چرا اعتصاب کردیم؛ گفت و گو با یکی از کارگران اعتصابی عسلویه

یکی از کارگران اعتصابی عسلویه طی گفت‌وگویی در رابطه با علت اعتصاب کارگران می‌گوید: «همانطور که می‌دانید اعتصاب از روز ۲۹ خرداد ماه شروع شد. جرقه آن را کارگران جوشکار زدند. کارشان جرقه‌زدن است دیگر. سال گذشته نیز این کارگران جوشکار بودند که اعتصاب را شروع کردند. آنها توانستند به بخشی از خواسته‌هایشان برسند؛ مثلا یک میلیون تومان به حقوق‌شان اضافه شد. درست است که کارگران در پالایشگاه‌ها و شرکت‌های مختلف کار می‌کنند اما ما با هم ارتباط داریم.»

وی که خود از کارگران اعتصابی عسلویه است، ادامه می‌دهد: «بگذارید یک مثال بزنم. برای نمونه خود من در شرکت‌های مختلف کار کرده‌ام. در طول این سال‌ها با کارگران مختلف که حالا در شرکت‌های دیگر در اینجا کار می‌کنند، آشنا و دوست شده‌ام. با هم ارتباط داریم. به علاوه فعالان کارگری از کمپ‌های مختلف با یکدیگر تماس دارند، همدیگر را از نزدیک می‌شناسند. بطور کلی از وضعیت کاری در شرکت‌های مختلف اطلاع دارند.

در کنار همه اینها تا همین چند مدت پیش ما یک کانال تلگرامی داشتیم که بالای ۴۰۰۰ نفر عضو داشت.

تنها کارگران اینجا، آن هم با ارائه شماره پرسنلی خود می‌توانستند عضو شوند. الان هم گروه‌های مختلف تلگرام و واتساپ داریم. خب برای سازماندهی این اعتصاب، از همه این راه‌ها و امکانات و ارتباطات استفاده شده است. این را هم بگویم که کارگران وضعیت خود و همکاران خودشان را در سراسر منطقه می‌بینند. واضح است که احساس همبستگی و یکی بودن می‌کنند.

وقتی سر کار به همکارت می‌گویی که حال جسمی‌ام خوب نیست. دل‌درد و سردرد دارم و فکر می‌کنم که بخاطر غذایی است که به ما داده‌اند و او جواب می‌دهد که من هم از وقتی که آن غذا را خورده‌ام حالم خوب نیست و درد دارم. دیگر لازم نیست که حالا کسی بیاید و برایمان توضیح دهد که ما درد مشترکی داریم. خود دردها فریاد می‌زنند که مشترک هستند و علت مشترک دارند.

بنابراین این سوال برایمان پیش می‌آید که حالا باید برای این دردهای مشترک چه کاری انجام دهیم.

اعتصاب یکی از این کارها است. کارگران پیمانی نمی‌توانستند این وضعیت را بیش از این تحمل کنند. بهمین دلیل دست به اعتصاب زده‌ایم.

 شاید جالب باشد که در همان روز‌های اول اعتصاب، نمایندگان این شرکت‌های پیمانی با ما تماس گرفتند و خواستند که دست از اعتصاب بکشیم. مثلا در شرکتی که من کار می‌کنم، مدیرعامل شرکت آمد و گفت این اعتصاب به ضرر خود شما است. گفت هدف این است که شرکت‌های خصوصی را از این طریق از سر راه بردارند. گفت بطور مثال ما اگر نتوانیم کار‌ها را طبق برنامه زمانی بدلیل همین اعتصاب‌ها به اتمام برسانیم. آن وقت دیگر نمی‌توانیم در مناقصه‌های دیگر شرکت کنیم و کارهایی را که الان ما انجام می‌دهیم. بطور کلی می‌افتد به دست سپاه پاسداران و وزارت دفاع و شما کارگران با سپاه سر و کار خواهید داشت.

خلاصه حرفش این بود که ما یعنی شرکت و کارگران می‌توانیم به نوعی در مورد دستمزد‌ها با هم کنار بیاییم و بنابراین بهتر است اعتصاب را بشکنید. اما همانطور که می‌دانید اعتصاب ادامه یافته و در حال گسترش بوده است.

اصولا با این استدلال‌ها نمی‌توانند کارگران را وادار کنند که به این شرایط برده‌وار تن بدهند. اصولا اگر قرار باشد ما با این شرایط و با این دستمزد‌ها کار کنیم، برایمان اصلا مهم نیست که حالا کسانی که ما را استثمار می‌کنند چه کسانی هستند. سپاهی هستند و یا غیرسپاهی.»

Share: