خارجی و داخلی ادامه دهد آنگاه وجود قراردادهای شدیدا نافی منافع ملی ایران در آینده  خواهد بود.  مثلا اگر مانتوانیم نفت و فرآورده های نفتی خود را با سایر کشورهای دنیا صادر کنیم یک دلیل بیاورید که چین یا هر کشور دیگری به عنوان خریدار انحصاری این محصولات شرایط خفت بار قیمتی و پرداختی را به ایران تحمیل نکند و همچنین  این شرایط برای سرمایه گذاری در زیربناهای اقتصادی کشور. یادمان نرود که همین چین در شرایط تحریمی ایران پول نفت مارا بلوکه و برای رفع نیازهای ما اعتبار بانکی با نرخ بهره و شرایط سنگین اعطا کرده آنهم مشروط بر آنکه صرف خرید محصولات یا خدمات شرکتهای چینی بشود . بازهم یادمان نرود که همین چین با پروژه های میدانهای نفتی غرب کارون و گاز پارس جنوبی چه برخوردی داشته است . به هر حال منهم دوست دارم مثل شما خوش بین باشم ولی متاسفانه تجربه  این سالها این امکان را به من وامثال من نمی دهد.

s24

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *