محمود صالحی:جهت اطلاع دوستان و رفقای عزیز

روز شنبه مورخ 21/6/94 از سوی دفتر شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج با منزل ما تماس می گیرند و اظهار می کنند که به دادگاه انقلاب سنندج مراجعه کنم. امروز 25/6/94 ساعت 10 صبح به شعبه اول دادگاه انقلاب مراجعه کردم و دفتردار شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج یک برگ دادنامه به من داد تا آن را مطالعه کنم. در آن دادنامه قاضی شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج آقای سعیدی به استناد چند بند از قانون مجازات اسلامی بنده را به 7 سال 6 ماه به اتهام عضویت درجمعیت های معارض و یک سال و 6 ماه به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم کرده بود. دفتردار دادنامه را از من گرفت و یک برگ ابلاغیه به من داد تا آن را امضاء کنم. من هم درخواست کردم که یک برگ از دادنامه را به من تحویل دهید. اما دفتردار از تحویل دادنامه خودداری کرد و اظهار نمود که دادنامه به متهمان سیاسی نمی دهیم و تنها به متهمان سیاسی ابلاغ می شود. اگر اعتراض دارید در مدت 20 روز اعتراض خود را به این شعبه اعلام کنید. من هم ابلاغیه را امضا نکردم و گفتم، من این ابلاغیه را امضا نمی کنم تا یک برگ از دادنامه را به من تحویل ندهید. من انسان هستم و مثل برگ درخت پائیز نیستم، وقتی دادگاه من را به 9 سال حبس تعزیری محکوم کرده است باید یک برگ از دادنامه در اختیار من قرار دهید تا من به استناد آن اعتراض کنم. با دفتردار خیلی بحث کردیم. ولی ایشان هر بار می گفت این قانون است و من هم می گفتم من آن قانون را قبول ندارم و…. بعد از چند مدت دفتردار به من گفت تو آن برگه را امضا کن و من یک برگ از دادنامه را به شما می دهم. با توجه به اظهارات دفتردار من برگه را امضاء کردم. ولی دفتردار دادنامه را به من نداد. یعنی کلاه سرم من و همسرم نجیبه گذاشت.
به این ترتیب من به 9 سال حبس تعزیری محکوم شدم و طبق دادنامه فوق ارشد مجازات یعنی 7 سال و 6 ماه از آن 9 سال قابل اجرا است. محمود صالحی مورخ
25/6/94


نظر بگذارید