مرزها سدی بر حق حیات

بیانیه بیش از ۸۰۰ نفر از هنرمندان، نویسندگان، اهل فرهنگ و فعالان اجتماعی و سیاسی

خواهران و برادران، همسایگان! در کنار شما می‌ایستیم. «حق حیات» شما را که امروز به مرزهای ما و دیگران بسته است، حقی یگانه می‌دانیم. دست یاری درازکردن سوی شما را وظیفه‌ٔ تاریخی و انسانی خود می‌شماریم. با هر تصمیمی که برای سرنوشت خود بگیرید همراهیم. چه این تصمیم رهسپارشدن از دیار خود باشد یا خطرِ ماندن را پذیرفتن، چه مقاومت از هر راه ممکن یا سلاح برگرفتن علیه ارتجاع سایه‌گستر

بیش از ۸۰۰ نفر از هنرمندان، نویسندگان، اهل فرهنگ و فعالان اجتماعی و سیاسی این بیانیه را امضاء کردند.

آنها با محکوم کردن تمام مسئولان وضع امروز افغانستان حمایت خود را از تصمیمات مردم افغانستان در مقابله با این وضعیت اعلام کردند. از مردم ایران خواستند در این وضعیت بحرانی میزبان همسایگان خود باشند و در صدد رفع کاستی‌ها و نامرادی‌های پیشین روا داشته بر پناهندگان افغانستانی برآیند. از حکومت ایران خواستند مرزها را باز کند و حداکثر ظرفیت کشور را برای رسیدگی به پناهندگان همسایه به‌کار گیرد. از نهادهای بین‌المللی خواستند با قبول مسئولیت و انجام تکالیف خود در کمک‌رسانی و نظارت رسیدگی به امور این پناهندگان را در دستورکار فوری خود قرار دهند.

شماری از هنرمندان، نویسندگان و فعالان اجتماعی افغانستان نیز حمایت خود را از این بیانیه اعلام کردند.

«مرزها سدی بر حق حیات»

جهان بر این «تئاتر پوچی» چشم بسته است که در افغانستان به صحنه برده‌اند.

مردم، به‌ویژه زنان، اقلیت‌ها و کودکان سخت مستأصل و بلاتکلیف‌اند. از مواضع و واکنش‌های جهانی چنان برمی‌آید که جان و زندگی میلیون‌ها انسان هیچ اهمیتی ندارد. تجربه به هر ذهن واقع‌بین و روشن‌نگری یادآور می‌شود که آینده بیش از آنکه مبهم باشد در تاریکی فرو رفته است.

افغانستان در بیست‌سال اخیر تحت اشغال نظامی و فرآیند دولت‌سازی بوده است، با هزینه‌های انسانی و مالی فراوان، با جان‌های از دست رفته‌ٔ بسیار و پرشمار زندگی‌های تباه‌شده. درنهایت با تحمیل اینهمه هزینه، آینده‌ٔ مردم افغانستان را به سرقت برده‌اند و زندگی آنها را غارت کرده‌اند.

در ویرانی کشورهای منطقه‌مان قدرت‌های غربی و شرقی نداریم، که تمام این قدرت‌های بزرگ و کوچک با تمام توان مشغول ویرانگری هستند.‌ تحت عناوین مختلف با انواع روش‌های مداخله، از گسترش دموکراسی تا به ارمغان‌آوردن آزادی، با حملهٔ نظامی، کودتا و تحریم، کشورهای منطقه را کلنگی و مردم و جامعه را ناکار کرده‌اند. منطقه را چنان برهم زده‌اند و فرصت‌های مردم را چنان نابوده کرده‌اند که هر گشایشی ناممکن می‌نماید. سپس بر چنین بستری آماده تغییر نقشه سیاسی منطقه می‌شوند.

ما تمامی این قدرت‌ها را در فجایع کشور افغانستان مسئول می‌دانیم. معتقدیم اگر این‌ جهان متمدن باشد، نه جنگلی پر از بیداد، باید تصمیم‌سازانی را که پشت درهای بسته مذاکره کرده‌اند و این تراژدی انسانی را برای افغانستان رقم زده‌اند، پای میز محاکمه بکشاند.

علاوه بر قدرت‌های بین‌المللی و قدرت‌های منطقه، حکومت داخلیِ «اینک سابق» افغانستان را مقصر می‌دانیم؛ حکومتی وابسته، بی‌کفایت و فاسد که سرنوشت ملتش را فدای منافع فردی و گروهی خود کرده است. قدرتمندانی را مقصر می‌دانیم که از تهیدستی مردم این کشور کاخ‌های مجلل ساختند و از ولایت‌ها و شهرهایی که تقدیم طالبان کردند غیب شدند و با ثروت حاصل از چپاول این مردم زمینه اقامت در امن جهان را برای این روزهای خود تدارک دیده بودند. گروه تروریستی طالبان را مقصر می‌دانیم که در پی توهم برقراری امارت اسلامی‌شان جنایت‌ها و رنج‌های بسیاری را بر مردم افغانستان تحمیل کرده است.

مردم افغانستان را فارغ از قومیت و زبان خطاب می‌کنیم:

خواهران و برادران، همسایگان! در کنار شما می‌ایستیم. «حق حیات» شما را که امروز به مرزهای ما و دیگران بسته است، حقی یگانه می‌دانیم. دست یاری درازکردن سوی شما را وظیفه‌ٔ تاریخی و انسانی خود می‌شماریم. با هر تصمیمی که برای سرنوشت خود بگیرید همراهیم. چه این تصمیم رهسپارشدن از دیار خود باشد یا خطرِ ماندن را پذیرفتن، چه مقاومت از هر راه ممکن یا سلاح برگرفتن علیه ارتجاع سایه‌گستر؛ ارتجاعی که به سرعت در جهان و منطقه پذیرفته و عادی‌سازی می‌شود و از مدت‌ها قبل آغازش کرده‌اند.

مردم ایران را خطاب می‌کنیم:

مردم! هرگز از یاد نبرید که ما مرز بر آوارگان و پناهندگان نبسته‌ایم. اگرچه رفتارهایی ناشایسته از سوی حکومت و مردم با پناهندگان داشته‌ایم. از شمال، غرب و شرق، آوارگان و پناهندگان کشورهای همسایه را پذیرفته‌ایم که گریزان از جنگ یا دیگر بلایا بوده‌اند. نه تنها از این منطقه و در این سال‌ها، که از زمان جنگ‌های جهانی و کشورهای بسیار دورتر. مبادا که این سنت آبرومند تاریخی اکنون با بستن مرزها بر همسایگان افغانستانی ما از دست برود؛ حال آنکه برعکس، باید از این فرصت بهره برده و در پی آن تغییرات بنیادینی باشیم که رفتار ما با پناهندگان را رقم می‌زند. از یاد نبریم که منطقهٔ ما در آتش فرقه‌‌گرایی و دیگری‌ستیزی می‌سوزد. اگر امروز و اینجا ما نیز بر این آتش بدمیم به‌زودی دامان ما را خواهد گرفت.

حکومت ایران را خطاب می‌کنیم:

صراحتاً از شما می‌خواهیم مرزهای ما را باز نگاه دارید. تمهیدات لازم را برای اسکان پناهنگان فراهم آورید و از تمامی ظرفیت کشور برای انجام این وظیفه‌ٔ خطیر استفاده کنید تا ما مردم ایران وجه‌المصالحه قرار نگیریم و در جنایتی که در کشور همسایه‌مان افغانستان رقم‌زده‌اند همدست و شریک جرم نباشیم.

در پایان سازمان‌ ملل، سایر سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی را خطاب می‌کنیم:

سریع و با جدیت به انجام تعهدات و مسئولیت‌های مشخص خود در این شرایط بپردازید. کمک‌های مالی و تدارکاتی لازم برای رسیدگی عاجل به وضعیت این پناهندگان را آغاز کنید. طبق اختیارات و وظایفتان عملکرد کشورهای همسایه افغانستان، من‌جمله ایران را در پذیرش و اجرای این امر تحت نظارت داشته باشید. این نهادها باید به چیزی فراتر از ابراز نگرانی و بیانیه‌های رسانه‌ای منفعل مشغول شوند و وظایف قانونی و میثاقی خود را بر عهده بگیرند.

از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل می‌خواهیم بجای ابراز نگرانی‌های نخ‌نما و صدور بیانیه‌های بی‌اثر، آوارگان و پناهندگان افغانستان را به رسمیت بشناسد و طبق معاهدات بین‌المللی و دستورکار سازمانی خویش، رسیدگی فوری به امور این پناهندگان را در صدر برنامه‌های خود قرار دهد.

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *