قربانی کردن حداقل حقوق کارگران در زیر پای خصوصی سازی

طرفداران خصوصی سازی تلاش می‌کنند که بدون توجه به سرنوشت کارگران باقیمانده صنایع را به بخش خصوصی واگذار کنند. آنها در تلاشند با طرح‌ها مختلف از حقوق کارگران بکاهند تا زمینه را برای سودهای کلان سرمایه‌داران فراهم کنند.

کارگران در ایران از حداقل حقوق هم برخوردار نیستند. حق تشکیل سندیکا‌ و تشکل‌‌های مستقل، امنیت شغلی، سطح زندگی مناسب، بیمه و بازنشستگی حداقل حقوق جامعه کارگری است. از ابتدای سال تا کنون حمله به حداقل‌های حقوق کار و بازنشستگی آغاز شده است. پیش از این به سه طرح که توسط اتاق‌های فکر و نمایندگان مجلس در این رابطه ارائه شده اشاره کرده‌ایم. طرح‌ها در راستای از بین بردن حداقل حقوق کارگران تحت عنوان «ارزان سازی هر چه بیشتر نیروی کار» می‌باشد.

اولین محور که حیات شغلی بیش از ۱۴ میلیون کارگر را به خطر می‌اندازد، حذف حداقل دستمزد است. در همه طرحها حداقل مزد، «مانع اشتغال و کارآفرینی» قلمداد شده است. احیاء طرح استثماری شاگرد و استاد و بکارگیری کودکان و نوجوانان برای کار ارزان قیمت، از اولیتهای این طرح‌ها می‌باشد.

ارزان سازی نیروی کار بمنظور تسهیل در سرمایه گذاری

سران حکومت عزم جزم کرده‌اند که به بهانه تسهیل در سرمایه‌گذاری به ارزان سازی نیروی کار بپردازند. از طرف دیگر با فروش در حد مجانی شرکت‌های دولتی به وابستگان خود خصوصی‌ سازی را سرعت ببخشند.

برای دیدن سرنوشت خصوصی ‌سازی در ایران کافی است که به واحدهای واگذاری شده و سرنوشت کارگران‌شان نگاهی بیندازیم. اولین قربانیان خصوصی ‌سازی، کارگران هستند که از حقوق مسلم خود محروم می‌شوند. بیمه، امنیت شغلی و رفاه کارگران، اولین قربانیان واگذاری شرکتها به بخش خصوصی است.

ضایع شدن حقوق کارگران در نیشکر هفت تپه، هپکو، قند فسا، کشت و صنعت مغان و… برای نمونه کافی می‌باشد. اعلام ورشکستگی همه صنایع واگذار شده نشان دهنده راندمان خصوصی ‌سازی در کشور است. دفاع دولت از خصوصی ‌سازی بدلیل بهره‌مندشدن از فساد و رانت‌‌های آن می‌باشد.

سرنوشت تلخ در انتظار کارگران ایرانی

 اگر سه طرح قبلی را در کنار خصوصی سازی قرار دهیم درمی‌یابیم که سرنوشتی تلخ و ناگوار در انتظار کارگران ایرانی است.

در این طرح‌ها کارگر بایستی از نوجوانی تا ۷۰سالگی با مزد توافقی و قرادادهای یک‌ یا چند ماهه کار کند. درنهایت هم با حقوقی ناچیز بازنشست شود. در ادامه، بدلیل کم بودن حقوق بازنشستگی، ناچار به انجام کارهای غیر رسمی چون دستفروشی می‌شود.

طرح‌های ارائه شده، گام به گام در حال شکل دادن این سرنوشت برای کارگران می‌باشند. صاحبان طرح‌ها از سینه چاکان خصوصی سازی بهر قیمت بدون در نظر گرفتن سرنوشت کارگران و خانواده‌هایشان می‌باشند. جامعه کارگری نیمی از جمعیت ایران را در برمی‌گیرد. اتاق‌های فکر، تمام تلاش خود را می‌کنند تا خصوصی سازی با سرعت و قدرت تمام به پیش رود. ویرانی‌های برجای مانده از کارخانجات و کارگران بیکار شده هم برای این آقایان هیچ اهمیتی ندارد.

خصوصی سازی ، نابود سازی صنایع کشور

در تاریخ، بندرت می‌توان نمونه‌ای از اینگونه نابودسازی صنایع یک کشور بدست هیئت حاکمه آن دید.

صاحبان جدید صنایع، بی توجه به وضعیت کارگران بیشتر چشم به زمین‌های پر ارزش این مجموعه‌ها دارند.

هدف از طرح‌‌های گفته شده تامین نیروی کار ارزان برای بخش خصوصی و کسب سودهای کلان برای صاحبان آن است. دراین راستا حتما دست اندازی به قانون نیم بند کار هم در دستور قرار خواهد گرفت. به این صورت اندک حقوق مانده در قانون کار هم به نفع کارفرمایان از بین خواهد رفت.

نتیجه‌گیری

سران حکومت بدون توجه به سرنوشت نیمی از جمعیت ایران به فکر سودهای ناشی از خصوصی ‌سازی برای خود میباشند. ارائه طرح‌های ضد کارگری موجب هر چه فقیرتر شدن کارگران خواهد شد. قربانی کردن حقوق کارگران درآستان خصوصی سازی، موجبات به قعر خط فقر رفتن کارگران را فراهم می‌کند. تعارض حقوق کارگران با منافع سران حکومت باعث تشدید نارضایتی‌ها خواهد شد. این نارضایتی ها در زمان مناسب باعث قیامهایی می‌شود که سران رژیم تجربه خوبی از آن ندارند.

Share: