چگونه حق و حقوق کارگران به راحتی نقض می‌شود

حقوق و دستمزد پایه کارگران در حال حاضر یک چهارم خط فقر است و کارگران بسختی می‌توانند هزینه‌های سرسام آور زندگی را با آن تراز کنند. اما همین حقوق ناچیز هم در بسیاری از مواقع پرداخت نمی‌شود و به کشاکش کارگر و کارفرما ختم می‌شود

عدم پرداخت معوقات مزدی مشکل اصلی کارگران در این سالها بوده است. اعتراضات کارگران در ماه اردیبهشت گواهی بر این مدعاست. مرکز آمار اطلاعات وزارت کار آماری از شکایات کارگران در سال ۹۹ را منتشر کرده است.

براساس این آمار بیشترین موضوع شکایت کارگران بشرح زیر است.

  • پرداخت نشدن عیدی و پاداش
  • پرداخت نشدن سنوات خدمت
  • پرداخت نشدن حقوق معوقه

افزایش ۴۳ درصدی اعتراضات در هیئت‌های تشخیص دعاوی نشان از وخیم تر شدن اوضاع کارگران دارد. حقوق کارگران یک چهارم خط فقر است. افزایش ناچیز حقوق آنها در ابتدای سال در تورم افسار گسیخته ناپدید شد. در شرایطی که بسختی کارگران با این حقوق می‌توانند زندگی خود را بگذرانند. سوال اصلی اینجاست کارگرانی که ماه‌ها است دستمزدشان پرداخت نمی‌شود چگونه زندگی خود را می‌گذرانند؟

شرایط سخت زندگی کارگران با عدم پرداخت حـقوق

ایلنا(۲۲اردیبهشت۱۴۰۰) شرایط زندگی یک کارگر را به نقل از خودش منعکس کرده است.

او می‌گوید: «چرا کارگر روزمزد که قراردادش ماه به ماه تمدید می‌شود و جزو کادر دائمی مجموعه نیست، دو ماه منتظر حقوق نصفه نیمه بماند. آیا این درست است که دو ماه منتظر بمانیم و بعد، فقط ۱۵ روز حقوق بگیریم؟ ۱۵ روز حقوق، کفاف یک هفته زندگی کارگر را نمی‌دهد. تازه اگر سر وقت و به موقع پرداخت شود؛ وای به حال ما که همین حقوق نصفه را با دو ماه تاخیر می‌گیریم. آیا مسئولان یکبار با خودشان فکر کرده‌اند که کارگران چطور باید زندگی کنند. از کجا بیاورند هزینه‌های زندگی را تامین کنند؟»

هزینه سبد معیشت کارگران برای سال ۱۴۰۰ برابر با ۶ میلیون و ۸۹۵ هزار تومان تعیین شد. هر چند این رقم بسیار پایین‌تر از میزان واقعی است. اما همین میزان هم توسط شورای عالی کار تصویب نشد و کارگران حتی برای تامین کمترین الزامات زندگی در مضیقه هستند.

در چنین شرایطی آیا وضعیت کارگری که چند ماه هم حقوق دریافت نکند قابل فهم برای مسئولین است؟ آیا کارگران باید برای دریافت همین حقوق ناچیز هم ماه‌ها انتظار بکشند؟ و مهمتر اینکه با این قوانین ضدکارگری که در قوانین کار وجود دارد اصلا کارگر جرات شکایت از کارفرما را دارد؟

قوانین ضد کارگری با تبصره‌های آن دایره حمایت از حقوق کارگران را آنقدر تنگ کرده که کارگران هیچ مرجعی برای رسیدگی به شکایات خود نمی‌بینند.

قوانین ضدکارگری مانند دادنامه ۱۷۹ دیوان عدالت اداری باعث از بین رفتن امنیت شغلی شده است.

همچنین تفاهم نامه مصوب بین سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار باعث شده که شمول دریافت بیمه بیکاری بسیار محدود شود.

در کشوری که تولید زمین‌گیر و اولویت با کارهای تجاری، خدماتی است نمی‌توان انتظار برآورده شدن حقوق کارگران را داشت. برای بهتر شدن وضعیت کارگران بایستی ابتدا وضعیت اقتصادی کشور روبراه شود. کشور نیازمند یک انقلاب و زیرورو شدن همه قوانین و مناسبات استثماری حاکم بر آن است.

Share: