۳ موج گرانی در ۴۰ سال گذشته

کشور در آستانه یک تحول کیفی در رابطه با جهش گرانی کالاهای اساسی قرار دارد. در ۴۰ سال گذشته ۳ موج گرانی در کشور به وقوع پیوسته است. موج اول با قطع یارانه‌ها در دوران رفسنجانی صورت گرفت؛ این اقدام به منظور جلب موافقت بانک جهانی برای ورود ایران به سازمان تجارت جهانی بود. بهمین دلیل بایستی یارانه‌های دولتی را حذف می‌کرد. اما به دلیل اعتراضات مردمی این کار به صورت نیمه تمام انجام شد.

دور دوم گرانی حذف یارانه در دوران احمدی‌ نژاد بود. مقامات دولتی برای پایین آوردن اعتراضات مردم اقدام به پرداخت یارانه نقدی کردند. این یارانه در آن زمان مبلغ قابل توجهی برای دهک‌های پایین جامعه بود. البته یارانه به بیشتر دهک‌های جامعه تعلق می‌‌گرفت. اما با افزایش تورم، مبلغ یارانه به کمتر از ۲ دلار تنزل کرد.

سومین دور گرانی نیز این زمان آغاز شده است. دولت رئیسی اقدام به پرداخت یارانه نزدیک به ۱۰ دلاری به ۷ دهک پایینی جامعه کرده است. اما موج گرانی کالاهای اساسی به حدی است که یارانه گفته شده هیچ مشکلی از مردم را حل نخواهد کرد.

خامنه‌ای او یک سال پیش از شروع اعتراضات دی ۹۶ به مقامات دولتی این آمادگی را داده بود که مردم صف خود از حکومت را جدا خواهند کرد.

 سوال اصلی اینجاست، خامنه‌ای که تجربه آبان و دی ۹۸ را داشت، چرا دست به این اقدامات زده و همه پل‌های پشت سرش را خراب کرده است؟

در رابطه با علت این موج گرانی نظریه‌های مختلفی وجود دارد. عده‌ای آن را روند طبیعی و یک سرفصل عادی در اقتصاد بحران‌زده حکومت می‌دانند. اما یک نظریه هم وجود دارد که خامنه‌ای به استفاده از سلاح گرسنگی برای سرکوب جامعه روی آورده است. باید توجه داشت که موج جدید گرانی و تورم افسارگسیخته مردم را به کف خیابان‌ها آورده است. اکثریت تظاهرکنندگان کسانی هستند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. مردم در خیابان‌ها شعار «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر رئیسی» سر می‌دهند. آنها به درستی به عامل اصلی گرانی فقر و گرسنگی مردم که خامنه‌ای باشد اشاره می‌کنند.

یک نظریه جهانی در رابطه با تثبیت دیکتاتور و فقر وجود دارد. در سلسله مستند‌هایی با عنوان «چگونه دیکتاتور شویم» این رابطه با شیوایی کامل بیان شده است. نویسنده در قسمتی تصریح می‌کند:

«وقتی دنبال این هستید که برای ابد حکومت کنید، گرسنگی هم مزایای خودش را دارد. مردم فقیر و گرسنه و منزوی تهدید برای شما به حساب نمی‌آیند. مردمی که از گرسنگی می‌میرند به شورشی‌ها غذا نمی‌دهند که برای آنان بجنگند. آنان برای مبارزه با شما بسیار ضعیف‌اند. این حقیقت تلخی است، ولی گرسنگی مردم جواب می‌دهد.»

در این مستند تاکید شده، دیکتاتورها از فقر و گرسنگی و مرگ مردم هراسی ندارند. آنها از سلاح گرسنگی به عنوان یک فرصت برای سرکوب مخالفان و تثبیت خود استفاده می‌کنند.

بر اساس این نظریه، خامنه‌ای و سایر مقامات حکومتی حال که دیگر با قتل عام توسط کرونا نمی‌توانند اعتراضات مردم را سرکوب کنند، به قتل‌عام با سلاح گرسنگی روی آورده‌اند. بنابراین انتظار کاهش فقر و گرسنگی از این حکومت اشتباه است..

خامنه‌ای بعد از اعتراضات آبان ۹۸ شیوع کرونا را یک فرصت برای خاموش کردن اعتراضات دانست. وی تا زمانی که اعتراضات به نبود واکسن عمومی نشده‌ بود، به بهانه آلوده بودن واکسن‌های خارجی ورود آن را ممنوع کرده بود.

حال که موج کرونا فروکش کرده، می‌توان نتیجه گرفت که خامنه‌ای به استفاده از سلاح گرسنگی برای سرکوب مردم روی آورده است. او بعد از قتل عام مردم با کرونا بدنبال قتل‌عام‌ آنها با سلاح گرسنگی است. اما اعتراضات چندین روز گذشته نشان داده که مردم به انقیاد و تسلیم در برابر این حکومت تن نخواهند داد. استدلال‌های دیکتاتورها مانند پایه‌های حکومت‌شان پوشالی و موریانه خورده است. پایان دیکتاتورها، مجازات توسط مردم گرسنه و خشمگینی است که بر اجرای حکم دیکتاتور و اطرافیانش بسیار پیگیر هستند. آنها نباید نمونه قذافی را از یاد ببرند.