پدیده کودکان کار از ۳ دهه قبل تاکنون به بخش غیرقابل انکاری از جامعه ایران تبدیل شده است. تغییر ناگهانی در رویکرد اقتصادی حکومت پس از پایان جنگ و از دوره رفسنجانی آغاز شد. پس از آن پدیده کودکان کار از یک آسیب اجتماعی به یک مساله اجتماعی تبدیل شد. اجرای برنامه‌های تعدیل اقتصادی از ۳۰ سال پیش تاکنون زمینه حذف حمایت‌های اجتماعی را فراهم کرد.

 گروه کثیری از دهک‌های پایین جامعه تحت تاثیر این سیاست‌ها روز به روز فقیرتر شدند. تورم و گرانی افسارگسیخته در این سال‌ها دهک‌های آسیب‌پذیر را افزایش داد. در ادامه قدرت خرید مردم بشدت کاهش یافت. همه این موارد به سرازیر شدن کودکان کار به خیابان‌ها کمک کرد. در حال حاضر کودکان کار به جزء جدایی ناپذیری از جامعه ایران تبدیل شده‌اند.

به گفته یک پژوهشگر، برنامه‌های اقتصادی دولت رفسنجانی بین ۶ تا ۱۰ میلیون نفر را به زیر خط فقر کشاند. سونامی کودکان کار در ایران به این دوران برمی‌گردد. در حال حاضر نیز تخمین زده می‌شود، بین ۵ تا ۷ میلیون کودک کار در ایران مشغول به کار می‌باشند. برای نمونه فقط در سال ۱۴۰۰ بیش از ۳ میلیون کودک کار به بازارهای کشور سرازیر شده است. وزیر آموزش و پرورش دولت روحانی در خرداد ۱۴۰۰ گفته بود:

«طی یک سال گذشته، سه میلیون دانش‌آموز در ایران ترک تحصیل کرده‌اند.»

بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۸۵ نیز ۳.۵ میلیون کودک بازمانده از تحصیل وجود داشته است. به این ترتیب آمار ۵ تا ۷ میلیون هم نمی‌تواند همه کودکان کـار را شامل شود.

فقر علت اصلی افزایش کودکان کار

روزانه به آمار کودکان کـار افزوده می‌شود. فقر علت اصلی این افزایش است. زمانی که حداقل دستمزد یک کارگر کمتر از نصف خط فقر می‌باشد، بایستی منتظر افزایش بیشتر کودکان کـار هم باشیم. سیاست‌های غارتگرانه سران حکومت تنها به فقر بیشتر مردم ایران منجر شده است. این فقر زمینه اعتراضات گسترده را فراهم کرده است.

اعتراضات در سال ۱۴۰۱ با افزایش فقر، گرانی و تورم افسارگسیخته بیشتر هم خواهد شد. در اعتراضات آبان ۹۸ کودکان کـار نقش بسزایی داشتند. اعتراضات بعدی نیز نشان داد، کودکان کـار آماده ایفای نقش خود در گسترش آن اعتراضات بوده‌اند.