پایمال شدن حقوق کارگران با اصلاحیه های ضد کارگری درقانون کار

قوانین ضد کارگری زمینه پایمال شدن حقوق کارگران برای رضایت کارفرما

قوانین ضد کارگری زمینه را برای هر چه بیشتر پایمال شدن حقوق کارگران در کشور فراهم کرده است. کار، کارگر و کارفرما مثلثی است که تحت نظارت حاکمیت و بر طبق قانون کار باید مسیر پیشرفت را طی طریق کنند. این سه در یک رابطه ارگانیک باهم بوده و نقصان در هر طرف می‌تواند جنبش‌های عظیم کارگری را شکل دهد.

جنبشهایی که می‌تواند تا سرنگونی یک نظام هم پیش رود زیرا کارگران جز قرض‌هایشان چیزی برای از دست دادن ندارند. نداشتن تشکل‌های کاری باعث شکنندگی و عدم انسجام کارگران در کشور شده است. کارفرمایان وابسته به حکومت هراز چند گاهی با تغییراتی درقانون کار مقداری از حقوق مسلم کارگران را از بین می‌برند.

سالها است که موضوع ناکارآمدی و اصلاح قانون کار مطرح است. اولین قانون کار ایران درسال ۱۳۱۵ مدون شد که مشتمل بر ۶۹ ماده و۱۱ تبصره بود.

اولین قانون کار بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۹ تصویب و پایه بررسی وضعیت کارگران شد. پس از آن بارها تلاش شده که اصلاحیه‌ای به این قانون افزوده شود. فعالان اقتصادی معتقدند که هدف از این اصلاحیه‌ها کاهش هزینه نیروی کار بر کارفرما است. برای نمونه، لایحه طرح استاد و شاگرد که در دولت دهم تصویب شد و کارگر را به حد یک کارآموز تقلیل می‌داد. سیاستهای اصلاح قانون کار در تلاش است که هزینه بر کارفرما کاهش یابد و در این میان حقوق کارگر است که قربانی می‌شود.

نمونه‌هایی از قربانی شدن حـقوق مسلم کارگران

  • پرداخت نشدن حقوق و مزایای کارگران
  • برقرار نشدن و عدم پرداخت حق بیمه کارگران
  • به رسمیت شناخته شدن قراردادهای کار معین و یا کار موقت
  • محاسبه نشدن کامل حق بیمه
  • عدم پرداخت عیدی بر مبنای حقوق دریافتی
  • رایج شدن پرداخت کار مزد به جای دستمزد
  • عدم محاسبه حق جذب در سنوات پایان کار
  • اجرای نشدن طرح طبقه بندی مشاغل
  • نداشتن امنیت شغلی

صاحب‌نظران معتقدند اگر دولت نقشی در تغیین حداقل دستمزد نداشته باشد، روند توافق بیشتر به سود طرفین است. زیرا دولت بیشتر در صدد کسب منفعت خود از این قراردادها است و نه برآورده کردن حقوق کارگران.

قیمت ایرادات در قانون کار را بیش از همه کارگران با تضییع حقوقشان می‌پردازند. وضعیت کارگران در زیر خط فقر روز به روز بدتر می‌شود. بن‌بست تولید در اقتصاد کشور با اصلاحیه در قانون کار و پایمال شدن حقوق کارگران گشوده نمی‌شود. دستاویز کردن شرایط کرونایی و تحمیل مزد توافقی، کارگران را به سمت حداقل بگیری سوق می‌دهد. تا جای که کارگران برای داشتن شغل از سایر حقوقشان مانند حق بازنشستگی و بیمه صرفنظر می‌کنند.

در ۴۰ سال گذشته حقوق کارگران هر لحظه در حال کم و پایمال شدن است. سکوت همیشه نشانه رضایت نیست. پیش از بزرگترین طوفانها همواره یک آرامش آماده طغیان نهفته است. کارگران دراین وضعیت بسر می‌برند و روزانه فریادهای حق‌طلبی و اعتراض‌شان به وضع موجود در حال بلندتر شدن است.

Share: