واقعا” شرم آور است.

کارگران، تشکل های کارگری:
روز پنجشنبه مورخ 7/6/98 ساعت 10 صبح چندین اکیپ  از نیروهای  لباس شخصی شامل ده ها نفر افراد مسلح منزل مسکونی کامران ساختمانگر را به محاصره خود در آوردند. بعد ازایجاد جو رعب و وحشت در محله  به دستور فرمانده عملیات در یک چشم به هم زدن به ساختمان مسکونی کامران ساختمانگر که شامل سه طبقه 75 متری است ، حمله ور شدند. با توجه به اینکه کوچه های منتی به منزل کامران ساختمانگر همگی 4 الی 5 متری هستند.  تجمع نیروهای لباس شخصی برای مدتی عبور و مرور مردم محله را مختل کرده بود.  نیروهای لباس شخصی به شکلی ایجاد جو رعب و وحشت کرده بودند که تمام مردم محله از وحشت این نیروها به منازل خود پناه بردند و هر رهگذری در مورد این همه نیروی لباس شخصی در آن کوچه های غیر استاندار با هم صحبت می کرد و یا سئوال می کرد، مورد تهدید نیروها قرار می گرفتند. مردم نمی دانستند که در محله شان  چه اتفاقی افتاده و مرتب از همدیگر سئوال می کردند که آن همه نیروی لباس شخصی برای چیست و چه اتفاقی افتاده است؟  
یکی از همسایه ها با طنز گفت : احتمال دارد صدام حسین در منزل ابرا کامران مخفی شده باشد که این همه نیرو خانه او را محاصره کرده اند؟.
یکی دیگر از همسایه ها : احتمال دارد ابرا کامران آقای محمد رضا خاوری مدیر عامل بانک ملی ایران را به فرودگاه منتقل کرده باشد تا با هواپیما به کانادا فرار کند؟ آخر ابرا کامران مسافر کشی می کند.
همسایه دیگر : محمد رضا خاوری کیست؟ محمد رضا خاوری همان کسی است که مبلغ 16 میلیارد از پول مردم ایران را دزدید و با  هواپیما از پایتخت ایران در مقابل چشم نیروهای امنیتی عازم کانادا شد. 
همسایه دیگر: این همه نیرو چرا آن آقای خاوری را دستگیر نکردند ؟ ولی  برای دستگیری  یک کارگر که در یک ساختمان 75 متری زندگی می کند ؛ تمام منطقه را به وحشت انداخته اند؟ 
زن همسایه : به خدا قسم چند روز است که ماشین منیره خانم خراب شده و هیچ جای نرفته  است و شوهر ایشان در منزل نیست. من می دانم که ابرا کامران در منزل حضور ندارد و این همه نیروی برای دستگیری ایشان آمده اند.!!!
یک مرد که از دور نظارگر بود به سخن آمد و گفت: ابرا کامران بیچاره با توجه به  اینکه بیکار است حتی نمی تواند هزینه آب ، برق, گاز و تلفن منزل خود را پرداخت کند و هر سال چند بار شرکت های مربوطه آنها را قطع می کنند. واقعا” شرم آور است که این همه نیرو برای دستگیری یک راننده آمده اند.  
در این اسنا ماموران به منزل مادر کامران نیز حمله می کنند و ضمن جو رعب و وحشت مادر 78 ساله کامران که خود مستقل و در یک واحد چند متری زندگی می کنند؛ وحشت زده فریاد می زد” یا خدا چه شده دولت امریکا به سنندج حمله کرده است؟ جنگ شروع شده؟ کامران کجاست؟ منیره کجاست؟ سیوان کجاست و.. ” ؟ مادر پیر همچون افرادی که به امام زاده برای راز و نیاز پناه برده باشد. شلوار یکی از ماموران را می گیرد و سراغ بچه هایش را از آن مردک وحشی می گیرد. اما کسی از ماموران به او جواب نمی دهند و مرتب اساسه منزل آن پیر زن را زیرو رو می کنند و در میان نخود و لوبیا دنبال یک مرد 70 کیلویی هستند. 
یک عده دیگر از ماموران به خانه خود کامران حمله ور می شوند. یکی از ماموران درب  توالت خانه کامران را باز می کند و می خواهد آن را تفتیش کند. اما به حکم اینکه توالت کوچک بود نتوانست داخل شود. ماموران سراسیمه تمام نقاط منزل کامران را همچون سربازان اسرائیلی تفتیش کردند . اما چیزی که به درد آنان بخورد پیدا نکردند. 
وقتی ماموران مشغول تفتیش منزل مادر پیر و منزل کامران بودند . یک اکیپ دیگر منزل همسایه ها و واحد دیگر در همسایگی منزل کامران را تفتیش می کردند.  اما خبری از کامران  که صدام حسین را به خانه ش راه داده و آقای علی رضا خاوری را به فرودگاه رسانده است ، نیست. 
ماموران وقتی از دستگیری کامران ناامید می شوند برای اینکه سرخوردگی خود را جبران کنند ماشین سواری پسر کامران و گوشی های خانوادگی آنان را با خود می برند . ماموران برای اینکه مورد اعتراض مردم محله قرار نگیرند و توجهی برای توقیف ماشین پسر کامران داشته باشند. در میان مردم و خانواده کامران اعلام می کنند که با این ماشین مواد مخدر جابجا شده است و صاحب این ماشین مواد فروش است و… 
بعد از اینکه ماموران از دستگیری کامران در منزل نا امید شده بودند رد او را پیدا می کنند شبانه روز به دنبال این فراری ( به قول آنان ) بودند و سر انجام در شهر سقز و در محل یک خانه باغ که در 15 کیلومتر شهر سقز قرار دارد او را دستگیر می کنند. 
ماجرا از این قرار است.
وقتی ماموران به منزل کامران حمله می کنند ایشان در منزل نبوده و از سوی خانواده به او اطلاع می دهند که دنبال او هستند. کامران در سقز و مهمان ما بود. بعدازظهر روز  چهار شنبه مورخ 13/6/98 سه ماشین نیروی لباس شخصی در محدوده خانه باغ سید علی حسینی دیده شده بودند که مرتب به محل خانه باغ با دربین نگاه می کردند. سید علی حسینی چند بار این نیروها را مشاهده میکند اما با توجه به اینکه موردی برای مشکوک بودن وجود نداشت بی خیال شده و آن را پیگیری نمی کند.نیروهای امنیتی وقتی هوا تاریک می شود همراه تعدادی از نیروهای اطلاعاتی سقز در ساعت 9 شب با رمز یا …. به دو نفر از کارگران که مشغول پخت غذا بودند حمله می کنند. نیروهای حمله کننده  با تهدید و فریاد های وحشت آوری به آنان دستور می دهند که دستهایشان را پشت گردن بگذارند و رو به زمین بخوابند. بعد از چند دقیقه هر دو کارگر را دستگیر می کنند. مسئول عملیات با خنده و سرمست از پیروزی  به  فرمانده خود پیام تبریگ ارسال می کنند که سوژه مورد نظر دستگیر شد. 
وقتی ماموران خانه باغ را تفتیش می کنند یکی از آنان حتما” نیروی سقز بوده به سید علی حسینی اعلام می کنند که ما هیچ چیزی را برنداشتیم و….  تنها وسیله ای که از خانه باغ حمل کردند، ماشین سید علی حسینی بود که آن  را به اداره اطلاعات سقز منتقل می کنند.
ماموران بعد از دستگیر کردن کامران ساختمانگر و سید علی حسینی ،  همان شب با چند دستگاه ماشین آنان را کف بسته به بازداشتگاه مخوف سنندج منتقل می کنند. سید علی حسینی بعد از بازجویی ساعت یک ظهر روز پنجشنبه مورخ 14/6/98 از بازداشتگاه سنندج آزاد و به او ابلاغ می کنند که پرونده ایشان در سقز است و باید خود را به نیروهای اطلاعات آن شهر معرفی کند. اداره اطلاعات سقز روز جمعه مورخ 15/6/98 با سید علی حسینی تماس گرفته و او را به آن اداره احضار می کنند. بعد از بازجویی و تشکیل پرونده به اتهام پناه دادن به یک مجرم فراری .  ماشین او را آزاد و به او ابلاغ می کنند که پرونده را به دادگاه خواهیم فرستاد. 
کامران ساختمانگر کیست که این همه نیرو یک هفته شبانه روز در شهرهای کردستان به دنبال او بودند تا اینکه در بیابانهای اطراف شهر سقز او را دستگیر کردند.؟ 
کامران ساختمانگر متولد سال 1346 است و کارگر ساختمانی می باشد. این کارگر ساختمانی شاید در سال یک ماه کار پیدا نکند. به همین دلیل برای بقاء خانواده با ماشین پسرش مسافرکشی می کند. هر زمان ماشینش سالم باشد در محدوده ترمینال شهرهای مختلف به دنبال مسافر است. آخر به حکم اینکه ماشینش پلاک قرمز نیست باید مخفیانه و بدور از چشم صاحبان ماشین های پلاک قرمز مسافر را سوار کند. یعنی کامران باید در محدوده ترمینال ها منتظر بماند تا اینکه همه ماشین های پلاک قرمز تکمیل شده و اگر مسافری جا بماند و ماشین پلاک قرمز وجود نداشته باشد. آن وقت ده ها نفر همچون کامران در محدوده ترمینالها منتظر هستند که مسافر جا مانده به مقسد درخواستی ببرند. در میان این ماشین ها که دزدکی کار میکند. باید روابط عمومی خوبی داشته باشید تا توجه مسافر را جلب و مسافر سوار ماشین  فردی شود که مجوز کارکردن ندارد. این هویت  کامران ساختمانگر است که با هزاران مشکل اقتصادی توانسته حداقل شکم بچه هایش را سیر کند. 
اما شما ماموران که با این همه کب کبه و دب دبه افتخار می کنید که کامران ساختمانگر را دستگیر کردید و ایشان را به زندان منتقل نمودید، چرا وقتی که تروریستها از کردستان اسلحه حمل کردند ( به قول خود شما) و به مراجعه کنندگان مجلس شورای اسلامی حمله کردند و ده ها نفر را گشتند آنها را دستگیر نکردید؟  حتما” آن زمان در خواب بودید و یا جرت روبرو شدن با آنان را نداشتید؟ اگر کامران ساختمانگر و سید علی حسینی مسلح بودند شما جرت آن را داشتید که به آن خانه باغ حمله کنید؟ شما می دانستی این دو کارگر یک روز تمام مشغول کار کشاورزی بودند و خسته از کار روزانه توان نشستن هم نداشتند،  به آنان حمله کردید و با تهدید و ارعاب دستگیرشان کردید. 
بازجوی محترم کامران ساختمانگر که مدت 15 روز است نتوانسته برای کامران ساختمانگر پرونده  سازی کند. پسر جوان او را تحت فشار قرار دادند که چه کسانی به منزل شما رفت و آمد می کنند؟ پدرت چکاره است؟ با چه کسانی ارتبات دارد؟ محمود صالحی به خانه شما مراجعه کرده است و…؟  . به نظر من بازجوی محترم وظیفه خود را فراموش کرده است و می داند که پسر کامران متهم و مجرم نیست. بازجویان و یا مسئولان اداره اطلاعات سنندج  حق ندارد یک نوجوان را تحت فشار قرار دهند. اگر در کشور ما قانون حاکم بود که نیست، باید آن بازجو و یا مسئولان مربوطه که به بازجو اجازه می دهند تا خانواده متهم را تحت فشار قرار دهند محاکمه می شدند . 
ما ضمن محکوم کردن دستگیری کامران ساختمانگر خواستار آزادی بی قید و شرط او و همه زندانیان سیاسی هستیم. 
محمود صالحی28/6/98