گزارشی از وضعیت زنان کارگر در بحران کرونا بدون کمترین حمایت دولتی

وضعیت زنان کارگر که خود سرپرست خانوار هستند به مراتب در شرایط کنونی کشور سخت‌تر بوده و با مشکلات مضاعفی دست و پنجه نرم می‌کنند.

یکی از زنان کارگر می‌گوید: «همین چند روز پیش، حتی هزار تومان نداشتیم؛ یک تک هزار تومانی که الان به عنوان صدقه هم قبول نمی‌کنند؛ یک تکه نان خشک در خانه‌مان نبود.»

وی ادامه می‌دهد: «این وضعیت یک خانواده‌ ۵ نفره است. سالیانی است من به عنوان یک زن، با کار و نظافت منازل مردم، مخارج و مایحتاج آن را تامین می‌کنم و اگر روزی به هر دلیلی خانه‌نشین شدم، آن روز دیگر چیزی برای خوردن نداریم.»

این زن سرپرست خانوار می‌گوید: «اکنون با وجود محدودیت‌های کرونا بیشتر اوقات خانه‌نشین هستم و تحمل چنین شرایطی با افزایش قیمت‌های سرسام‌آور و ناگهانی مواد خوراکی هر روز برای ما دشوارتر از قبل می‌شود؛ اما مگر یک دختربچه ۹ ساله می‌تواند این مسائل را درک کند؟»

این زن کارگر از درد و رنج‌هایش می‌گوید که به گفته خودش دیگر گوش شنوایی برای شنیدن آنها پیدا نمی‌شود تا کمی از درد و رنج او کاسته شود.

زنان کارگر به فراموشی سپرده شده‌اند

این زن کارگر با حدود ۴۷ سال سن، دارای سه فرزند است و از۲۰ سال پیش از شهرستان اردبیل به ساری مهاجرت کرده است؛ همسرش از سال‌ها پیش به دلیل بیماری اعصاب و روان تحت معالجه پزشک قرار گرفته و خانه‌نشین شده است.

وی می‌گوید: «همسرش باید برای ادامه معالجه در بیمارستان بستری شود که هزینه آن هر شب، تقریبا ۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار تومان است.»

وی به شرایط سخت معیشتی اشاره کرده و می‌گوید: «همه چیز از توان ما خارج شده است و رسما کم آورده‌ام؛ من دو شیفته کار می‌کنم، ولی توان خرید هیچ قلم کالایی برای خانه نداریم. از طرف دیگر، باید با دستمزد روزی ۵۰ هزار تا ۷۰ هزار تومان، هزینه‌ داروهای همسرم را هم‌ پرداخت کنم.»

او با اشاره به این که زنان کارگر به فراموشی سپرده شده‌اند، می‌گوید: «برای بهبود این وضعیت، بارها به اداره‌های دولتی، هلال احمر، کمیته امداد و بهزیستی مراجعه کرده‌ایم، ولی تلاش‌ ما بدون نتیجه بوده و هیچ کسی هم پاسخگو نبوده است.»

این خانواده تحت پوشش اداره بهزیستی ماهانه ۴۰۰ هزار تومان دریافت می‌کند، ولی به گفته وی، این مبلغ حتی کفاف دو روز هزینه‌های زندگی یک خانواده پنج نفره را هم نمی‌دهد.

وی افزود: «بیشتر اوقات، همسایه‌ها و یا صاحب منازلی که برایشان کار می‌کنم کمکم می‌کنند؛ از پوشاک و خرده وسایل تا اقلام خوراکی و با همین کمک‌ها است که تاکنون دوام آورده‌ام.»

وی به دیگر مشکلی که با آن مواجه بوده پرداخته و می‌گوید: «پسرم اول آذر به خدمت سربازی اعزام شد؛ برای وسایل بهداشتی که باید با خود به پادگان می‌برد به هلال احمر مراجعه کردیم، چون توان خرید آن را نداشتیم، ولی گفتند ما نداریم.»

خوشبختانه این زن کارگر توانسته با مقداری بلوک و سیمان دو اتاقکی برای خود درست کرده و از دادن اجاره خانه خلاص شود والا زنان کارگری هستند که به عنوان سرپرست خانوار باید در کنار وضعیت سخت معیشتی و عدم حمایت دستگاه‌های دولتی، هر ماه اجاره خانه نیز بپردازند.

دیگر توان پرداخت اجاره خانه ندارم

خانم کارگر دیگری که حدود ۵۰ سال سن داشته و اهل مهاباد و ساکن ارومیه است دارای ۲ فرزند می‌باشد.

او سالیان است که از بیماری دیسک کمر و قفسه سینه رنج می‌برد، به تازگی همسرش را بر اثر سکته قلبی از دست داده است و اکنون جز خودش، کسی نان‌آور خانه نیست.

او یکی از همان زنانی است که باید در کنار تأمین مخارج اولیه یک زندگی سه نفره، ماهیانه مبلغ ۳۵۰ هزار تومان اجاره خانه پرداخت کند.

وی می‌گوید: «از سال‌ها پیش، همسرم به دلیل بیماری قلبی و آسم توان هیچ کاری را نداشت و در گوشه‌ای از خانه افتاده بود؛ از همان موقع، چاره‌ای جز نظافت منازل مردم نداشتم؛ با دیسک کمر و آرتروز زانو، مشغول شست‌وشوی فرش و اسباب‌کشی منازل مردم هستم تا بچه‌هایم گرسنه نمانند.»

وی ادامه می‌دهد: «ویروس کرونا تأثیر مستقیمی بر زندگی‌ ما گذاشته و درخواست برای کار منازل بسیار کمتر از قبل شده است؛ من و فرزندانم مدت‌هاست رنگ گوشت ندیده‌ایم. زنی ۵۰ ساله با دو فرزند هستم که هیچ پس‌اندازی نداریم و اگر حمایت و کمک‌های آشنایان و اقوام نباشد، ادامه دادن یک ساعت این وضعیت برایمان غیرممکن است.»

به گفته این زن کارگر، از هشت ماه پیش توان پرداخت کرایه خانه را ندارد و در طول این مدت بارها برای تخلیه از سوی صاحبخانه تحت فشار و اهانت قرار گرفته تا جایی که صاحبخانه تهدید کرده که هر ماه مبلغی را به عنوان جریمه از پول پیش‌خانه برمی‌دارد، چون می‌داند نه قانونی وجود دارد و نه ما کسی را داریم که از حق‌مان دفاع کند.

وی این روزها بیماری‌اش شدت پیدا کرده است و می‌گوید که چندی پیش، پول دارو و ویزیت دکتر متخصص در ارومیه را از همسایه‌شان قرض گرفته است.

این دسته از زنان که محتاج کسب درآمد برای امرار معاش خود و خانواده‌های‌شان هستند ناگزیر از تن دادن به هر شغل کم‌درآمد و شرایط سخت کار می‌شوند.

این زنان کارگر از هیچ گونه حمایت قانونی، مزایا، بیمه کاری و امنیت شغلی برخوردار نیستند و با دستمزدهای بسیار کم به کار گرفته می‌شوند و بیشترین آسیب‌های اشتغال در حوزه زنان کارگر شامل این دسته از زنان می‌شود که بدون عقد قرارداد مجبور به کار می‌شوند.

اما در بین این زنان کارگر، کسانی وجود دارند که «دارای معلولیت» هستند و این افراد نه تنها از هیچ‌گونه قوانین حمایتی برخوردار نیستند بلکه به شیوه‌های مختلف در محیط کار مورد تحقیر و آزار قرار می‌گیرند.

هیچ نهادی ما را تحت پوشش خود قرار نمی‌دهد

خانم کارگر دیگری ۳۰ ساله، مجرد و‌ اهل یکی از شهرهای کوچک به نام آبپخش از توابع بوشهر است؛ وی کم‌شنوا و خواهرش نیز دارای معلولیت (ضایعه نخاعی) است.

این زن کارگر در نبود پدرش با خواهر و مادرش در یک خانه کوچک در شهر آبپخش زندگی می‌کنند و به همراه مادرش بخشی از تامین حداقل هزینه‌های زندگی را بر عهده گرفته و به عنوان «اتوکار» در یک خیاطی مشغول به کار است.

او درباره وضعیت خود می‌گوید: «در کنار رفتار و نگاه‌های سنگین برخی از مردان، بزرگ‌ترین معضلی که به عنوان یک زن شاغل با آن دست و پنجه نرم‌ می‌کنم، شرایط جسمی‌ام است، به خاطر اینکه هیچ نهادی ما را تحت پوشش خود قرار نمی‌دهد و با شرایط کنونی هر روز وضعیت‌ معیشتی‌مان وخیم‌تر می‌شود و حقوق کاری‌ من حتی یک دهم زندگی ما را پوشش نمی‌دهد.»

به گفته وی، تمام این معضلات نتیجه نبود قانونی صحیح در جهت رسیدگی و اشتغال‌زایی برای افراد دارای معلولیت است و زمانی وضعیت‌ و ادامه زیست برای این افراد بغرنج‌تر می‌شود که در یک محیط کاملا بسته و کوچک و یا روستا باشند؛ جایی که حتی برای افراد سالم هم امکانات و کوچک‌ترین بستر شغلی مناسبی وجود ندارد.

اینها نمونه‌هایی از زنان کارگری هستند که جدا از مواجهه با مشکلات فراوانی مانند تبعیض جنسیتی و تعرض جنسی در محل کار، همواره از قربانیان اصلی بحران‌های اقتصادی هستند و علاوه بر این که از نیروهای کار ارزان قیمت برای کارفرمایان محسوب می‌شوند، در صف نخست تعدیل نیرو نیز قرار دارند.

Share:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *