معضل خشونت علیه زنان مختص به زمان شیوع بیماری کرونا نیست و یک شبه بوجود نیامده است،

ستم بر زن و خشونت علیه زنان ریشه در اعماق تاریخ دارد ‌و از زمان از بین رفتن کمونهای اولیه و پدید آمدن طبقات این ستم و تبعیض آغاز شده و در دوره های مختلف شکل خود را به شیوه های متفاوت در آورده است.

این خشونت، تبعیض و ستم بر زنان در نظام کاپیتالیستی کنونی بسیار سیستماتیک تر از پیش نسبت به زنان اعمال میشود، به شیوه ای  که نه تنها درنده گی و گندیده گی خود را در آن به کار میگیرید بلکه عقب ماندگی دوره های قبل از خود را نیز با آن عجین کرده و معجونی دهشت انگیز علیه زنان بوجود آورده است، ممکن است که خشونت عریان فیزیکی در بخشی از کشورهای جهان ممنوع شده باشد و در ملع عام و خیابان‌ها صورت نگیرید اما به دلیل نهادینه شدن آن در تار و پود جامعه هرگز از بین نرفته و به خانه ها و روابط خصوصی افراد ثوق داده شده است و همیشه خشونت خانگی و‌خشونت خانواده، همسر، کارفرما و مردان جامعه نسبت به زنان وجود داشته و‌ دارد، این معضل با شیوع کرونا و تشدید و چند برابر گشته است، ساعت‌های بیشتری در خانه ماندن و در کنار همسر و‌خانواده بودن، ترس و استرس از کرونا، بیکاری و عدم امنیت اقتصادی و درمانی خانواده این معضل نهادینه شده را بیشتر و بیشتر به نمایش میگذارد، به صورتی که کرونا و مشکلات ایجاد شده و تشدید شده به دلیل کرونا از بحث‌ها و بخشی از زندگی روزمره همه گشته است.

آمارهای وحشت ناکی از سیر سعودی و ملموسی از خشونت علیه زن انتشار میابد، زنان مورد آماج بیرحمانه انواع و اقسام خشونت‌ها قرار گرفته اند، برای مثال، روحی روانی، جنسیتی، فیزیکی و تجاوزهای خاکستری( سکس با زن بدون رضایت او از طرف همسر، دوست پسر و یا هم خانه، خانه که باید مطمئن ترین مکان برای یک زن باشد به یک شکنجه گاه و نا امن‌ترین مکان برای او و کودکانش تبدیل گشته است، چرا که وقتی از خانواده و زن صحبت می‌کنیم در اغلب خانواده ها کودک نیز حضور دارد و او نیز به شیوه های مستقیم یا غیر مستقیم مورد خشونت واقع میشود.

گذشتن از کنار اخبار و گذارشات و آمار در این رابطه و عدم توجه و واکنش غیر ممکن است، چرا که پشت این آمارها و اعداد انسان‌هایی تحت شدیدترین شرایط به سر میبرند، فقط عدد نیستند بلکه جان‌هایی هستند که گاهی حتی مرگ تهدیدشان میکند، وقتی میگوییم در هندوستان خشونت علیه زنان دو برابر شده است، یعنی در کشوری که یک میلیارد جمعیت دارد نیمی از آن به معنی پانصد میلیون زن ریسک تجربه خشونت را دارند و در کشوری مانند ایران و ترکیه نیز خشونت بسیار زیادی که همیشه وجود داشته است چندین برابر شده و احتمال اینکه حتی جانشان به خطر بیافتد وجود دارد.

پس وضعیت زنان در شرایط کرونا بدتر از قبل گشته و چون همیشه بحران‌ نظام حاکم آسیب پذیرترین بخش جامعه را مورد یورش قرار داده است و می‌دهد.

حاکمیت کاپیتالیستی برای برون رفت از بحران‌های خود چون همیشه از کارگران، زحمتکشان و زنان جامعه قربانی می‌گیرد و فشار ناشی از بحران‌ کرونا  را نیز بر گرده آنان گذاشته است و در این میان زنان بیشترین آزار و فشار را تحمل می‌کنند.

حمله و ستم به زنان فقط محدود به خشونت‌های خانگی نمی‌شود، خشونت اقتصا‌دی نیز بر زنان جامعه صورت می‌گیرد،در همه جای دنیا زمانی که شرکت‌های گوناگون، سازمانها و ارگان‌های دولتی و غیر دولتی که توسط سرمایه داران اداره می‌شوند با بحران مواجه می‌شوند و به قول خودشان مجبور به تعدیل نیرو هستند، این تعدیل نیرو را با اخراج زنان شروع مینمایند و این خود نیز زن را بیشتر به مرد وابسته کرده و نه تنها خود به تنهایی یک نوع خشونت و تبعیض آشکار است زن را بیشتر در معرض خشونت فیزیکی در خانه نیز قرار میدهد.

کارگران و زحمتکشان به صورت بردگانی مدرن در خدمت نظام حاکم در آمده اند و هیچ حق و امتیازی در این میان ندارند تنها ابزارهایی هستند برای تولید و ایجاد سود، آنها از طرف اربابان فقط و فقط یک امتیاز میگیرند و آن حق خدایی و مالک بودن بر زنان است، یعنی مردان کارگر و زحمت کش را با سمت خدایی و فرمانروایی بر زنان دلخوش کرده سند مالکیت بر تن ‌‌روح  و در آمد، فرزند و هر آنچه را که زن دارد برای آنان صادر می‌کنند، برای این هدف هم از مناسبات به ارث رسیده فوئدالیسم کمک گرفته و به تقویت دین و مذهب که بنیادین با برابری و آزادی زن تضاد غیر قابل حل دارند میپردازند، نمونه آن را در کشورهایی مانند ترکیه و ایران میبینیم.

مردان دلخوش به این امتیاز نظام حاکم، (ذهنیت تقویت شده مردسالاری) آخرین مزدوران نظام می‌شوند که در خانه زنان را سرکوب می‌کنند ‌و خانه را برای زنان به صورت شکنجه گاه و زندان در می آورند، چرا که زنان هستند که آزادی واقعیشان و به میدان آمدنشان حاکمیت آنان را تهدید میکند.

در نتیجه ریشه کرونا و تشدید خشونت علیه زنان به خاطر شرایط کرونا همه و همه به مناسبات نظام کاپیتالیستی بر میگردد.

و چه باید کرد؟

در مرحله اول باید باور کرد که خشونت خانگی یکی از نشانه های ستم بر زن است که در اعماق جامعه وجود دارد، کرونا موجب تشدید و بارز شدن آن در بعد وسیعی گشته است، خشونت و ستم بر زن پدیده ای سیستماتیک است، یک سیاست برای اسارت بیشتر کارگران و زحمتکشان جامعه، یعنی اسارت و بردگی زحمتکشان و کارگران و در کل اسارت و بردگی انسان از مسیر ستم بر زنان میگذرد، باید باور داشت که هر  خشونتی که در خانه ها میگذرد حلقه ای از زنجیر این سیاست است و شعار خصوصی سیاسی است را تکرار کرد، باید دید و باور کرد که از دین و مذهب در جهت تقویت ذهنیت و حاکمیت مردسالاری استفاده میشود و یکی از عوامل خطرناک ستم بر زنان می‌باشد.

باید قبول کرد که نظام حاکم بر جهان به شدیدترین حالت گندیدگی خود رسیده است و قادر به برونرفت از بحران‌های خود نیست، بیشتر از این نباید ما زنان و کارگران و زحمت کشان تاوان بحران‌های این حاکمیت را بدهیم.

باید باور داشته باشیم که آزادی زنان و رفع ستم بر آنان در واقعیت راهی برای رفع ستم از انسان است و تغییر مناسبات ضد انسانی فقط و فقط با آزادی زنان و پیش آهنگیشان امکان پذیر است.

در آخر باید بگویم دنیای بعد از کرونا نباید دنیای قبل از کرونا باشد، ناتوانی و گندیدگی این مناسبات در حل بحران‌ها چنان روشن شده است که جای هیچ توهمی را به آن باقی نگذاشته است، و فکر اینکه قبل از کرونا جهانی گل و بلبل داشته ایم و وضعیت ما زنان خوب بوده است بس ساده اندیشی و درک غیر واقعی و غیر عمیق از وضعیتمان است، لذا باید به میدان آمد و با شعار زن  زندگی آزادی در مسیر رهایی خود و جامعه انسانی گام برداشت.

خشونت نشانه ای از ستم نهادینه شده در اعماق جامعه انسانی است و یک سیاست که باید همین الان متوقف شود.

فرشته محمدی

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *