ک. جوانمیری : خودکشی در ایام کریسمس

کریسمس برای بعضی از افراد جامعه همچنین می تواند روزی از روزهای خودکشی باشد.

براساس آمار، سالانه 1،500 خودکشی در سوئد انجام می گیرد و این بدان معنی است که این آمار خودکشی هشت برابر بیشتر از آمارافراد کشته شده گان در ترافیک سالانه در سوئد میباشد.

تحقیقات مدرن نشان می دهند که وقتی علائمی از هشدار خودکشی افراد ناسلم را در جامعه شناسائی می کنیم، میتوانیم بابکار گرفتن از توانائی و مهارتهای شخصیمان، درصد خودکشی در جامعه سوئد به حداقل برسانیم.

به عنوان مثال; 

می توانیم از شجاعت خود استفاده کنیم و افرادی که ناسالم هستند، احساس شرم و گناه می کنند، احساس تنهایی می کنند، در اوج انزوا بسر می برند، احساس ننگی و بی اعتنایی می کنند، از درد طلاق رنج میبرند، مشکلات الکل و غیره دارند، بپرسیم:

چطور می توانیم به طور حرفه ای از این افراد ناسالم بپرسیم، بدون آن که به شخصیتشان بر بخورد، یا احساس توهین به خود بکنند، تا اینکه متوجه بشوند که ما دخالت بی جهت در حوزه ای شخصی آنها نکرده ایم، بلکه ما از ته دل دوستشان داریم ، جدی نگران حال و کسالتیشان هستیم، بدون اینکه به ما حمله ای بشود تا آن وقت پیام ما را جدی تلقی بشود؟

مدلی به نام “Disturbs Death ” یعنی مزاحمت برای مرگ ایجاد کردن، در سوئد وجود دارد و ما افراد جامعه میتوانیم برای نجات جان این افراد که در فکر خودکشی هستند، از این مدل استفاده بکتیم و به صورت کاملًا حرفه ای با این اشخاص هم به منظور کمک برخوردهای حرفه ای داشته باشیم.

این بدان معناست که وقتی ما به طور حرفه ای از افرادی که از افکار خودکشی رنج می برند، وظیفه ای اخلاقی ما این است که فوری و در اسرع وقت برای جلوگیری از خودکوشی این افراد، نوعی از کمک زودرس برایشان باشیم تا زمانی که کمک حرفه ای بموقع خواهد رسید. 

راه هل :

برای برهم زدن این افکار و رفتار مخرب و ویرانگر در ذهن اشخاص ناسلم، وزیفه ی ما افراد جامعه این است که بهترین امکانات خودمان را برای برقرار کردن ارطبات گرم ومحرمانه با آنها بکار بگیریم تابه بهترین صورت به ما اعتماد بکنند و از ما خاطر جم بشوند که ما وافعآ مهربان هستیم و راز و نیازشان را به هیچ کس هم نخواهیم گفت. 

بعد از اینکه این افراد از ما خاطر جم شدند، که بعداً میتوانند به ما اعتمادی داشته باشند و فهمیدن که ما به هیج وج اسرارهایشان را پیش هیچ کسی دیگر افشا نخواهیم کرد، آن وقت شاید امیدی باشد که این رابطه با اینطور اشخاصهای که قصد خودکشی دارند، یه جورهای منجر به راه هلهای بشود که اشخاص ناسالم دیگر تن به کمک بدهند و با اشخاص سالم جهت همکاری را انتخاب کنند و حتی این فرصت را برای افراد سالم مهیا بشود که آن کسی که تا بهال فکر خودکشی ذهنش را درگیرکرده است، حالا دیگر بتواند از یه زاویه ی دیگری به مسائل نگاه بکند.

زمانی که این اشخاص سالم جهت موفقیت این پروسه ی پیچیده ی انسانی موفق به کسب این مدل ارطباطی و اعتمادی در بین خود و اشخاص ناسلم شدند، آنوقت دیگر شاید آن شخصی که هدف ”خودکشی” دارد، امیدی در دلش باز شود و یکی از آن همه گره و عقده ها که تا به حال در دلش به صورتی پنهان شده است، با شنیدن این پیام های با ارج و انسانی اشخاص سالم، ا شخاص ناسالم را یکبار برای همیشه از دست این تصمیم کابوس تبار که بطور جدی برای خودکشی و دگر کشی هولش داده است، راه نجاتی باشد.

مدل ارطباطی، مدل لفضی و مدل گویشی:

پیام اشخاص سالم برای اشخاص ناسالم:

“ما واقعاً برای شما وجود داریم ، شما را می بینیم ، شما را می شنویم ، شما را با تمام وجود درک می کنیم، شما را احساس می کنیم ، شما را به اندازه کافی خوب می دانیم ، شما مورد نیاز هستید و ما از وجودیت افرادی مثل شما بسیارخرسندمند هستیم”

در غیر اینصورت اگر تمام این رفتارهای حرفه ای بکارگرفته باشیم و افراد ناسالم هنوز هم بی اعتنا به ما و میلی به زنده بودن و زندگی کردن نداشته باشند، چه نتیجه ای خواهیم گرفت؟

از نظرعلمی اگرما هنوز روی این افراد پافشاری بکنیم، بخواهیم خودآگاه و ناخودآگاه با تحمیل کردن فشارهای شخصی، نطام قبیله ای، عشایری، خویشاوندی و گروهی کاری را برایشان بکنیم، متأسفانه مدلهای علمی خبر بد برای ما دارند. 

چه نوع خبر بدی؟ 

مطالعات علمی به ما نشان میدهند که

Anger creates violence

یعنی خشم باعث خشونت می شود!!!. 

پس در نتیجه مدلهای علوم انسانی به ما نشان میدهند که ما گاهی اوقات نمی توانیم برای اشخاصهای که از قبل تصمیم به خودکشی گرفته اند، انگیزه اشان از دیدو زاویه ی شخصی و فردی خودمان عوض کنیم و اگر هم با اصرار و پافشاری بر خلاف میلشان رفتار بکنیم، فکر کردیم، آن وقت خیلی شاهکار کرده ایم.

مدلهای علمی این گونه رفتارو برخوردهای غیر حرفه ای ما با افرادی که فکر خودکشی را به مغزشان رسیده، را در حوزه های مطالعاتیشان به اثبات رسانیده اند، که متأسفانه رفتار های عجغ وجغ ما افراد سالم محیط جامعه باعث این بشوند که این اشخاص ناسالم بیشتر لج بکنند و رفتارو پیامدهای که ما به آنها میدهیم، بیشتر مغز شان را به سوی خودکشی به چالش و تحریک بکشاند.

اما تنها کاری که از دست ما می آید اینست که ما شبکه دوستان و خانواده این اشخاس ناسلم، فوری و با مواظبت بسیار دقیق مطلع بکنیم و خطرات و پیامدهای بد و جدی چنین اقدامات ویرانگری را با بستگان این اشخاص ناسالم در میان بگذاریم، تا بلکه بشود ازطریق پیگردهای قانونی و موئسسه ی دولتی، جهت مراقبت و مواظبت، افراد ناسالم را بکمکهای حرفه ای دعوت بکنند تا بلکه بشود برابشان کاری کرد.

این بدان معناست که ما به آنها اهمیت می دهیم، همدلی نشان داده ایم ، درکشان کرده ایم و برایمان حائز اهمیت هستند. 

سازمان ایدلی Zero Suicide، که برای کاهش بنیادی خودکشی در سوئد تلاش می کند ، همچنین یک ابزار سازمانی خوب برای دریافت کمک های حرفه ای است.

بگذارید مغاله ام با یک نقل قول از یک خانم سخنران که خودش مدتی تصمیم خودکشی به سرش رسیده بود و حالا دیگر از آن کابوس شوم نجات پیدا کرده است، بپایان برسانم.

“شرم و گناه را رها کنید. جرات کنید!”

ورونیکا دورانو 

کریسمس خوبی برایتان آرزو می کنم.

کیانوش جوانمیری

گوتنبرگ ۲۵/۱۱/۲۰۱۹

Share: