نکاتی در بارهٔ وضع فعلی

در شرائط حاضر اکثریت قریب به اتفاق جمعیت کشور، که زحمتکشان جامعه را در بر می‌گیرد، یا سطح زندگی حداقل خود را از دست داده‌اند یا به سرعت در حال از دست دادن هستند و با ادامهٔ وضعیتِ فعلی هیچ دورنمای امیدوارکننده‌ای برای زندگیِ خود نمی‌بینند.

این اکثریتْ حکومت جمهوری اسلامی را مسؤلِ بی‌آینده‌گیِ خود می‌داند و با وجود اینکه به تجربه پی برده‌‌ که نباید امیدی به اصلاح رفتار حکومت در آینده داشته باشد، خود را از نظرِ اتحاد و همصدائی در مقامی نمی‌بیند که بتواند برای برکناری جمهوری اسلامی اقدام مؤثری انجام دهد.

در یک کلام مردم نه می‌توانند وضعیت فعلی را تحمل کنند، و نه خود را آمادهٔ تغییر آن می‌بینند. در چنین حالتی امکان دارد جامعه پس از دست زدن به شورش‌های پراکنده و کور و شکست‌های پی در پی دچارِ نومیدیِ مفرط شود و امکان هر واکنشِ آگاهانه‌ای را برای در دست گرفتن سرنوشت خود از دست بدهد و آمادهٔ تن دادن به هر فلاکتی زیر حاکمیتِ تمدید‌شدهٔ جمهوری اسلامی یا حاکمیت مرتجع دیگری شود که ممکن است با حمایتِ سیستمِ سرمایه‌داری جهانی جایگزین آن گردد.

در همین حال جمهوری اسلامی با وجود نگرانی زیادی که از تبدیل شدنِ نومیدی مردم به اعتراض‌های اجتماعیِ گسترده‌ای دارد که ممکن است در شرائطی قادر به کنتزل و سرکوب آن نباشد، هنوز خود را در موقعیتی می‌بیند که بتواند وضعِ موجود را حتی به قیمتِ وخیمتر شدنِ شرائطِ معیشتیِ مردم با استفاده از نیروی سرکوب تداوم دهد.

دلیل این ارزیابی این است که مسئولین رژیم به درستی از نبودنِ سازمان‌های رهبری‌کننده در جبههٔ مردم خبر دارند و به تجربه دریافته‌اند که در شرائط جاری امکان هیچ هجوم سازمانیافته‌ای از طرف جبههٔ مردم وجود ندارد؛ هجومی که بتواند به طور مستقیم و تنها با نیروی خود آنها را  به عقب‌نشینی اجباری و قبول شکستی موضعی وادار کند.

با اینحال، حکومتِ استبدادی‌ اسلامی که از ضعف درونیِ خود به دلیل اختلافاتِ ریشه‌دار جناحی از یک سو و ضعف خارجیِ خود به دلیلِ جا نیافتادن در یک نظمِ منطقه‌ای از سوی دیگر آگاه است، به هیچ وجه نمی‌تواند خیال خود را راحت کند که در هر شرائطی قادر به سرکوب شورش‌های خودانگیختهٔ مردمی در یک رویاروئیِ نابرابر خواهد بود. 

دلیل این تزلزل این است که در شرائطِ بحرانی شدنِ هر یک از دو تضاد جناحی یا خارجی، دیگر کنترلِ امنیتیِ جبههٔ مردم برای جمهوری اسلامی به آسانی میسر نیست و با به هم خوردنِ تعادلِ رژیم در سایهٔ این بحرانها نطفهٔ سازمانهای رهبری‌کنندهٔ مردمی در هر منطقه به سرعت بسته خواهد شد و جامعه به فرایندی وارد خواهد شد که در آن شانس ایحاد یک رهبری دموکراتیکِ انقلابی در مقابل جمهوری اسلامی و اقلیتهای سیاسیِ رقیبِ آن در جناحِ ارتحاعیِ طرفدار سرمایه‌داری استبدادی به سرعت افزایش خواهد یافت.

با توجه به ضعف فعلی جنبش انقلابی از یکسو و نزاریِ موقعیتِ تشکیلاتیِ نیروهای مدعی جایگزینی و دودلی‌های ایالات متحد آمریکا، این احتمال را خودِ جمهوری اسلامی که رفته رفته در حال خلاصه شدن به جناح اصولگرا، چه محافظه‌کار و چه اعتدلالی، است تحت شرائطی بتواند ضمن توافق با نقشهٔ منطقه‌ای ایالات متحد آمریکا همراه با تسویه حسابِ جناحی و حذفِ کاملِ دو طیفِ سیاسیِ “اصلاح‌طلب” و ” ولائی” در حین سرکوبِ شورشهای مردمی‌ای که موفق به ایجاد سازمانهای رهبری‌کنندهٔ خود نشده‌اند از یک بحران فراگیرِ سیاسی پیروز بیرون بیاید و خود را به عنوان یک رژیم متعارف تمدید کند را نمی‌توان رد کرد.

Nazir Alizadeh

naziralizadeh@gmail.com

کورسو    ۱۸ مرداد ۹۸

 

Share: