جعفر محمدی
پول عجیبی که برای «دور زدن تحریم ها» هدر رفت: هزینه ساخت 266 برج خلیفه یا اعطای 3 میلیارد تومان به خانواده‌های فقیر ایران، کاسبان تحریم از این ثروت نجومی دل نمی‌کنند.

بدیهی است که کسی هرگز نمی گویند “ما چون منافع مان به خطر می افتد با برجام و لغو تحریم ها مخالفیم”؛ آنها باید سکه ای ضرب کنند که خریدار داشته باشد؛ مثلاً باید پشت مسایلی پنهان شوند و بگویند مذاکرات عزت و شرف ما را از بین برد چون مذاکره کنندگان ما خائن و نادان هستند، انقلاب را بر باد دادند، خون شهدا را پایمال کردند، آنها خود فروخته اند و … .

وقتی تحریم نباشیم، روند تجارت مان با دنیا عادی است؛ یعنی شما به عنوان یک تاجر می توانید هر چه را که نیاز هست از بازار آزاد و رقابتی جهان با “مناسب ترین قیمت” بخرید و وارد کنید.

اما وقتی تحریم باشیم، دیگر نمی توانید مایحتاج کشور را با مناسب ترین قیمت وارد کنید بلکه مجبور می شوید به “ممکن ترین شکل” وارد کنید. اینجا دیگر شما نیستید که بین فروشندگان مختلف، بهترین را انتخاب کنید؛ باید ببینید چه کسی حاضر می شود آن را به شما بفروشد. تازه آن فروشندگان معدود هم، تمایلی ندارند به طور علنی و رسمی به شما کالا بفروشند.

اینجاست که پدیده ای مطرح می شود به نام “دور زدن تحریم ها”. یعنی اگر تا دیروز مثل آدمیزاد می رفتید و از فروشنده ای مثلاً در آلمان خرید می کردید، الان باید از فروشندگان واسط و حتی خریداران واسط استفاده کنید، شرکت های صوری در این کشور و آن کشور تاسیس کنید و کالای مورد نیاز را به عنوان تاجری از لیتوانی بخرید، به شرکت صوری تان در ترکیه بفروشید و از آنجا به امارات بفرستید و نهایتاً از طریق لنج به بندرعباس بیاورید.

مجبورید به کلی آدم خارجی و داخلی باج بدهید و گاه ناگزیر شوید اعتماد کنید و کل سرمایه تان را در معرض ریسک قرار دهید. وقتی کالایی را این گونه می خرید، آن کالا ازخدمات نصب (در تاسیسات صنعتی) و گارانتی هم محروم می شود.

خلاصه آن که ورود به بازی دور زدن تحریم ها، دیگر کار یک تاجر عادی نیست. کار کسانی هست که به منابع ده‌ها میلیارد دلاری کشور دسترسی دارند و می توانند با این پول درشت، ریسک کنند چرا که هزینه این ریسک را خودشان نمی دهند و از کیسه ملت می رود.

برآوردها حاکی است در دو دولت احمدی نژاد و روحانی، حدود 400 میلیارد دلار صرف دور زدن تحریم ها شده است.

این 400 میلیارد دلار به جیب چه کسانی رفته است؟ به جیب آنها که در کار دور زدن تحریم ها هستند و شرکای خارجی شان. بابک زنجانی، فقط نوک قله این ماجراست که قصه اش از پرده برون افتاد و خود به حبس رفت. او تنها حدود 2 میلیارد دلار از این 400 میلیارد دلار را به جیب زده بود.

برای تبیین بزرگی این عدد کافی است بدانید گران ترین سازه ای که بشر ساخته، ایستگاه فضایی بین المللی است که 160 میلیارد دلار برای ساخت و نگهداری آن در دو دهه هزینه شده است و آنقدر این عدد بزرگ است که 15 کشور ثروتمند جهان طی سالها آن را تامین کرده اند؛ کل بودجه سالیانه مالزی با آن همه رونق اقتصادی 80 میلیارد دلار است؛ تونل مانش بزرگترین پروژه عمرانی تاریخ اروپا که دو کشور فرانسه و بریتانیا را از زیر دریا به هم وصل می کند و اتومبیل و کامیون و قطار در آن تردد می کنند، 8 میلیارد دلار هزینه داشته است و برج خلیفه که به عنوان بلندترین برج کره زمین، نماد امارات متحده عربی است، با 1.5 میلیارد دلار واستادیوم عظیم ومبلی انگلیس هم باهزینه 1.2 میلیارد دلار ساخته شده است.

با این اوصاف، با پولی که ازجیب ملت ایران صرف دور زدن تحریم ها شد ودر واقع هدر رفت، می شدبیش از 2 ایستگاه بین المللی فضایی ساخت یا 5 سال تمام خرج کل مالزی را داد یا 50 ابر پروژه در حد تونل مانش اجرا کرد یا 266 برج مانند بلندترین برج دنیا ساخت و یا 333 استادیوم در حد و قواره ومبلی احداث کرد.

این رقم، آنقدر عجیب و غریب و فضایی است که اگر (به فرض) می خواستند به همه خانواده های دو دهک پایین جامعه که فقیرترین افراد هستند، نقداً کمک کنند، به هر خانواده 5 نفری حدود 3 میلیارد تومان می رسید؛ آیا با این پول، نمی شد یک بار برای همیشه فقرزدایی کرد؟

اما قصه این است که دل کندن از چنین پول هنگفتی به راحتی میسر نبود خاصه آن که کاسبان تحریم، زندگی و نقشه راه آینده شان را بر همین مبنا بستند و البته اینک خرج شان نیز زیاد شده است. لذا اگر با احیای برجام و لغو تحریم ها مخالفت نمی نمودند و هر روز مانعی جدید برای بهبود و توسعه مناسبات بین المللی ایران نمی تراشیدند جای تعجب داشت.