ترجمه بخش هائی از مصاحبه کلنل “داگلاس مک گرگور” سرهنگ بازنشسته ارتش امریکا را میخوانید. این کلنل جایگاه ویژه ای در آمریکا دارد. او در جنگ عراق فرماندهی یک هنگ تانک را بر عهده داشت، چندین مدال گرفته و چند کتاب نظامی نوشته و متخصص در امور چین، اروپا و روسیه است و از نظریه پردازان و پیشگامان تغییر در ساختار ارتش آمریکا محسوب می شود. مک گرگور در سال 2020 از طرف دولت ترامپ بعنوان سفیر آمریکا در آلمان معرفی شد، ولی سنا با این انتصاب مخالفت کرد. وی پس از آن بعنوان مشاور ارشد وزیر دفاع منصوب شد. همه اینها به سخنان مک گرگور درباره جنگ روسیه با اوکراین اهمیتی ویژه می دهد. وی از آغاز جنگ اوکراین چندین مصاحبه کرده و با تحلیل صحنه جنگ به مقامات آمریکایی هشدار داده که دلیل کندی پیشرفت عملیات روسیه فقط بخاطر دستور پوتین است که نباید جان افراد و نظامیان به خطر بیفتد. به گفته وی اگر این مانع برداشته شود جنگ اوکراین در دو روزه خاتمه خواهد یافت. گفتکو با “مک گرگور” با دو روزنامه نگار آمریکایی انجام شده است. وی از جمله می گوید: 
اکنون در جنوب و شرق اوکراین 60 هزار سرباز اوکراینی کاملا به محاصره نیروهای روسی در آمده اند. احتمالا آنها اکنون با کمبود آب و مهمات مواجه هستند و روس ها ترجیح می دهند که آنها تسلیم شوند و نمی خواهند این 60 هزار نفر را کشتار کنند.
آن مقدار از ارتش اوکراین که همچنان فعال است بطور کلی در چند شهر در محاصره قرار گرفته و ناتوان از انجام هر کاری مگر حملات پراکنده گاه و بیگاه به اهدافی است که چندان مهم و خطرناک نیستند. بنابراین تکلیف جنگ از هم اکنون روشن است.
مسئله از همان اول برای ارتش روسیه این بود که عملیات خود را به شکلی سازمان دهد که حداقل تلفات انسانی و حداکثر نابودی مادی نظامی حاصل شود. پوتین از همان آغاز دستور موکد داد که باید از وارد کردن تلفات اجتناب کرد و مشکلی که در اینجا بوجود می آید این است که این روش موجب کند شدن پیشرفت عملیات است که در نتیجه امید واهی به اوکراینی ها و عده ای در غرب داد که می توان جهان را به شکست روسیه امیدوار کرد. در حالیکه موضوع کاملا برعکس است. بنابراین جنگ در این مرحله می تواند بسرعت پایان یابد اگر پوتین به نیروهایش اجازه دهد که بدون در نظر گرفتن تلفات انسانی و خرابی های مادی عمل کنند ولی او این کار را نکرده است.


صحبت از دو هزار کشته روسیه می کنند که من در جایی نیستم که بتوانم آن را تایید یا رد کنم ولی در برابر 200 هزار نیرو کشته شدن یک درصد آنها در سه هفته جنگ رقم زیادی بنظر نمی رسد.
بخش مهمی از تجهیزات انگلیسی و امریکایی که به اوکراین فرستاده شده بدست روس ها افتاده است.
مشکل اصلی در ماریوپل است که در آنجا سه هزار از نیروهای فاناتیک (فاشیست) هنگ آزوف سنگر گرفته اند و اجازه نمی دهند غیرنظامیان از آنجا خارج شوند. من همین امروز تصاویری را می دیدم که اینها به مردم اجازه خروج از شهر را نمی دادند با اینکه روس ها یک دالان تخلیه و کمک های انسانی در آنجا باز کرده اند. اما اینها در غرب گفته نمی شود چون ممکن است به روایت غالب لطمه بزند. نگرانی من آن است که تلاش برای نابود کردن هنگ آزوف به ویرانی همه ماریوپل ختم شود که برای مردم آنجا وحشتناک خواهد بود.
تا زمانی که زلینسکی آنجاست شمار هرچه بیشتری از نیروهای اوکراینی کشته خواهند شد صرفنظر از اینکه ما چه مقدار اسلحه به اوکراین بفرستیم چون آنها نمی توانند از آنها به شکلی موثر استفاده کنند. اما همه اینها به این روایت کمک می کند که روس ها در حال شکست هستند و پوتین یک شیطان است، متجاوز است و باید کنار رود.
همه آنچه مربوط به سال 2014 (کودتا) و پیش از آن می شود از محاسبات خارج شده. اینکه 14000 نفر از آن زمان تا بحال در جنگ کشته شده اند. اینکه اوکراینی ها بی وقفه در شرق علیه روسیه اقدام کردند فراموش شده و این بسیار تراژیک است. به هر حال حقیقت این است که روس ها پیروز خواهند شد و اوکراین ویران خواهد شد. 
بزرگترین دروغی که تلویزیون های ما مرتب تکرار می کنند این است که روس ها بطور عمد به کشتار غیرنظامیان اوکراینی دست می زنند. این کاملا دروغ و جعلیات است.
ما بمب افکن های بی 52 را به نزدیک مرزهای روسیه فرستادیم. ما زیردریایی هایمان را به نزدیک آنها فرستاده ایم. در حالیکه آنها نمی دانند که این هواپیماها یا زیردریایی ها دارای سلاح هسته ای هستد یا سلاح های عادی. در نتیجه آنها نیروهای هسته ای خود را به حالت آماده باش درآوردند که این بسیار خطرناک است.
بنظر من جو بایدن تصمیم بسیار درستی گرفته و اولا بسیار روشن اعلام کرده که هیچ نیروی زمینی را به اوکراین ولو به اسم نجات شهروندان آمریکایی اعزام نخواهد کرد. ما تحت هیچ شرایطی به اوکراین نخواهیم رفت. ثانیا درباره منطقه پرواز ممنوع بدیهی است که اگر ناتو هر هواپیمایی را به اوکراین بفرستد روسها آن را سرنگون خواهند کرد و در این حالت ما وارد جنگ با روسیه شده ایم و بایدن گفت که اصلا چنین کاری نخواهیم کرد. البته آنتونی بلینکن (وزیر خارجه) مدام برای این موضوع فشار می آورد با این فرض که نباید از آقای پوتین ترسید و پوتین مقابله نخواهد کرد.
وزارت دفاع آمریکا تحت تسلط کسانی است که مایل نیستند وارد یک جنگ واقعی علیه یک دشمن واقعی که پاسخ آنها را خواهد داد شوند. آنها می دانند که ما برای چنین کاری آماده نیستیم. که نیروهای ما بطور وحشتناکی فاقد آمادگی، فاقد آموزش، فاقد تجهیزات هستند. 
من گزارش هایی را خوانده ام از سوی سربازانی که از قبل در ارتش عملیات ویژه آمریکا و نیروی دریایی در اوکراین بوده اند و اکنون بازگشته اند و در آن می گویند چقدر جنگیدن در برابر سربازان روسی هولناک است و می گویند اگر می خواهید کشته نشوید دیگر به اینجا باز نگردید. این یک ارتش واقعی است. تجربیات قبلی ما (در عراق و افغانستان و …) را فراموش کنید که به اینجا ربطی ندارد و حق با این سربازان است. آنها هر کاری دوست داشتند در عراق و افغانستان می کردند چون ما بر مردم آنجا با قدرت آتش خرد کننده مان مسلط شده بودیم. مردمی که نه اسلحه ای نداشتند نه نیروی هوایی داشتند، نه دفاع ضدهوایی داشتند.
بنظرم نمی آید که ادامه برای روسیه ضرورتا خیلی بد تمام خواهد شد. به هر حال هر زمان که شما وارد جنگی شوید صدمه خواهید دید. اما نکته اینجاست که آنها بر این وضع غلبه خواهند کرد و چینی ها به برکت جناب جک سولیوان (مشاور امنیت ملی جو بایدن) که با وزیر خارجه چینی ها در رم ملاقات کرد، دارای این خردمندی بودند که بر پشتیبانی خود از روسیه تاکید کنند چون اگر کار روسیه ساخته شود نوبت چین خواهد رسید و نتیجه تهدید چینی ها آن بود که همانجا جوابمان را دادند.


درباره استفاده از سلاح های شیمیایی یا بیولوژیک به اسم نیروهای طرف مقابل، عموما طرف برنده چنین کاری نمی کند و در حال حاضر روسها آشکارا برنده هستند و بنابراین دلیلی نمی بینیم که بخواهند از سلاح شیمایی یا بیولوژیک بنام طرف مقابل استفاده کنند. شاید اوکراینی ها بخواهند بعنوان آخرین راه حل برای کشیدن ما به این بحران از سلاح های شیمیایی اگر بتوانند استفاده کنند یا یک موشک در اصل روسی را که در لهستان طراحی شده شلیک کنند و مدعی شوند که روس ها این کار را کرده اند. این احتمالی است که ما باید درباره آن هشیار باشیم.
متاسفانه آقای ترامپ در دو  مورد فریب خورد چرا که حلقه اطرافیان او را به سمت پرتاب آن موشک ها تشویق کردند ولی در 2019 زمانی که پس از سرنگونی پهپاد گلوبال هاوک آمریکا توسط ایران -که عمدا مسیری خطرناک را انتخاب کرده بود-  ترامپ را به حمله به ایران تشویق کردند او با صراحت پاسخ منفی داد.
درباره سلاح هایی که ما در رومانی مستقر کردیم و می گفتیم که برای مقابله با ایران است من یک بار پیشنهاد دادم که اگر اینها واقعا برای مقابله با برنامه موشکی بالیستیک ایران است چرا از روس ها دعوت نمی کنید که این تاسیسات را بازدید کنند و نشان دهیم که اینها هیچ تهدیدی برای روسیه نیستند. شما می توانید واکنشی که این پیشنهاد ایجاد کرد را حدس بزنید. به من گفتند که عقلم را از دست داده ام و هرگز چنین اجازه ای نخواهیم داد و من متوجه شدم که این تاسیاست ربطی به خطر ایران ندارد.
درست است که یک تفاوت واقعی از نظر اندازه اقتصاد بین ما و روسیه وجود دارد ولی این ربطی به قدرت نظامی روسیه و ظرفیت علمی و تکنولوژیکی آن ندارد.
بنظر من تنها صدای عاقلانه در دولت بایدن رییس سازمان سیا ویلیام برنز بود. او همیشه یک نگاه عاقلانه نسبت به روسیه داشت و او سعی کرد این ایجاد نفرت از روسیه را تعدیل کند. 
پوتین می بیند سپاهی بزرگ حدود 60.000 تن در شرق اوکراین ایجاد شده که می خواهند به دنباس و لوگانسک و دنتسک حمله کنند و بنظرم او مطمئن شده بود که این حمله انجام خواهد شد و قطعا جمهوری دنتسک و لوگانسک و مردم آن نابود خواهند شد. او نمی توانست بنشیند و این را تماشا کند و بنظرم او فکر می کرد که دیگر هیچ امیدی (برای دیپلماسی) وجود ندارد چون هربار که او تلاش خودش را کرد هیچکس به او توجه نکرد.
بنظرم بزرگترین اشتباهی که پوتین در این عملیات مرتکب شد، اگر بتوان نامش را اشتباه گذاشت، آن بود که در آن بسیار محتاط بود و این یک واقعیت تراژیک است ولی چنین است. وقتی که شما چنین عملیاتی را انجام می دهید و می خواهید به هر قیمت مانع از خسارت های غیرنظامی شوید به موقعیتی وارد می شوید که او وارد شده یعنی سه هفته از عملیات گذشته بیش از زمانی که او می خواسته. او برای دشمنانش این فرصت را ایجاد کرد که در آنچه روی می داد دخالت کنند و امید واهی را برای طرف مقابل بوجود آورد. 
شما اگر به هر کس در ایالات متحده بگویید که پوتین نگران جان غیرنظامیان در اوکراین است به شما خواهد خندید. از نظر آنان پوتین یک شیطان، یک موجود بد و وحشتناک و مزخرفاتی دیگر از این نوع است. او می خواست و بنظرم هنوز هم می خواهد که به یک توافق دست پیدا کند چون بنظرم نمی خواهد به کیف برود و این آخرین انتخاب اوست.
شما نمی روید یک شهر را فتح کنید از طریق اینکه خانه به خانه و ساختمان به ساختمان بجنگید. این به نتیجه نمی رسد. بلکه توپخانه می آورید و شهر را می کوبید. این چیزیست که در ورشو روی داد. در استالینگراد روی داد و در همه جنگ ها تا به امروز روی داده است از جمله زمانی که ما به مانیل رفتیم دقیقا همین کار را کردیم. روس ها نمی خواهند از این روش استفاده کنند زیرا نمی خواهند غیرنظامیان آسیب ببینند.
عده ای اکنون به بایدن وعده می دهند که اگر روس ها را مدت زیادی در درگیری نظامی نگه داریم ارتش روسیه فرو خواهد باشید در حالیکه هیچ دلیلی برای این در دست نیست. اگر مدت زمان زیادی جنگ طول بکشد مردم علیه پوتین خواهند شد. هیچ دلیلی برای این هم در دست نیست. اما دلایل بسیار زیادی وجود دارد که موقعیت اقتصادی ایالات متحده همچنان ضعیف تر خواهد شد. شما محمد ال عریان (اقتصاددان مهم دولتی آمریکا) را می بینید که می گوید یک درصد افزایش نرخ بهره می تواند اقتصاد آمریکا را به رکود عمیق وارد کند و حتی بدترین از این. همانطور که اکنون بهای گازوییل و بسیاری چیزهای دیگر در حال افزایش است. بنابراین مسائل واقعی هنوز بوجود نیامده. اگر شما به بهای غذا، انرژی، فلزات و اینگونه کاهالا نگاه کنید و به آن بدهی ملی عظیم آمریکا را که باید بپردازیم اضافه کنید و ضرورت مشهود افزایش نرخ بهره و مقابله با تورم که برای اقتصاد بسیار خطرناک است مسئله این است که ما تا چه مدت زمان دیگر قبل از سقوط می توانیم دوام بیاوریم، چه مدت زمان مانده تا دیگر نتوانیم ادامه بدهیم.نتشر شده آمده است که این ائتلاف می خواهد با کسب اکثریت در پارلمان فرانسه از ادامه سیاست ناعادلانه و وحشیانه امانوئل ماکرون جلوگیری کرده و راست افراطی را شکست دهد. در این بیانه آمده است که در صورت پیروزی این ائتلاف نخست وزیر از بزرگترین گروه آن تعیین خواهد شد. این ائتلاف تصمیم دارد ژان ژآک ملانشون را به عنوان نخست وزیر پیشنهاد کند.
در این بیانیه گفته شده است ائتلاف تازه یعنی «اتحادیه مردمی نوین زیست‌بوم‌گرا [اکولوژیک] و اجتماعی» تلاش برای پیوستن سایر گروه های چپ و تشکیل یک ائتلاف گسترده ی مردمی را دنبال خواهد کرد.
ائتلاف تازه ی چپ مهم ترین رئوس برنامه ی خود در مورد فرانسه را افزایش حداقل دستمزد به ۱۴۰۰ یورو، بازگشت به بازنشستگی در سن ۶۰ سالگی برای همه، تضمین استقلال جوانان، منجمد کردن قیمت‌ها برای نیازهای اولیه و ریشه‌کنی فقر اعلام کرده است. اجرای برنامه ریزی زیست محیطی واقعی با اعمال قانون سبز (یا قانون طلایی آب و هوا) برای پاسخ به شرایط اضطراری آب و هوا و محیط زیست از جمله دیگر برنامه ی ها اتحادیه مردمی نوین است.
این ائتلاف تأسیس جمهوری ششم برای پایان دادن به نظام فعلی جمهوری و در نظر گرفتن حقوق جدید برای مردم، به ویژه رفراندوم ابتکاری شهروندان را از جمله برنامه های مهم دیگر خود اعلام کرده است.
در سیاست خارجی و موضع نسبت به اتحادیه ی اروپا، ائتلاف می خواهد به مسیر نئولیبرالی و «تولیدگرای» اتحادیه ی اروپا پایان دهد و پروژه‌ای جدیدی در جهت مسائل زیست‌محیطی و اجتماعی ایجاد کند. بنابر این اطلاعیه فرانسه به عنوان کشور بنیانگذار اتحادیه اروپا، نه از این اتحادیه خارج خواهد شد، نه آن را تجزیه خواهد کرد و نه خواهان برچیدن پول واحد اتحادیه است. ائتلاف چپ فرانسه برخی از قوانین اروپایی در حمایت از مصرف کننده و استانداردهای زیست محیطی را مورد حمایت قرار خواهد داد و با بسیاری از قوانین دیگر که با الزامات فوریت های زیست محیطی و اجتماعی در تضاد هستند مخالفت کرده و آن ها را به اجرا نخواهد گذاشت. ائتلاف می گوید از برخی قوانین اروپایی به ویژه در زمینه های اقتصادی و بودجه سرپیچی می کند و قاطعانه با حمله به آزادی های اساسی توسط دولت های راست افراطی مجارستان و لهستان مخالفت خواهد کرد.
«اتحادیه مردمی نوین زیست‌بوم‌گرا [اکولوژیک] و اجتماعی» می گوید عدم اجرای برخی از مصوبات اتحادیه ی اروپا، پیشتر در اسپانیا در مورد قیمت انرژی، در آلمان در رقابت بین شرکت های آب آشامیدنی و در پرتغال در زمینه اقتصادی و بودجه و غیره، اجرا شده است.
ائتلاف تازه تصریح کرده است به کار بر روی همگرایی های خود در شرایط بین‌المللی تنش‌ها و جنگ در قاره اروپا، برای یافتن راه‌ها و ابزارهایی به منظوربازگرداندن صلح، حفظ تمامیت ارضی همه کشورها، آغاز همکاری‌های ضد جهانی‌سازی در جهت ساختن دنیایی مبتنی بر حقوق بشر، دموکراسی و زیست بوم، ادامه خواهد داد.
ائتلاف در پایان تصریح می کند تمام امکانات خود را به کار می گیرد تا مذاکرات آغاز شده با سایر نیروها به موفقیت برسد و آن ها بتوانند در روز شنبه ۷ مای رویداد مشترکی را برگزار کنند.
نگاه مثبت حزب کمونیست فرانسه
روزنامه ی اومانیته در تفسیری پیرامون برگزاری مراسم اول ماه مه در پاریس به گفتگوهای مشترک بین احزاب چپ اشاره کرده و نوشته است:
همه رهبران چپ توانستند دست در دست هم به مناسبت اول ماه مه راهپیمایی کنند و در جشن روز  جهانی کارگر در کنار هم قرار بگیرند. با این پیام: ما با هم به سوی انتخابات پارلمانی می رویم تا مکرون و راست افراطی را شکست دهیم و یک برنامه بلندپروازانه را به پیروزی برسیم. 
اومانیته اشاره می کند: مذاکرات ادامه دارد… اما از آنجایی که قرار بود گفت وگو در بعدازظهر یکشنبه و صبح دوشنبه از سر گرفته شود، چیزی از دست نخواهد رفت.
اومانیته سپس می نویسد: همه قبول دارند که پارلمانی که ماکرون در آن اکثریت داشته باشد فاجعه خواهد بود. همه پروژه رئیس جمهور برای بالا بردن سن قانونی بازنشستگی به ۶۵ سال را محکوم می کنند. همه به خطر اقلیمی قریب الوقوع اشاره می کنند. همه پیشنهاد افزایش دستمزدها را دارند که در 1 مه طنین رسایی داشت. همه بر این باورند که چپ در برابر خود یک فرصت تاریخی دارد. یک فرصت غیرقابل از دست دادن: تلاش برای کسب اکثریت پارلمانی در ۱۲ و ۱۹ ژوئن… همه، کمونیست‌ها، بوم‌شناسان، شورشیان و سوسیالیست‌ها در مورد هویت نخست‌وزیر اتفاق نظر دارند: ژان لوک ملانشون، که با ۲۱.۹۵ درصد آرای کسب‌شده در دور اول انتخابات ریاست‌جمهوری، کلید اتحاد را در دست دارد.