‍ ظلم مضاعف بر جعفر عظیم زاده

 عزیز قاسم زاده

 از جعفر عظیم زاده سخن گفتن دشوار است.مردی که سراسر اراده است و ایمان به طریقت خویش!کوتاه قد،لاغر اندام اما بلند نظر و فربه در اندیشه.اراده او را نه به قامت بلند کوه بلکه کوه را باید به اراده خلل ناپذیر او تشبیه کرد.

او در جریان اعتصاب مشهورش شصت و چند روز لب از طعام فرو بست.جسم ذاتا نحیف و لاغر او در این اعتصاب فرسوده گشت اما ایمان ابراهیمی او به ارتفاع افلاک نشست‌.وقتی در بیمارستان او را در آغوش گرفتم تقریبا جز پوست و استخوان هیچ از او نمانده بود و من از یک سو بر آن همه رنجی که به جان خریده سخت گریستم و از سوی دیگر در برابر آن اراده پولادین تغییر ناپذیر احساس کوچکی کردم.

این روزها جعفر عظیم زاده علی رغم بیماری قلبی و ریوی دوباره اعتصاب کرده است.اما داستان این اعتصاب از چه روست؟ روز یکشنبه ۲۶ مرداد او به پزشک بهداری اوین مراجعه می کند و به دلیل مشکلات قلبی و ریوی به دستور پزشک دستور چکاب و بررسی در بیمارستان صادر می شود. پس از صدور این امر از سوی پزشک، او به همسرش سرکار خانم اکرم رحیم پور اطلاع می دهد که به بیمارستان طالقانی برای انجام معاینات منتقل می شود.

همسر و فرزندانش تا ۲ شب در بیمارستان چشم به راه و مضطرب می مانند اما خبری از عظیم زاده نیست و تماسی هم از سوی او برای دفع این نگرانی نیست.مضطرب و نگران دیر هنگام به خانه می روند و صبح دوشنبه ۲۷ مرداد همسر رنجور عظیم زاده به اتفاق فرزندانش از اورژانس بیمارستان های طالقانی،شهدای تجریش و امام خمینی درباره عظیم زاده پرس و جو می کند و متوجه می شود اصلا عظیم زاده به بیمارستان های مزبور منتقل نشده است.نگرانی همسر و فرزندان جعفر عظیم زاده هر لحظه بیشتر و بیشتر می شود.

آنها روز سه شنبه ۲۸ مرداد نزد آقای وزیری دادیار ناظر بر زندان می روند او هم اعلام بی خبری می کند.در نهایت همسر و فرزندان جعفر عظیم زاده با نهایت دلشوره و نگرانی به بخش اطلاع مراجعین زندان اوین مراجعه می کنند و متوجه می شوند عظیم زاده را به جای بستری کردن در بیمارستان به زندان رجایی شهر برده اند و در سلول انفرادی محبوس کرده اند.چهارشنبه ۲۹ مرداد وقتی خانم رحیم پور با جعفر عظیم زاده در رجایی شهر ملاقات می کند،متوجه می شود او از روز یکشنبه به محض ورود به زندان رجایی شهر در اعتراض به جابه جایی نامتعارف و فریبکارانه اش از اوین به رجایی شهر، دست به اعتصاب غذا زده است.

اعتصاب عظیم زاده با توجه به بیماری وی و عواقب سنگین اعتصاب پیشین و شرایط کرونایی اکنون، بسیار خطرناک و پر هزینه است.معلوم نیست چه کسی این تصمیم خطرناک و نابخردانه ی مغایر با حقوق شهروندی و قانون و حتی مغایر با مصالح جمهوری اسلامی در انظار داخلی و خارجی را گرفته است.اینک او در سلول انفرادی با داشتن بیماری قلب و ریه و شرایط خطرناک و جسم نحیف دست به اعتصاب غذا زده است.هیچ مصلحتی که نوک پیکانش متوجه قوه قضاییه و مصالح جمهوری اسلامی باشد،در این اقدام نابخردانه و البته به دور از مروت و جوانمردی به چشم نمی خورد.با دشمن هم جنگیدن آدابی دارد و با نگاه حافظی مروت و مدارا باید سرلوحه رفتاری ما برای دوست و دشمن باشد.چه رسد به شهروندی حق جو و مطالبه گر و بیمار که با چنین فریبی از زندانی به زندانی دیگر گسیل شود.

فرض کنیم مخالفان عظیم زاده در جبهه ی حق هستند اما پرسش اینجاست که آیا به راستی شیوه برخورد مولا علی با مخالفانش اینگونه بود که در نهایت پیمان شکنی و دروغ دست به مجازات و تنبیه مخالفان و دشمنانش بزند؟شهروندی برای جریان کارگری و ظلم های رفته بر آنها مقاله نوشته،سخنرانی کرده و از اعتراضات آنها حمایت کرده قوه قضاییه حکومت هم آن را بر نتافته و برای این شهروند مجازات زندان را در نظر گرفته اما به راستی بقیه ی ماجرا و این همه ظلم های مضاعف بر او و خانواده و هر لحظه بر نگرانی افزودن منطبق بر کدام پرنسیب اخلاقی،حقوقی،مدنی،تاریخی و الگوهای مذهبی و بزرگان دینی ماست؟

#پنجمین_روز_اعتصاب_جعفر_عظیم_زاده

#جان_جعفر_عظیم_زاده_در_خطر_است

#جعفر_عظیم_زاده_آزاد_باید_گردد

Share: