پیتر کونیگ: کروناویروس – نتایج مگا افسردگی قریب الوقوع…

 مرحلۀ بعدی چه خواهد بود ؟ این سؤالی ست که بسیاری از خودشان می پرسند. احتمال خیلی زیادی وجود دارد که جهان دیگر هرگز مانند گذشته نباشد. بر اساس نگاهی که به این « پاندمی » مصیبت بار داریم این رویداد می تواند رویداد خوب و یا بدی باشد. آنچه از ظواهر امر بر می آید این پاندمی در واقع سزاوار نام «پاندمی» نیست که ناخواسته به SRAS-2-CoV یا nCOV-2019 نسبت داده شده که متعاقباً سازمان جهانی بهداشت آن را COVID-19 نامیده است.

11 مارس، دکتر تدوروس ادهانوم مدیر کل سازمان جهانی بهداشت از پاندمی حرف زد. این تصمیم از پیش توسط مجمع جهانی اقتصاد در داووس طی 20 تا 24 ژانویۀ 2020  اتخاذ شده بود، یعنی وقتی که سازمان جهانی بهداشت 150 مورد کووید- 19 مشاهده شده در خارج از مرزهای چین را به ثبت رسانده بود. 30 ژانویه، مدیر کل سازمان جهانی بهداشت اعلام کرد که اپیدمی در خارج از سرزمین اصلی چین موجب وضعیت اضطراری بهداشت عمومی شده است. و این نخستین نشان برای رویدادی غیر عادی بود و گوئی اختلالی پیش آمده، یا برنامۀ دیگری پشت «اپیدمی» بیماری کووید-19 وجود دارد .

26 مارس گذشته، در مقاله ای به قلم همقطاران او در روزنامۀ بسیار معتبر پزشکی نیوانگلند، دکتر آنتونی فاسی  مدیر مؤسسۀ ملی آلرژی و بیماری های عفونی یکی از 27 مؤسسه و مرکزی که مؤسسۀ ملی بهداشت در ایالات متحده را تشکیل می دهد کووید-19 را با نوعی گریپ عمومی که قوی تر از حد معمول است قابل مقایسه دانست :

«اگر فرض کنیم که شمار موردهای بدون عارضه یا با عوارض اندک چند برابر بیشتر از شمار موردهای اعلام شده است، میزان مرگ و میر می تواند به شکل قابل توجهی کمتر از %1 باشد. این موضوع نشان می دهد که نتایج کلی کلینیکی کووید-19 سرانجام می تواند بیشتر شبیه گریپ فصلی وخیم باشد (که میزان مرگ و میر آن تقریباً %0،1 است) یا گریپ پاندمیک (مشابه گریپ سال های 1957 و 1968) و نه بیماری مشابه به SARS  یا SARSM  که میزان مرگ و میر به ترتیب %9 تا %10، و %36 بوده است». nejm.org

این ارزیابی علمی که در روزنامۀ پزشکی نیوانگلند منتشر شد مانع ازاین نبود که دکتر فاسی طی مصاحبه اش با رسانه های بزرگ دقیقاً برعکس آن را نگوید : به پی آمده نگاه کنید.

_

بهداشت و علم : به گفتۀ یک مقام بلند پایۀ بهداشت در آمریکا، کروناویروس 10 برابر « مرگبارتر» از گریپ فصلی ست.

در این مدت، دانش پژوهان بلند پایۀ دیگری، میکروبیولوژیستها و پزشکان سراسر جهان انسداد سر سختانۀ مرز کشورها به بهانۀ کرونا را زیر سؤال برده اند. همه بر این باورند که این اقدامات سرسختانه برای مهار پاندمی با میزان مرگ و میر نسبتاً نازل ضروری نیست.

حتا در ایتالیا، اگر شمارش و حسابداری با دقت بیشتر انجام گرفته بود، بیشتر بر اساس سنجه های آمار واقعی، میزان مرگ و میر شاید %1 و حتا کمتر می بود. 23 مارس، رئیس حفاظت مدنی آنجلو بورلی در روزنامۀ « لا رپوبلیکا » اعلام کرد که با اطمینان می توانیم بگوئیم که برای هر مورد اعلام شدۀ رسمی، حداقل 10 مورد آلودۀ اعلام نشده می تواند وجود داشته باشد، موردهای بدون عارضۀ که لزومی برای ملاقات با پزشک نداشته اند. اگر این موضوع حقیقت داشته باشد، میزان مرگ و میر واقعی در مورد سکتۀ مغزی %1 خواهد بود بجای %10.

آنچه جهان زندگی می کند به اعلام و اجرای حکومت نظامی طراحی شده  در سطح جهانی شباهت دارد، البته با پی آمدهای اجتماعی و اقتصادی مصیبت بار که از خود بیماری وخیم تر است. هیچکس نمی جنبد. اقتصاد تقریباً متوقف شده است.

این روند پرسش بعدی را مطرح می کند : چه سرّی در کار است و در آینده چه روی خواهد داد ؟

ابتدا سناریوئی را که چندان هم جالب نیست بررسی کنیم

شبکۀ الجزیره در 2 آوریل شمار موردهای آلوده به ویروس کرونا در جهان را بیش از یک میلیون اعلام کرد، با 50000 فوتی. پلیتیکو (سازمان روزنامه نگاری سیاسی مستقر در آرلینگتون در ویرجینیا) روز 2 آوریل، فقط دو هفته پس از آغاز اعلام قرنطینه به دلیل کروناویروس، نزدیک به 10 میلیون کارگر در ایالات متحده بی کار شدند.

« کل بی کاران طی دو هفته نزدیک به 10 میلیون آمریکائی گسترش یافت که ضربۀ بسیار سختی برای کارگران آمریکائی بحساب می آید. چنین رویدادی هرگز در اقتصاد آمریکا سابقه نداشته است. در هفته های آینده، بازار کار می تواند به 15 میلیون بی کار برسد و از مرز تعداد بی کاران 18 ماه رکود بزرگ اقتصادی در سالهای 2007 تا 2009 نیز عبور خواهد کرد.»

31 مارس بانک مرکزی ایالات متحدۀ آمریکا (فدرال رزرو FED) پیشبینی هشدار دهنده ای را اعلام کرد : %32 بی کاری و 47 میلیون بی کار برای سه ماهۀ آینده، در حالی که ویروس کرونا همچنان گسترش می یابد. ورشکستگی به ویژه برای شرکتهای کوچک و متوسط می تواند از اینجا تا یک یا دو ماه دیگر کنترل ناپذیر شود. این فرآیند می تواند دو چندان اثر دومینو روی بی کاری داشته باشد.

گلدمن ساکس (20 مارس 2020)

« توقف بی سابقۀ فعالیت اقتصادی را مشاهده کرده است، با پس رفت تولید ناخالص داخلی تا %24 در دومین سه ماهه. اقتصاد دانان گلدمن ساکس رکود اقتصادی شدید و پر شتابی را پیشبینی کرده اند، تولید ناخالص داخلی پس از پس رفت %6 در نخستین سه ماه در دومین سه ماهه تا %24 ریزش خواهد کرد». اقتصاد دانان گلدمن ساکس در دومین سه ماه مجدداً %5 کاهش تولید ناخالص داخلی را پیشبینی کرده اند.

« وام دهندگان مسکن خودشان را برای مقابله با 15 میلیون فقدان در پرداخت وام رهنی در ایالات متحده آماده می کنند». این موضوع را بلومبرگ مطرح کرده است (2 آوریل)، و علاوه بر این می گوید : « فقدان پرداخت وام رهنی فراتر از آن چیزی ست که در سال 2008 مشاهده کردیم ». وام دهندگان رهنی خودشان را برای بزرگترین موج بزهکاری تاریخ آماده می کنند.

همۀ این فرآیند در شرف تکوین است. این ارقام فقط به ایالات متحدۀ آمریکا مربوط می شود و هنوز اروپا و مابقی جهان را به حساب نیاورده است. این ارقام برای اروپا هنوز مشخص نشده و در دسترس نیست ولی پیشبینی ها حاکی از این امر است که آسمان اروپا نیز به همین اندازه تیره و تار خواهد بود. 

در آسیا، به استثناء چین، آفریقا و آمریکای لاتین بخش غیر رسمی گستره ای وجود دارد که به سختی کنترل پذیر است ولی مطمئناً از پوشش بیمه اجتماعی که کشورها می توانند داشته باشند محرومند.

آمار دقیقی در اختیار نداریم. ولی « گمانه زنی ها » نشان می دهد، برای مثال درپرو، که در دوران شکوفائی اش، بخش غیر رسمی می تواند تا یک سوم اقتصاد را در بر گیرد. در دورانهای سخت مانند امروز، می تواند حتا تا %50 نیز برسد.

تصویر یک مگا افسردگی در آینده که هرگز در تاریخ مدرن وجود نداشته است، می تواند ادامه یابد، زیرا چندین شرکت کوچک و متوسط ورشکسته – به علاوۀ شرکتهای هواپیمائی، صنایع گردشگری، و مانند اینها، از سوی انحصارات بزرگ موجود ( برای مثال گوگل، آمازون، علی بابا و دیگران) خریداری خواهد شد. ذوب بخش های عظیم می تواند به وقوع بپیوندد.این امکان وجود دارد که آخرین جابجائی سرمایه از پائین به بالا در دوران تمدنی باشد که ما تا اینجا شناخته ایم.

پنجمین نسل،هوش مصنوعی 

و خطر مسمومیت میدان الکترومغناطیسی در جهان

در این مدت، نسل پنجم و به زودی نسل ششم جایگزین خواهد شد تا هوش مصنوعی را توسعه دهد. این فرآیند می تواند به گسترش شرکتهای عظیم، تولیداتشان، توزیع و سرانجام مصرف توده ای در سراسر جهان بیانجامد. شرکتهای ارتباطاتی تا کنون جهان را در میدان الکترومغناطیسی غرق کرده است، مسمومیت به اندازه ای ست که بسیاری را تحت تأثیر قرار خواهد داد. افزایش شدت آن با ده ها هزار ماهواره برای پوشش هر سانتی متر از کرۀ زمین  تا سال 2030 پیشبینی شده است. ولی خوب گوش کنید ! هیچ یک از تأثیر گذاریهای نسل پنجم (5G) از دیدگاه بهداشتی رسماً بررسی نشده است. نه در ایالات متحدۀ آمریکا، نه در اروپا و نه در چین. اثرات چنین طرحی می تواند برای زندگی بشریت و بطور کلی زندگی روی کرۀ زمین فاجعه بار باشد.

چندین نفر از دانشمندان دربارۀ این موضوع نوشته اند و به دولتها در مورد تأثیرات خسارت بار احتمالی روی زندگی اخطار داده اند، و شکایتنامه هائی برای متوقف کردن طرح راه اندازی نسل پنجم یا برای درخواست مهلت تا روشن شدن بررسی های جدی تهیه کرده اند. فراخوان اتحادیۀ اروپا به نفع طرح نسل پنجم را در اینحا ببینید. سازمان مسئول بهداشت و پیشگیری از بیماریها، سازمان جهانی بهداشت یعنی یکی از سازمانهای سازمان ملل متحد است. آری همان سازمانی که در آغاز فوریۀ 2020 کووید-19 را به نام فوریت بهداشت جهانی اعلام کرد در حالی که فقط کمتر از 200 مورد تأیید شدۀ رسمی در سراسر جهان خارج از چین وجود داشت.

تا امروز، سازمان جهانی بهداشت به شکل شگفت آوری روی مسئلۀ نسل پنجم سکوت اختیار کرده است. چرا ؟  ظن و تردیدهای اثبات نشده ای ابراز شده، حتا از سوی برخی دانشمندان سر شناس، به گفتۀ آنان وخامت کووید-19 می تواند، دست کم از برخی جهات مربوط به نسل پنجم باشد.

نسل پنجم مدتی ست که در شمال ایتالیا، در رم، ناپل، و نیویورک راه اندازی شده است.

یک پرانتز، رابطۀ متضاد

به گفتۀ سازمان جهانی بهداشت، ویروس کو-19 (COV-19) شبیه گریپ است.

دربارۀ این موضوع، دکتر کامرون کیل-سیدل از نیویورک می گوید که ارزیابی هایش منطبق بر شکل معمولی کو-19 (COV-19) به گونه ای که سازمان بهداشت جهانی تعریف کرده نیست.

دکتر کامرون کیل-سیدل متخصص فوریتهای پزشکی و مستقر در بروکلین در نیویورک است، شعبه ای از مرکز پژشکی مایمونید. به گفتۀ دکتر کیل سیدل کووید-19 (COVID-19) یک « بیماری کمبود اکسیژن» است که با سینه پهلو تفاوت دارد. همۀ سایتها از موردهای وخیم انسداد تنفسی گزارش می دهند که نمی تواند با دستگاه تنفس مصنوعی عادی بر طرف شود. در واقع، مشکل تنفس با دستگاه های تنفس مصنوعی وخیمتر می شود. دلایل [چنین مشکلی] که  پنهان مانده کدام است ؟

ویدئو

بازگشت فاجعۀ اقتصادی که از هم اکنون گریبان مردم جهان را گرفته است.

فاجعه برای آنانی که در بخش غیر رسمی کار می کنند بازهم بدتر است. این گروه  کار ثابتی ندارند، و به کار روز مزد یا حتی به کار ساعتی اشتغال دارند. این افراد روز به روز زندگی شان را می گذرانند، و فاقد پس انداز هستند. زندگی فقیرانۀ آنان به این کارهای پراکنده و موفقت بستگی دارد و درآمد فروتنانۀ این گروه [غیر رسمی] حتا خیلی کمتر از حقوق حداقل است که به سختی معیشت آنان را تأمین می کند، و غالباً به هیچ وجه کفاف زندگی شان را نمی دهد.

آنان از گرسنگی و بیماری رنج می برند، زیرا فاقد مسکن ثابت هستند، و یا پول کافی برای پرداخت اجازه خانه ندارند، چنین افرادی می توانند از گرسنگی و یا خیلی ساده از ناامیدی و در ناامیدی بمیرند.

بزهکاری و ارتکاب به جنایت به همچنین می تواند به شکل تصاعدی افزایش یابد. افرادی که گرسنه اند هیچ چیزی برای از دست دادن ندارند، می توانند فروشگاه های بزرگ یا داروخانه ها را غارت کنند. برخی در عین حال گزارش داده اند که اجسادی در خیابانهای شهر های بزرگ آمریکای لاتین پیدا کرده اند.

چنین افرادی به هر دلیلی ولی همواره با تعطیل شدن اقتصاد می توانستند بمیرند : گرسنگی، بیماری، نا امیدی مفرط، درد و رنج عمیق، خودکشی. آیا آلودگی (یا مرگ آنان) مربوط به کووید-19 بوده ؟ از این ماجرا فرآیندی از موج گمانه زنی مربوط به افرادی که در اثر ویروس مرده اند نتیجه گرفته می شود، موضوعی که بیش از پیش به ترس و وحشت عمومی می افزاید.

آیا هدف این است ؟ که همه بترسند. اشخاصی که طعمۀ ترس و وحشت ( دست پاچگی ناشی از ترس) هستند به سادگی می توانند آلت دست قرار گیرند.

در این صورت، مردم خواستار حفاظت پلیس در مقابل دشمن نامرئی می شوند. اندازۀ [دشمن نامرئی] ویروس کووید-19 برابر است با 70 تا 90 میلیاردی ام متر، یا نانو متری ام (یک نانو مترnm=0،000000001). وحشتناک است. آن را نمی بینید، ولی مردم می توانند به شکل نامرئی آن را به یکدیگر منتقل کنند. چنین دشمنی می تواند برای همه مرگبار باشد، در مورد کووید-19 خطر مرگ نسبتاً ضعیف است. این موضوع بستگی به روشی دارد که شما برای تعیین میزان عفونت و مرگ و میر به کار می برید (پاراگرافهای 2 و 3 پی آمده را ببینید). ولی عنصر ترس شاید مهمتر از خود ویروس باشد.

این سناریوی فاجعه تخیلی نیست، واقعیت دارد و از هم اکنون در شرف وقوع می باشد.

و آنچه را که می بینیم شاید فقط بخش کوچکی از کوه یخ باشد.

ما می توانیم شاهد فروپاشی تمام عیار اقتصاد غربی و فقر فزایندۀ خودمان در گسترۀ توده ها باشیم.

برای این افراد بی کار، بی درآمد چه روی خواهد داد، بسیاری از آنان خانه هایشان را به دلیل عدم باز پرداخت وام مسکن به بانک و یا اجاره بها از دست خواهند داد.

کاهش جمعیت 

در سال 1974، در دولت نیکسون، وزیر امور خارجه هنری کسینجر به پشتیبانی شورای امنیت ملی مأموریت داشت تا « برنامۀ جمعیت زدائی» را طراحی کند که هدفش بطور کلی کشورهای جهان سوم بود. پرونده ای نیز به نام « NSC Study Memorandum 200 » نوشته شد.

این طرح و برنامۀ برای جمعیت زدائی به مثابه بخشی از سیاست خارجی ایالات متحدۀ آمریکا باقی ماند. این موضوع از سوی چندین سازمان خیریه و بنیاد تأیید شده است، از جمله بنیادهای بیل و ملیندا گیتس، و راکفلر به رابطه ای که بین فقر مفرط و جمعیت زدائی می تواند وجود داشته باشد پرداخته اند.

باید بپرسیم که آیا کاهش جمعیت جزئی از این تمرین پاندمی اجباری بوده که در عین حال باید با برنامۀ واکسیناسیون اجباری گسترش یابد ؟

بیل گیتس در یکی از برنامه های «تِد» در سال 2010 دربارۀ کاهش جمعیت در حد 10 تا 15 درصد (تقریباً 1 میلیارد نفر) به وسیلۀ واکسن و امور بهداشتی و مانند اینها… سخنرانی کرده است.

به گفتۀ ویلیام انگدل William Engdahl :

« گیتس در کنفرانس تد 2010 در لانگ بیچ در کالیفرنیا طی سخنرانی زیر عنوان « نوآوری برای رسیدن به صفر ! نظریاتش را مطرح کرد، علاوه بر پیشنهاد علمی پوچ برای کاهش CO2 به صفر که انسانها در جهان تا سال 2050 تولید می کنند، تقریباً چهار دقیقه و نیم پس از آغاز کنفرانس، گیتس اعلام کرد : « ما ابتدا جمعیت را داریم. جهان امروز از 6،8 میلیارد نفر تشکیل شده است. این رقم به 9 میلیارد خواهد رسید. حالا، اگر ما بخوبی روی واکسن های جدید، بهداشت، خدمات درمانی تولید نسل کار کنیم، می توانیم این رقم را تا 10 الی 15 درصد کاهش دهیم. 

(با مراجعه به بیل گیتس، « Innovating to Zero ! »، سخنرانی در کنفرانس سالانۀ تد 2010، لانگ بیچ، کالیفرنیا، 18 فوریه 2010)

برای دیدن ویدئوی بیل گیتس اینجا را کلیک کنید

Cliquez ICI

واکسیناسیون

از 20 سال پیش بنیاد گیتس برنامه های وسیع واکسیناسیون کودکان در آفریقا را به اجرا می گذارد. در سالهای 2014 و 2015، کنیا برنامۀ وسیع واکسیناسیون علیه کزاز را به پشتیبانی سازمان جهانی بهداشت و یونیسف به اجرا گذاشت. دولت واکسنی بر اساس آناتوکسین تتانیک با گونداتوروفین کوریونیک انسانی بتا (BhCG) که موجب ناباروری نزد تقریباً 500000 نفراز دختران و زنان بین 14 تا 49 سال شد.

سازمان GAVI اتحادیه برای واکسن و پیشگیری یک اتحادیۀ عمومی و خصوصی است، بخش عمومی متشکل است از سازمان جهانی بهداشت (OMS) و یونیسف ، بخش خصوصی عبارت است از تعدادی از شرکتهای بزرگ داروسازی. اتحادیه برای واکسن و پیشگیری که به کشورهای فقیر مانند کنیا به شکل رایگان واکسن اهداء می کند.

اگر یک واکسن بتواند در عنصر سترون کننده قرار داده شود، هر گونه مولکول یا پروتئین که روی سلامتی یا دی ان ای تأثیر بگذارد می تواند در کوکتل واکسیوناسیون قرارداده شود. (به مراجع پی آمده نگاه کنید)

 (Voir ces références Kenya : Des milliers de personnes infertiles après une vaccination parrainée par le gouvernement et « Stérilisation de masse » : Mass Sterilization”: Kenyan Doctors Find Anti-fertility Agent in UN Tetanus Vaccine? 

(پزشکان کنیائی عنصر ضد باروری در واکسن کزاز پیدا کردند که متعلق به سازمان ملل متحد بود)

رویداد 201. تمرین شبیه سازی پاندمی

یک عنصر دیگر می تواند در پیوند با اپیدمی کووید-19 قابل بررسی باشد. به شکل شگفت آوری در آغاز دهۀ 2020 و فقط چند هفته پس از رویداد 201 روز 18 اکتبر در نیویورک به پشتیبانی (حدس می زنید چه کسی) بیل گیتس، مؤسسۀ بهداشتی دانشگاه جان هاپکینز (که توسط بنیاد راکفلر بنیانگذاری شده) و مجمع جهانی اقتصاد که هر سال در داووس در سوئیس گردهمآئی تشکیل می دهند.

یکی از دستورات روز برای رویداد 201 شبیه سازی پاندمی بود که به شکل شگفت آوری nCoV-19 نامیده شده بود، یعنی همنام پاندمی کروناویروس.

نتایج شبیه سازی عبارت است از : پس از 18 ماه، [در جهان مجازی و تخیلی-علمی] میزان مرگ و میر تا 65 میلیون نفر، سقوط بورس دست کم تا %30، ورشکستگی وسیع و بی کاری حجیم، کوتاه سخن، فروپاشی اقتصادی که جهان هرگز در تاریخ اخیر بخود ندیده بود. این بود نتایج شبیه سازی. آیا در حال حاضر ما به چنین سمت و سوئی حرکت می کنیم ؟

پاندمی ویروس کرونا کووید-19 : خطر واقعی « برنامۀ هویت رایانه ای 2020ID »

La pandémie de coronavirus COVID-19: Le vrai danger est « l’Agenda ID2020 ».

به شکل شگفت آمیزی، برای تحقق و کنترل عناصر مختلف « طرح بازی » یا برای سطح وسیعتری، این برنامۀ ID2020 (برنامۀ هویت رایانه ای ) وجود دارد که به همچنین از ابداعات بنیاد گیتس است.

یکی از اهداف توطئه تجهیز هر یک از شهروندان جهان به هویت الکترونیکی ست تا گفتار و کردارش در همه جا قابل کنترل باشد. این یکی از وظایف برنامۀ ID2020 است که مقدماً به آزمایش گذاشته خواهد شد، این برنامه در حال حاضر در بنگالادش در شرف تکوین است.

هدف طرح این است که هر وقتی تصمیم بگیرند (وقتی که برنامه آماده شود) از برنامۀ واکسیناسیون، که احتمالاً اجباری خواهد بود، با واکسن برای تزریق کارت سیم نانوئی استفاده کنند، که احتمالاً می تواند هم زمان با برنامۀ واکسن تزریق شود. تزریق [هویت الکترونیک] می تواند بدون اطلاع فرد صورت گیرد و بعداً به وسیلۀ همین سامانۀ الکترونیکی  می توانند  از راه دورداده های شخصی، پروندۀ پزشکی و قضائی و به همین گونه حساب بانکی او را کنترل کنند. در واقع، بیناد گیتس به همکاری اتحادیۀ واکسیناسیون و پیشگیری از مدتی پیش کارت سیم مشابهی را برای خالکوبی ابداع کرده است که برای واکسیناسیون و هویت الکترونیک استفاده خواهد شد.

مراجع پی آمده را ببینید :

Coronavirus Is More Than a Health Disaster – It’s a Human Calamity 

( کروناویروس بیش از یک فاجعۀ بهداشتی ست : یک فاجعۀ بشری ست.

Coronavirus – Aucun vaccin n’est nécessaire pour la guérison 

COVID-19 – La lutte pour la guérison: une gigantesque razzia de l’industrie pharmaceutique occidentale

La pandémie du coronavirus COVID-19 : Le vrai danger est l’ «  Agenda ID2020 » 

ولی برای راه اندازی، نظارت و کنترل این برنامه های چند منظوره به امواج نیرومند الکترومغناطیسی نیاز دارند.

به همین علت نسل پنجم 5G را راه اندازی کرده اند که به هیچ وجه مورد آزمایش و بررسی قرار نگرفته و در عرصۀ کاملاً ناشناخته ای واقع شده است. حتماً فرصتی برای اتلاف وقت برای این نوع آزمونها جایز نبوده. هدف این برنامه تا سال 2030 از سوی سازمان ملل متحد به مثابه برنامۀ توسعۀ پایدار (SDG) اعلام شده است.

در واقع، برنامۀ 2020 به شکل تنگاتنگ در پیوند است با برنامۀ توسعۀ پایدار (SDG)، به ویژه توسعۀ پایدار 16 که هدفش بطور کلی فرادستی حقوق بر قدرت سیاسی است.

در گرهمآئی ویژه ای در ماه مه 2016 در نیویورک به ابتکار بنیاد گیتس، دفتر سازمان ملل متحد برای همکاریهای خدمات پشتیبانی از طرح ها (UNOPS)، توسعۀ پایدار (SDG 16.9) ایجاد شد که مربوط است به برنامۀ ID2020 برای :

« تهیۀ هویت قانونی برای همگان، به علاوه ثبت نوزادان از اکنون تا سال 2030… بهره برداری از هویت رایانه ای برای جامعۀ جهانی… تقریباً یک پنجم از جمعیت جهان (1،8 میلیارد نفر) بدون هویت قانونی هستند، یعنی امری که آنان را از بهداشت، مدرسه، مسکن محروم خواهد کرد ». (مراجعه کنید به مقالۀ «هیچ واکسنی برای جلوگیری از کروناویروس ضروی نیست»)

روی این سناریوئی ست که باید روی آن کمی بیشتر بیاندیشیم.

حالا به بررسی یک سناریوی خوب پبردازیم، سناریوئی که ما مردم می توانیم بدان تحقق ببخشیم.

ابتدا، هیچ طرح پیچیده ای از نوعی که پیش از این ترسیم کردیم نمی تواند به شکل الگو به موعد مقرر و یا هر وقت که بخواهند به اجرا گذاشته شود، زیرا اصل تحرک پویا بر آن ارجحیت دارد. جهان موجودی زنده است. هر چیزی که جاندار است نمی تواند بر اساس طرح خطی (الگوی خطی) هدایت شود زیرا از قوانین حرکت و پویائی تبعیت می کند.

در ثانی، ما دارای آنچنان قدرتی هستیم که می توانیم این طرح زشت و هولناکی که بشریت و زمین مادر را تهدید می کند سرنگون کنیم. قدرت ما ابتدا در بیداری و آگاهی ماست. باید بیدار شویم. و بسیاری از مردم از هم اکنون دریافته اند. بیداری شاید تا حدودی به دلیل این قرنطینۀ پوچ و بی هوده در سراسر جهان، و جنون و عطش سیری ناپذیر حرص قدرت و پول در دستان یک اقلیت ناچیز باشد. زمین مادر دیگر تاب این سوء قدرتمداری طبقۀ بالا را ندارد. زمین مادر از این % 0،01 قوی تر است. ما مردم می توانیم به زمین مادر بپیوندیم، در جبهۀ او موضع بگیریم و در امنیت زندگی کنیم.

مردم در حال پی بردن به تخریب تمام و کمالی هستند که پشت این اپیدمی تقلبی یا بقول مدیر خیلی مظنون سازمان جهانی بهداشت، پاندمی نهفته است. پاندمی مولد ترس. به همین گونه می توانیم ویروس کرونا را ویروس «ت»، مثل ترس بنامیم. آری، مردم می توانند از ترس بمیرند. سازمان جهانی بهداشت با آهنگ بیل گیتس، راکفلرها، صنایع بزرگ داروسازی، سیاستمداران و بانکداران نامرئی در مجمع جهانی اقتصاد می رقصد. همۀ این ماجرا به بهانۀ نجات جهان از ویروس کووید-19 نامرئی، نجات جهان از پاندمی نامرئی که پاندمی نیست براه افتاده است.

در حالی که این نظام نئولیبرال بزهکار از هم فرومی پاشد، بسیاری قربانی خواهند شد، بدبختانه، بسیاری تاب نخواهند آورد، بسیاری از فقر، درد و رنج و ناامیدی از بین خواهند رفت. در جایگاه جامعه، ما باید در همبستگی دست به عمل بزنیم و آنچه که برای کمک به قربانیان از عهدۀ مان بر می آید برای کاهش خسارات انجام دهیم. دست  و بازویمان را با همۀ تن و روحمان در حرکات مثبت به کار بیاندازیم. خواست همبستگی عظیم و بی پایان است.

بانک جهانی و صندوق بین المللی پول به اصطلاح کمکهای خودشان را در اشکال وامهای مهم با هزینۀ کم و حتا کمک به فقیرترین کشورهای فقیر عرضه کرده اند. ارقام اولیۀ بانک جهانی 12 میلیارد دلار بود و سهم صندوق بین المللی پول نیز 50 میلیارد دلار برای خطوط اعتباری به هدف تخفیف خساراتی که کرونا به بار آورده است. در این بازۀ زمانی، هر دو کمکهایشان را افزایش داده اند. در مورد صندوق بین المللی پول، تا یک تریلیون دلار حرف می زنند.  برخی اعضای شورای اداری صندوق بین المللی پول ایجاد یک صندوق ویژه برای حقوق تیراژ ویژه (SDR)درخواست کرده اند که می تواند تا 4000 میلیارد SDR برسد. این موضوع نشان می دهد تا چه اندازه مدیران نخبه خواهان از دست دادن کنترل جهانی سازی نیستند. بیش از 60 کشور ظاهراً از صندوق بین المللی پول درخواست کمک کرده اند.

با چنین درخواستی، این دولتها قلب کشورها و زندگی مردمانشان را به بردگی  و در استبداد اقتصادی و پولی گروهی نخبه محکوم می کنند که همواره به گستاخی هایشان ادامه می دهند. ولی این وامهای کمکی مشروط هستند، مانند آن چیزی که پیش از این « تعدیل ساختاری» می نامیدند، خصوصی سازی خدمات اجتماعی و زیر ساختها – و آنچه از آن باقی می ماند – واگذاری به شرکتهای خارجی برای بهره برداری از منابع طبیعی : مانند نفت، گاز، مواد معدنی… یعنی همۀ آنچه غرب برای پیشبرد اهدافش و تسلط بر سیارۀ زمین بدان چشم طمع دوخته است.

توصیۀ [اکید] من به همۀ کشورها و مردمی که ممکن است دچار چنین هولوکاست اقتصادی شوند این است که : برای بازسازی اقتصادیشان، و برای اینکه مجدداً بتوانند حاکمیت ملی  و پولی خودشان را باز یابند، باید اکیداً از صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و هر گونه بانک منطقه ای برای توسعه و حتا هر گونه ساخت و ساز مالی سازمان ملل متحد اجتناب کنند.

باید سیاست خودکفائی را در پیش بگیرند، و تا جائی که ممکن است باید مستقل عمل کنند، با کاربست اصل سادۀ : تولید محلی برای مصرف محلی با پول محلی و بانکهای دولتی محلی که برای توسعه و اقتصاد محلی کار می کنند.

استفاده از پول محلی و وام محلی برای  توسعۀ اقتصادی. به این ترتیب، هیچ خارجی نمی تواند بازپرداخت قرض داخلی شما را درسطح محلی از شما مطالبه کند. این راه کار را شما می توانید بر اساس امکانات خودتان مدیریت کنید.

چین و برخی کشورهای دیگر این اصل را به کار برده اند، و بر این اساس علیه اقتصاد درنده مقاوم شده اند.

می توانید نتیجه بگیرید که منشور همبستگی با کشورهائی که چنین نظریه ای را در پیش گرفته اند ممکن خواهد بود، برای مثال اتحادیۀ بولیواری برای آمریکای لاتین (ALBA) متشکل از اتحادیۀ کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب در راستای ارتقاء استقلال اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشورهای هم پیمان.

نتیجه

ما قدرت روحی و معنوی عظیمی داریم که با بسیج کردن آن می توانیم جلوی موج تبلیغات را بگیریم. در واقع، اگر ما در معرض این نوع تبلیغات وحشی قرار داریم، مشخصاً به این دلیل است که اربابان به این نیروی روحی و معنوی انسانها آگاهند و می دانند چگونه چتر ترس  و وحشت را بگسترانند، و این جریان از هم اکنون در شرف وقوع است.

هر چه بیشتر وضعیت هیجان حسی تعمیق یابد و فشار حکومت نظامی ادامه پیدا کند (در بسیاری از کشورها و حتا در کشورهای اروپائی، حکومت نظامی به امور دولتی تبدیل شده است)، بیشتر این قدرت درونی و اعتقاد به خویشتن، به ما، حاکمانی که ما هستیم در بشریت تجلی می کند و به جابجائی ترس می انجامد تا سرانجام به نیروئی برای مقابله با نیروهای مخرب تبدیل شود، و برای دفاع از عدالت و برابری انسانها، برای شرافت انسانی، و سرانجام برای همبستگی و مهر.

بی گمان مهر و عشق است که چیرگی بر این طرح اهریمنی را برای ما امکان پذیر می سازد.

این سناریوی امید و عشق است. امید بی انتها، امیداوار بودن، آفریدن تا پایان، و پایانی که انتهائی برای آن قابل تصور نیست. در حالی که ما با توشه ای از امید تا پایان به کار سازنده و با اجتناب از جنگ ادامه می دهیم. در دور دستهای تونل، نوری در همآهنگی با جریان آفرینش صلح آمیز می بینم.

این سناریوی امید و عشق است. امید بی انتها، امیداوار بودن، آفریدن تا پایان، و پایانی که انتهائی برای آن قابل تصور نیست. در حالی که ما با توشه ای از امید تا پایان به کار سازنده و با اجتناب از جنگ ادامه می دهیم. در دور دستهای تونل، نوری در همآهنگی با جریان آفرینش صلح آمیز می بینم.

مرکز پژوهشهای جهانی سازی. 11 آوریل 2020

دربارۀ پیتر کونیگ :

 پیتر کونیگ اقتصاد دان و تحلیلگر ژئوپلیتیک، و در عین حال کارشناس منابع آب و محیط زیست است. او طی بیش از 30 سال در بانک جهانی و سازمان جهانی بهداشت در سراسر جهان به علاوه در فلسطین در زمینۀ محیط زیست و آب کار کرده است. او در دانشگاه های ایالات متحده، اروپا و آمریکای جنوبی سخنرانی برگزار می کند. پیتر کونیگ پیوسته برای مرکز پژوهشهای جهانی سازی…

Global Research, ICH, RT, Sputnik, PressTV, The 21st Century, Greanville Post, Defend Democracy Press, TeleSUR, The Saker Blog, le New Eastern Outlook (NEO)

و دیگر سایتهای انترنتی مقاله می نویسد. او نویسندۀ کتاب : انفجار –داستان  دلهره آمیز اقتصادی دربارۀ جنگ، تخریب محیط زیست و حرص و آز شرکتها– داستان تخیلی بر اساس واقعیات و 30 سال تجربه در بانک جهانی در سراسر جهان. او به همکاری کریستوفر بلاک  کتاب نظم جهای و انقلاب را نیز نوشته است.

Article original en anglais :

Coronavirus – The Aftermath. A Coming Mega-Depression…

لینک متن اصلی :

ترجمۀ حمید محوی

گاهنامۀ هنر و مبارزه/پاریس/ 20 آوریل 2020

Share: