بهروز سورن: در اعماق چه می گذرد؟ – بخش ١ تا ٤


بخش غالب این طیف هدفمند و ارگانیک با هویت اصلی یا جعلی برای ارتباط با منابع محلی و یا کسب اطلاعات و تبدیل شدن به منبع اطلاعاتی به نقاط دیگر گسیل می شوند.  بخش بزرگی از آن ها منابع اطلاعاتی محلی دارند که مزدور هستند. بدین معنا که در برابر دریافت های مالی یا امکاناتی اطلاعات خود را در اختیار جاسوس گسیل شده قرار می دهند. اعتقادات ایدئولوژیک یا سیاسی نیز میتواند در تبدیل یک فرد به جاسوس نقش بازی کند. در بسیاری از مخاصمات و جنگ ها تعدادی از جاسوسان را در کشور خودشان بعنوان قهرمان ملی نام برده اند
*****
بخش اول
خواندن چند خبر و نوشته های روزنامه نگاران در اتریش درباره مقوله جاسوسی بین المللی در این کشور محرک من برای این نوشتار است. این مطالب تنها کلیاتی از حضور پدیده جاسوسی بین المللی در کشور اتریش و بویژه شهر وین است و نگاهی گذرا به بهره برداری گسترده  جمهوری اسلامی از موقعیت این کشور و بویژه شهر وین دارد.
مختصری درباره اتریش
شهر وین مرکز کشور اتریش با جمعیتی حدود یک میلیون و هشتصد هزار نفر  یکی از زیباترین و پاکیزه ترین شهرهای اروپاست. شهرداری این شهر مدت های مدیدی است که توسط سوسیال دمکرات ها اداره میشود و هم اکنون حزب سبزهای این شهر نیز در اداره امور آن دخیل هستند.
در نظر اول امور اداری شهری بارامی هر چه تمامتر پیش میرود و روزها از پگاه صبح تا نیمه های شب بشکل کاملا عادی سپری میشوند. بنظر میاید که همه چیز سر جای خودش است و هر از گاهی ناهنجاری های اجتماعی در سطح شهر نیز دیده می شوند و با فرارسیدن شب سکوتی دلپذیر شهر را فرا می گیرد و شهروندان به اشکال مختلف مهیای آغاز روزی دیگر می شوند. اما تصور اینکه در چنین مکانی اتفاقاتی بسیار مهم و پنهان میافتد, بسیار دشوار است. ظاهرا به برکه ای ساکن می ماند ولی زیر سطح راکد آب امواجی جریان دارند که در جهت یابی های سیاسی و اقتصادی بین المللی نقش بسیار بزرگی بازی کرده و می کنند. آرامش ظاهری و امنیت نسبی این نقطه شاید از دلائل مهم برگزاری نشست ها و کنفرانس های بین المللی است. بلحاظ فرهنگی و هنری نیز شهر وین در کنار شهرهای دیگر اتریش نظیر گراتز و سالزبورگ جایگاه ویژه ای در اروپا به خود اختصاص داده است.
بنابر تاریخچه و نقش این کشور در جنگ جهانی دوم و بویژه پس از آن, دول حاکم پسا جنگی ناچار به در اختیار گرفتن سیاستی بیطرفانه, غیر نظامی و خنثی شدند و به تبع آن از بسیاری از بحران ها, مخاصمات و مصائب سیاسی نیز بدور ماندند. کشور اتریش موقعیتی ویژه نیز در میان کشورهای اروپایی دارد. حد فاصل میان اروپای غربی و شرقی, اتریش را بلحاظ ترانزیت و همچنین ارتباطات دیگر در وضعیت بسیار مناسبی بلحاظ اقتصادی قرار داده است.
این شرایط بلحاظ اقتصادی و جاذبه های توریستی اش کمک های بسیاری به شکوفائی آن در گذشته کرده است. نهادهای سوسیالیستی و نهادینه شده آن در مناسبات اجتماعی علیرغم فشارهای جناح راست سیاسی در این کشور اما هنوز حفظ خود کرده است. اهرم های دمکراتیک موجود تا حدودی بر احزاب حاکم نظارت داشته اند و مانع از ریخت و پاش ها و سرقت منابع ملی این کشور شده اند.  بخش های ناسیونالیست و راسیست این کشور اگر چه در طول سه دهه اخیر با رشد دائم و ملموسی مواجه بوده اند اما با نیرویی متحد و مقاوم از سوسیال دمکرات ها و چپ مارکسیست و سبزهای این کشور مواجه و از بدست گیری اهرم های حکومتی جز در دوره ای کوتاه  همراه با حزب خلق اتریش, غالبا دور مانده اند. آرامش و امنیت نسبی مشخصه کشور اتریش و همچنین شهر وین بوده است.
جاسوسی به کدام معنی!
جاسوس را با معانی متعددی در لغت نامه ها و فرهنگ ادبیاتی مردم کشورمان معادل دانسته اند. از جمله جستجو کننده و خبر چین و در فرهنگ عامیانه بطور کلی صفتی ناشایست است که به فرد یا افراد لقب داده می شود. نوعی ناسزا تعبیر شده و هم از اینرو نشاندهنده جایگاه منفور ان نزد مردم است. صفتی است بد که اغلب بعنوان فحش سیاسی یا اجتماعی نیز بکار گرفته می شود. از دیرباز این واژه با زشتی برابر شده است.
سعدی میگوید:
منه در میان راز با هرکسی
که جاسوس همکاسه دیدم بسی
(بوستان )
نقش جاسوسان در جنگ ها و مخاصمات ملی و قومی برخا تعیین کننده بوده است و دول متخاصم بر آن ارزش گذاری خاصی کرده اند. اما کمتر اهمیت دارد که جاسوسی بنفع کی؟ یا کدام گروه سیاسی و اجتماعی بکار گرفته شود. بطور کلی عمل پلیدی است. چه  در دوران صلح و یا جنگ باشد به هر رو بد است. شاید از اینرو که این عمل را می توان در برابر آزادی های فردی یا گروهی, قومی و ملی در نظر گرفت.
جاسوس را بعنوان خائن و یا خیانت پیشه نیز تعریف می کنند. فرد یا افرادی که برای دریافت مواجب و روزی خود افراد یا گروه های سیاسی و اجتماعی دیگر را در خطر قرار می دهند و یا قربانی می کنند و به تعبیری مسیر خود را از روی ایجاد محدودیت و یا حتی جسد دیگران باز می کنند.
جاسوس ها معمولا اسامی مستعار دارند و به انحاء مختلف تلاش می کنند که هویت اصلی خود  را از انظار عمومی پنهان کنند و ظرفیت های جنایی بالائی نیز دارند. هویت جعلی این افراد برای پنهان نگاه داشتن چهره حقیقی آنها است. آنها معمولا مدارک و پاسپورت های متعدد و مستعار دارند. استثناء نیز موجود است. جاسوسان محلی که به دلائل مختلف در زادگاه خود شناخته شده اند و مرتکب این عمل ناشایست می شوند.
بخش غالب این طیف هدفمند و ارگانیک با هویت اصلی یا جعلی برای ارتباط با منابع محلی و یا کسب اطلاعات و تبدیل شدن به منبع اطلاعاتی به نقاط دیگر گسیل می شوند.  بخش بزرگی از آن ها منابع اطلاعاتی محلی دارند که مزدور هستند. بدین معنا که در برابر دریافت های مالی یا امکاناتی اطلاعات خود را در اختیار جاسوس گسیل شده قرار می دهند. اعتقادات ایدئولوژیک یا سیاسی نیز میتواند در تبدیل یک فرد به جاسوس نیز نقش بازی کند.
در بسیاری از مخاصمات و جنگ ها تعدادی از جاسوسان را در کشور مطبوعشان بعنوان قهرمان ملی نام برده اند. نانسی ویک خبرنگار فرانسوی یکی از مشهورترین جاسوسان زن علیه آلمان نازی بود که برای سر او گشتاپو دو میلیون دلار جایزه گذاشته بود و پس از جنگ, پنج کشور انگلیس, فرانسه, استرالیا, آمریکا و نیوزلند از او تقدیر کردند.
چنانچه پیش تر ها اطلاعات دریافتی جاسوسان به اشکال ابتدائی صورت می گرفت اما در دنیای پیشرفته الکترونیکی کنونی تغییر شکل داده است و تصاویر و فیلم و استیک و امکانات مدرن دیگر جای آنرا گرفته است. هم از اینرو میتوان امروزه جاسوسان را با لپ تاپ همراه خود در نظر گرفت که در محل دریافت اطلاعات از منابع محلی صحت و سقم آنرا ازمایش کنند و با سرعت انتقال دهند.
جاسوسان منابع خبری خود را معمولا در پاتوق های مخصوص, خلوت خانه های رستوران ها, هتل ها و اماکن عمومی دیگر ملاقات می کنند. بخشا جاسوس هایی که به مناطق دیگر ارسال و مستقرمی شوند, محمل های شغلی معمولی اختیار می کنند. این نکته به ادامه کاری دراز مدت آنها کمک می کند.
جاسوس ها در ازای انتقال و تحویل اطلاعات کسب شده خود غالبا دریافت های مالی و امکاناتی دارند. نوع انتقال این دریافت ها برای این مزدوران بسیار متنوع است. گفته شده است که بخشا بصورت پول نقد و بشکل غیر مستقیم به انها داده میشود. از طریق شخص ثالث و یا قرار دادن آن در محل اقامت و هتل جاسوس صورت می گیرد.
موج پناهندگی چند ساله اخیر بنابر گزارشات متعدد برای کشورها و بالاخص گروههای درگیر در مخاصمات خاورمیانه جذابیت بسیاری داشته است. گسیل جاسوسان و تروریست های انتحاری برای زمان مورد لزوم ارقامی بسیار بالا داشته است که هم اکنون مشغله سرویس های اطلاعاتی کشورهای اروپای متحد و بخشا بخش های شرقی این قاره شده است.

بهروز سورن

12. 12. 2016

Sooren001@yahoo.de

بهروز سورن: در اعماق چه می گذرد؟ – بخش دوم

مناسبات سیاسی و اقتصادی کنونی میان جمهوری اسلامی با دولت های دیگر بشکلی است که پیش از انعقاد قرار دادهای کلان شروطی نیز مطرح و درخواست می کند. از جمله این شروط فشار به اپوزیسیون در آن مکان, اخذ اطلاعات پلیس محلی از مخالفان و همچنین ایجاد سهولت در استخدام نزدیکان سفارت و عوامل رژیم در نهادهای مختلف رسمی در آن کشور و …. است و به تعبیری سهمیه می طلبند. خوش بینی ساده لوحانه  است چنانچه تصور کنیم که اطلاعات مربوط به پناهندگان سیاسی در این کشور نزد وزارت داخله آن محرمانه مانده است. هم از اینرو ایرانیان ساکن و مرتبط اطلاعاتی با پلیس اتریش که به جمع آوری اطلاعات و انتقال آن مشغولند و ( خیر ) آنرا می برند, غیر مستقیم در خدمت اطلاعات و سفارت جمهوری اسلامی هستند.
*****
طبقه بندی اولیه جاسوسان بطور کلی به دو شکل بوده است. یک دسته که فرستاده میشوند تا در یک نهاد , ارگان یا سازمان و
محفل دیگر نفوذ کنند, اطلاعات جذب کنند, عملیات جنایی بانجام رسانند و …  تیره دیگر افرادی که در آن نهاد یا ارگان و سازمان و محفل حضور رسمی دارند و بهمین دلیل میتوانند به اطلاعات بسیاری دست یابند و آنرا انتقال دهند.
واقعه ترور قاسملو در قلب شهر وین و رفتار پلیس و سرویس اطلاعاتی اتریش در آن مرحله زمانی نشاندهنده جایگاه این کشور در برابر حقوق بشر و قراردادها و تعهدات بین المللی در قبال معاهده های پناهندگی است. اتریش یکی از کشورهائی است که ارتباطات مالی و اقتصادی بزرگی با جمهوری اسلامی داشته است. سفر خاتمی و انعقاد قراردادهای میلیاردی که در زمان ریاست جمهوری اش به این کشور صورت گرفت از جمله این مناسبات است.
مناسبات سیاسی و اقتصادی کنونی میان جمهوری اسلامی با دولت های دیگر بشکلی است که پیش از انعقاد قرار دادهای کلان شروطی نیز مطرح و درخواست می کند. از جمله این شروط فشار به اپوزیسیون در آن مکان, اخذ اطلاعات پلیس محلی از مخالفان و همچنین ایجاد سهولت در استخدام نزدیکان سفارت و عوامل رژیم در نهادهای مختلف رسمی در آن کشور و …. است و به تعبیری سهمیه می طلبند. خوش بینی ساده لوحانه  است چنانچه تصور کنیم که اطلاعات مربوط به پناهندگان سیاسی در این کشور نزد وزارت داخله آن محرمانه مانده است. هم از اینرو ایرانیان ساکن و مرتبط اطلاعاتی با پلیس اتریش که به جمع آوری اطلاعات و انتقال آن مشغولند و ( خیر ) آنرا می برند, غیر مستقیم در خدمت اطلاعات و سفارت جمهوری اسلامی هستند.
برای دول مربوطه چرخش اقتصادی کشورشان و حفظ  تعادل خود بعنوان حکومتگر و بقای مناسبات حاکم موجود مهمترین موضوع حیاتی است و براحتی به آن شروط تن میدهند. همکاری دولت اتریش در این زمینه با جمهوری اسلامی نمونه است. همگان بیاد دارند که در تا ریخ سیزدهم جولای سال 1989 عبدالرحمن قاسملو بهمراه عبداله قادری و فاضل رسول در شهر وین ترور شدند.
تروریست ها مزدوران جمهوری اسلامی بودند که در پوشش دیپلمات و بظاهر برای  رایزنی با او ( حزب دمکرات کردستان ) جهت یافتن راه حلی مسالمت آمیز برای کردستان آمده بودند. این جلسه سومین نشست قاسملو با نمایندگان جمهوری اسلامی بوده گفته شده است که تیم رایزنی و تیم ترور تفاوت داشته اند اما اظهرال من الشمس است که همه آنها مزدور رژیم و عوامل ترور بوده اند. بخشی از آنها پس از انجام این جنایت به سفارت رژیم در این شهر که در نزدیکی محل ترور نیز هست رفته و توسط این سفارت به ایران پرواز می کنند.
عبدالرحمن قاسملو
پتر پیلز نماینده حزب سبز ها در پارلمان اتریش پس از 25 سال گزارشی به جراید و پارلمان این کشور ارائه داد و همچنین یادآور شد که یکی از این تروریست ها با اسکورت و حمایت پلیس این کشور تا فرودگاه شهر وین بدرقه شده است. او محمود احمدی نژاد ( مشاور استاندار کردستان ) رامسئول احتمالی این ترور معرفی میکند که مدت کوتاهی پیش از آن در محل سفارت جمهوری اسلامی در شهر وین با تعدادی از مزدوران سفارت جلسه ای برگزار کرده است.
جهت پیشبرد این جنایت هولناک در قلب شهر وین, سفارت جمهوری اسلامی دولت اتریش را تهدید میکند که چنانچه عوامل ترور ( دیپلمات ها ) در اتریش در مقابل دادگاه قرار گیرند برای اتریشی های ساکن ایران میتواند خطرناک باشد. از این تهدید وزارت امور خارجه کشور اتریش  وتوماس کلستیل که بعد ها رئیس جمهور این کشور شد, آگاهی کامل داشته اند و یکی از آنها  اریش ماکسیمیلیان اشمید در گفتگوئی تلویزیونی که حدود دو سال بعد پس از بازنشستگی اش صورت گرفت به این موضوع اقرار کرده است.
بعد ها نیز علنی شد که پیگردعاملین این جنایت متوقف میشود. همچنین  قرار گذاشته شده بود که روز قبل از ترور مراقبت و کنترل سفارت جمهوری اسلامی از سوی نیروی انتظامی و اطلاعاتی اتریش باید کم شود. تهدید دیگری که سفارت جمهوری اسلامی به آن اقدام کرد افشای نقش کشور اتریش در جنگ هشت ساله بود که علیرغم اظهار بیطرفی اما به هر دو سوی این جنگ خانمانسوز تسلیحات می فروخته است نکته ای که برخی از قراردادهای بین المللی این کشور را میتوانست مورد سوال قرار دهد.
پتر پیلز
بخشی از دومین نامه ی سردار اخراجی سپاه به محمد نوریزاد
صحرارودی یا همان محمد جوادی به محض ورود به اتریش با برخورداری از حکم ویژه ازعلی اکبر ولایتی کوشید تا ملاقات با قاسملو را به شکل انفرادی ودر ویلایی در حومه وین شکل دهد اما قاسملواین پیشنهاد را نپذیرفت و مکان ملاقات را درآپارتمان دفترکار خود و با حضور دستیارانش تعیین کرد.با این پیشنهاد طرح ترور ریخته شد. وی به همراه نفر دوم با نام بزرگیان و نفر سوم با نام شاه مهری در بعد ازظهر ۲۳ تیر ۶۸ (۱۳ژوئیه ۱۹۸۹)با خودرو تشریفات سفارت و لباس فرم وزارت خارجه وارد دفتر قاسملو شدند. راننده پس از ورود آنان با خودرو به سفارت بازگشت. این در حالی بود که هر سه دیپلمات یک کلت ۶۵/۷ میلیمتری را ماهرانه در گودی ستون فقرات خود جا سازی کرده بودند.صحرارودی خواستار آن بود تا گفتگو با قاسملو توسط خود وهمکارانش خصوصی و بدون حضور همکاران قاسملوباشد .
وی به قاسملو می گوید حامل دیدگاههایی طبقه بندی شده است روی صحبت خصوصی و دونفره اصرار می ورزد. در نهایت قاسملو می پذیرد تا صرفا با صحرارودی در اتاق دیگری ملاقات خصوصی داشته باشدو دو دیپلمات در کنار دستیاران قاسملو منتظر بمانند.مستقیم از خود جوادی شنیدم که گفت: “هر دو به اتاق دیگری رفتیم. گفتگوها کوتاه بود. کاررا به جاهای باریک کشاندم. جوری که صحبت کوتاه ما به سرعت به مشاجره لفظی کشیده شد. من(صحرا رودی) بلافاصله دست به کمر بردم وکلتم را بیرون کشیدم وشلیک کردم. بدبختانه گلوله ام کاراورا نساخت وبه مغز او نخورد. زخمی اش کرد و به زمینش انداخت. هول شدم. گلوله های بعدی را نتوانستم درست شلیک کنم. قاسملوهم کلت داشت. حالا نوبت او بود که اولین ودومین گلوله را به زیر بغل وناحیه گردن من شلیک کند. بالاخره یکی از گلوله های من به مغز قاسملو خورد وکارش را ساخت.”همزمان در سالن انتظار دو دیپلمات ایرانی نیزدر اقدامی مشابه به سوی دستیاران قاسملو شلیک می کنند.
در این در گیری “شاه مهری” هم گلوله می خورد ودستیاران قاسملو نیز غرق خون به زمین می افتند. “بزرگیان” وحشت زده وارد اتاق قاسملو می شود ومی بیند قاسملو وصحرارودی هر دو کشته شده اند. دست شاه مهری را می گیرد و از آپارتمان خارج می شود. هنوز چند صد متری از محل نگریخته اند که صدای آژیر پلیس به گوش می رسد. بزرگیان، دست شاه مهری را رها می کند وخود را به خانه امن می رساند.اماروایت دیگری می گوید:همزمان با مشاجره لفظی میان صحرارودی و قاسملو، که خودش یکجور سیگنال برای شروع درگیری بوده، بزرگیان وشاه مهری ابتدا دستیاران قاسملو را ترور می کنند. شاه مهری با گلوله قاسملو مجروح می شودوصحرارودی قاسملو را ترور می کنندوبزرگیان با دستپاچگی وبه اشتباه ه صحرارودی را هدف قرار می دهد وبه همراه شاه مهری با هراس وعجله آپارتمان را ترک می کند.
وابسته اطلاعاتی ایران در سفارت درحالی که عادی جلوه می داده با رعایت سکوت رادیویی ،مضطرابانه از طریق واسطه ها پیگیر عملیات بوده اما اولین خبرها حکایت از کشته شدن صحرارودی ومفقود شدن شاه مهری می داده اند. گزارش واقعه عصر آن روز با کد رمز به دست منوچهر متکی می رسد. ساعاتی بعد یکی از شبکه های تلویزیونی اتریش خبرو گزارشی ازتیراندازی وترور درآپارتمان قاسملو را که توسط همسایگان به اطلاع پلیس رسیده بود را پخش می کند که در آن گزارش، تصویری از صحرارودی بی هوش در بیمارستانهای اتریش نیز دیده می شود.
اتاق فکردر ایران قبل از هر واکنشی، خبری را از سوی وزارت خارجه دراخبارشب شبکه یک ایران با این فحوا که مذاکرات مهمی فیمابین دیپلماتهای ایرانی و عبدالرحمن قاسملو با هدف حل وفصل اختلافات در جریان بوده است که سازمان مجاهدین (منافقین) که از این توافق نا خشنود بوده اند با حمله مسلحانه به دفتر قاسملو وی وهمکاران و دیپلماتهای ایرانی را ترور کرده اندو وزارت خارجه حفظ جان دیپلماتهای خود را از دولت اتریش می خواهد.در همان ساعات اولیه شاه مهری مجروح نیزتوسط پلیس اتریش بازداشت وهویت دیپلماتیکش بر ملا می شود.فردای آن روز هیاتی از وزارت خارجه ایران راهی اتریش می شود وعلاوه بر پیگیری وضعیت دیپلماتهای مجروح ایرانی، با کورت والدهایم صدراعظم وقت اتریش ملاقات وخواستار انتقال سریع دیپلماتهای مجروح برای مداوا به تهران می شود.
یازده روز بعد صحرارودی وشاه مهری با برانکارد ازبیمارستان به هواپیمای ایران ایر منتقل وبه ایران بازگشته ودر اتاقی اختصاصی در بیمارستان بقیه الله سپاه بستری می شوند.مداوای آنان حدود دوماه به درازا کشیده می شود.گرچه دادستانی اتریش در پی شکایت بیوه قاسملو کیفرخواستی را برای استرداد این دو دیپلمات صادر می کند اما روابط پر سود فیمابین ایران واتریش وبخصوص شخص کورت والد هایم که پیش تر نیز در مقام دبیرکل سازمان ملل رسوایی های مالی داشته تا کنون مانع از استرداد وصدور حکم شده واین پرونده همچنان درحالت تعلیق قرار دارد.چند ماه بعد محمد صحرارودی با حکم رهبری با درجه سرتیپی ونام جدید شششش”محمد جعفری” به ریاست اداره اطلاعات سپاه که به موازات نیروی قدس از یک سو مرتبط با اداره وابستگان نظامی ستاد کل واز دیگر سوی مسئول گردآوری اخباروبولتن سازی برای فرمانده کل سپاه ورؤسای ادارات بود گزیده می شود.کاظمی قمی- سفیر سابق ایران در عراق- یکی از معاونین وی بوده است.)
اینجا
هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران شامل محمد جعفری صحرارودی (رئيس امور كردها در وزارت اطلاعات)، مصطفی آجودی (استاندار کردستان) و امیر منصور بزرگیان از نیروهای ویژه سپاه پاسداران
صحرارودی
مافیای حکومت اسلامی در این واقعه سیاسی جنائی نهایت پلیدی و زشت خویی خود را نشان میدهد و از تمامی ترفندها برای ترور قاسملو و همراهانش بهره جسته و از قدرت و نفوذ خود برای پاک کردن رد و رهایی عواملش بهره می برد. پرونده این جنایت همچنان باز است اگر چه دولت اتریش آنرا در کشوی بایگانی های خود پنهان کرده است. پلیس اتریش در روز31 تیر ماه 1368  صحرارودی را تا پای هواپیما بدرقه کرده واو را روانه تهران ساخت. تصور می شود که بزرگیان در تاریخ نهم آذر 1368  اتریش را ترک کرده باشد. ( مرکز اسناد – 31 )
ناگفته نماند که افشاگری ها و تلاش های پتر پیلز نماینده حزب سبز ها در پارلمان نیز نتوانسته است تاثیر ملموسی بر سیاست اتخاذ شده دولت اتریش بگذارد و کماکان ملزومات اقتصادی و سیاسی سوالات و ناگفته های بسیاری از چگونگی این جنایت و تدارکات آن باقی گذاشته است. گفتنی است که این مقوله مناسبات حسنه سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی دو رژیم را در کشور اتریش گویاست و اتریش سیاستی همگانی بر این مصداق با سایر کشورها نیز دارد. رهبران دولت وقت اتریش سرزمینی که شهره آزادی های فردی و دمکراسی و پایبندی به مفاد حقوق بشر است چون به خلوت و سکوت میروند آن کار دیگر می کنند.
روزنامه نگار معروف اتریشی وزارت داخله و سازمان اطلاعاتی اتریش را تنها نهادهای بی آزاری میداند که دهها واقعه بزرگ پیش روی آنها انجام می پذیرد و ماموران اطلاعاتی و جاسوسی بین المللی از جلوی آنها رژه میروند اما آن ها در کشورشان روی برمی گردانند تا نبینند و هیچگونه واکنشی نیز انجام نمی دهند و علاقه ای نیز برای درگیرشدن در این زمینه بخود نشان نمی دهند.
مورد کشور انریش تنها یک نمونه و استثناء نیست. بهرام رحمانی نیز در نوشتاری مستند این موضوع را در سوئد به چالش کشیده است.
( اینجا )
تلویزیون سوئد، پنج­شنبه شب 19 سپتامبر سال 2002، فیلمی مستندی را تحت عنوان «کماندوهای مرگ»، به‌نمایش گذاشت. این فیلم توسط خبرنگار سوئدی «اوسکار هدین» تهیه شده بود که نشان می­داد، دولت و پلیس مخفی سوئد، از تروریست­های اعزامی جمهوری اسلامی به این کشور آگاه بودند، اما هیچ اقدام پیش­گیرنده انجام ندادند.
در این فیلم مستند، نشان داده می­شود که دولت و پلیس امنیتی سوئد، از فعالیت­های جاسوسی و تروریستی جمهوری اسلامی در سوئد، مطلع بودند، اما مصلحت اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک بر این بوده است که چشم خود را بر این واقعیت ببندند و جان و زندگی بسیاری از فعالین سیاسی مقیم سوئد را به خطر بیاندازند.
گفته می شود که در اتریش جاسوسی ممنوع نیست و تنها زمانی مجازات دارد که علیه منافع ملی این کشور باشد. بدین ترتیب جمهوری اسلامی با علم به این موضوع نهایت استفاده برای شناسائی, ترور و جاسوسی علیه پناهندگان سیاسی, فعالین سیاسی و مهاجرین ایرانی را انجام میدهد.
( بهشت جاسوسان )
بهروز سورن
17.12.2016

در اعماق چه می گذرد؟ بخش سوم
جمع آوری اطلاعات از تبعیدی های سیاسی ایرانی تنها هم و غم وزارت اطلاعات رژیم حاکم نیست. جمهوری اسلامی برای برگزاری نشست ها و تجمع جاسوسانش در کشورهای اروپایی خانه های بسیار گرانقیمتی در مرکز شهر وین اجاره میکند و این نشست ها را در این مکانها برگزار میکند. در این زمینه و برای استتار خود از دید وزارت بودجه و مالیات شهر وین و دور ماندن از اسناد رسمی و قانونی تلاش می کنند تا مستقیم با صاحبخانه و برای مدتی کوتاه معامله کنند. خانه های خریداری شده قبلی از سوی سفارت نیز گاها در اختیار آنان قرار میگیرد.
شهر وین بهشت و پایتخت جاسوسان بین المللی است. این نکته  بارها و مکرر از طریق جراید در سایر کشورها مطرح شده است. بر اساس گزارشات متعدد تا کنونی نزدیک به ده هزار جاسوس بین المللی و اغلب در جامه دیپلمات در کشور اتریش تردد دارند. از این تعداد بیش از نیمی از آنها در شهر وین استقرار دارند. به گزارش پرسه در اتریش, بیش از صد نفر از این جاسوسان متعلق و وابسته به جمهوری اسلامی هستند.
این تعداد افرادی هستند که بشکل شبکه ای منظم مرتبط و یا بدون ارتباط مستقیم با سفارت و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی فعالیت می کنند. هر یک از این افراد به تجمع های سیاسی, فرهنگی و مذهبی ایرانیان و همچنین باندهای بین المللی سیاسی, اداری, فرهنگی , مراکز تحقیقاتی و تجاری در کشور اتریش و بالاخص در شهر وین اتصال خود را تثبیت کرده اند. این مجموعه از این طریق علاوه بر جمع آوری اطلاعات از مخالفان سیاسی تبعیدی و کوشش برای مرعوب کردن آنها,  تلاش هایی نیز در دور زدن تحریم های اقتصادی و خرید و فروش تکنولوژی تسلیحاتی انجام  داده و می دهند. روزنامه نگار اتریشی فلوریان هورسیچکا که تحقیقات درازمدت خود را در قالب کتاب ( در تیررس جاسوسان ) منتشر کرده و درباره جزئیات فعالیت های جاسوسی بین المللی و همچنین بشکل موردی به جاسوسان جمهوری اسلامی پرداخته است.
روزنامه نگاران و گزارشگران بسیاری تا کنون از عملیات جاسوسی در اتریش تا این لحظه پرده برداشته اند. در امتداد این افشاگری ها به مبادله جاسوسان میان روسیه و آمریکا که در فرودگاه شهر وین انجام پذیرفته است اشاره داشته اند. این عملیات در باند و محل فرود هواپیما ها در فرودگاه شوشات و جلوی دماغ ماموران امنیتی اتریش انجام پذیرفته بی آنکه این سازمان یا دولت وقت اتریش کلمه ای در اینباره گفته و یا واکنشی نشان داده باشند.
حساسیت های اندک دولت اتریش به این مقوله باعث شده است که شهر وین بیش از سایر شهرهای بزرگ مثل برلین, آمستردام … برای جاسوسان جذابیت داشته باشد. جاسوسان بین المللی از جمله جاسوسان جمهوری اسلامی در این شهر مورد مراقبت دستگاه امنیتی اتریش کمتر قرار می گیرند و به همین دلیل آزادانه تردد دارند.
کشور اتریش بنابر موقعیت خود و اینکه بیطرفی آن در سطح بین المللی شناخته شده است هدف جاسوسان و نهادهای اطلاعاتی کشورهای دیگر نیست. اتریش بلحاظ اقتصادی به سرمایه جهانی وابستگی شدید دارد و بلحاظ نظامی و ارتشی بسیار ضعیف و ناتوان است و از اینرو نمی تواند بعنوان خطری برای سایر کشورها محسوب شود.
بخشی ازدلایل انتخاب کشور اتریش و شهر وین برای جاسوسان بین المللی  عبارتند از اینکه مقر سازمان ملل و نشست های اوپک است. امنیت نسبی دارد و بسیاری از کنفرانس های بین المللی در آن برگزار می شود. کشوری است پناهنده پذیر و بتبع آن بسیاری از مخالفان رژیم های دیکتاتوری در آن بسر می برند. مراقبتی از فعالیتهای جاسوسی دیگران موجود نیست و یا بسیار ضعیف است.
بر طبق یک رپرتاژ از روزنامه پرتیراژ ( کرونه بونت – 15 دسامبر 2013 ) جاسوسان به پرونده های نخست وزیری و وزارت داخله اتریش از جمله پرونده های پناهندگان سیاسی دسترسی دارند. از این پرونده ها شدیدا بلحاظ مکانی مراقبت می شود تا آسیب های انسانی و طبیعی نتواند آنها را از بین ببرد اما با وجود این جاسوسان و بویژه اطلاعاتی های کشورهای بزرگ عضو ناتو به انها دست یافته اند.
جمهوری اسلامی با توسل به شبکه ای پر تعداد و در طی سه دهه گذشته نیروهای اطلاعاتی خود را در تجمع های ایرانیان این شهر جا انداخته است. آکسیون های سیاسی – فرهنگی تبعیدیان, مراکز دانشجویی ایرانیان – روضه ها و سفره های مذهبی و مرسوم ایرانیان – مکانهای درسی فارسی – مساجد و مدارس رسمی سفارت, رستورانها و بویژه فروشگاه ها و رستوران هایی که از سوی سفارت رژیم راه اندازی شده اند. مراسم و جشن های مربوط به اول ماه مه و جهان سوم نیز که نیروهای تبعیدی در آن شرکت می کنند از مکان های همیشگی فعالیت های تصویری وابستگان سفارت جمهوری اسلامی است. گفته میشود که در تجمعات رانندگان تاکسی ( پاتوق ها ) که از مراکز شغلی ایرانیان هست نیز حضور دارند. این شبکه بر حسب افشاگری های اخیر در اتریش بیش از صد نفر اعلام شده اند.
جمع آوری اطلاعات از تبعیدی های سیاسی ایرانی تنها هم و غم وزارت اطلاعات رژیم حاکم نیست. جمهوری اسلامی برای برگزاری نشست ها و تجمع جاسوسانش در کشورهای اروپایی خانه های بسیار گرانقیمتی در مرکز شهر وین اجاره میکند و این نشست ها را در این مکانها برگزار میکند. در این زمینه و برای استتار خود از دید وزارت بودجه و مالیات شهر وین و دور ماندن از اسناد رسمی و قانونی تلاش می کنند تا مستقیم با صاحبخانه و برای مدتی کوتاه معامله کنند. خانه های خریداری شده قبلی از سوی سفارت نیز گاها در اختیار آنان قرار میگیرد. از سوی دیگر بلحاظ اقتصادی و تجاری و دور زدن تحریم ها با رابط های دیگر از سایر کشورها در تماس دایمی هستند. یکی از محل های دیدار آنها خلوت گاه های پشتی هتل های گرانقیمت در مرکز شهر وین است.
بخشا شرکت در کنفرانس های مختلف و متنوع نیز پوششی برای اطلاعاتی های جمهوری اسلامی است. این افراد ضمن شرکت دقیق در کنفرانس ها در روزهای اول به جمع آوری اطلاعات در زمینه های تکنولوژیک میپردازند و در روز آخر کنفرانس با ماموران اطلاعاتی سفارت دیدار و منتقل می کنند. این افراد و آنطور که روایت شده است, یکی از روزهای کنفرانس را با همراهان خود به خرید و تماشای شهر میگذرانند و همان روز پادویی از سوی سفارت برای امضای برگه به محل کنفرانس میرود.
ادامه دارد
بهروز سورن
21.12.2016

بهروز سورن: در اعماق چه میگذرد؟ بخش چهارم
او واسطه خرید و انتقال اسلحه است.او بهترین ارتباط را باکارخانه اسلحه سازی هاکلر و کخ یا کراوس مافای المان دارد و از سوی دیگر با افریقا. بعلت محدودیت های المان در تجارت اسلحه و اینکه آنها نمی توانند بشکل علنی اسلحه به دیکتاتورها بفروشند, بهمین دلیل بازاری خاکستری و سیاه برای فروش تولیدات شان موجود است.اسلحه ژ۳ را در مقیاس میلیونی برای پاکستان و عربستان و ایران ساخته و بفروش میرسانند. این کارخانه شعبه هایی نیز در ویرجینیا آمریکا و ناتینگهام بریتانیاو فرانسه دارد و ی‍کی از پنج کارخانه بزرگ اسلحه سازی مختص سلاح های دستی در دنیاست.
*****
تبادل اطلاعات از رایج ترین نکته های مبادلات و ارتباطات رایج میان کشورها محسوب می شود. جمهوری اسلامی در قتل مخالفان سیاسی خود در خارج از کشور و در این زمینه تجارب خونینی را در خاطرات بر جای گذاشته است. در بیشتر کشورهای اروپائی سازمان های اطلاعاتی شاخک های ارتباطی و دریافت اطلاعات دارند اما آنها نیز متقابلا به رابط خود اطلاعات منتقل می دهند. محل و زمان برگزاری تجمعات علنی که ناچارا مشروط به اطلاع و تائید وزارت کشور و پلیس است, برای تهیه گزارش و تصویر برداری به این رابط ها منتقل میشود. گاها پیش از برگزاری آکسیون جاسوسان در محل حضور می یابند.
این دسته از ارتباطات را میتوان خبرچین های خرده پا نامید که پس از انتقال عکس و فیلم و اطلاعات دیگر به پلیس کشور مزبور شکلاتی را به دهان می گیرند. اما جاسوس های حرفه ای و زوم شده به عملیات ترور و خرابکاری یا به قراردادهای اقتصادی کلان و خرید تکنیک های تسلیحاتی محافظت می شوند. پاتوق های آنان فوق سری با پوشش علنی است و محافظان آنها در اطراف پاتوق پخش هستند.
اطلاعات تهیه شده امروزه اغلب با اتکا به تکنیک روز منتقل می شوند. از فیلم و نوار صوتی با روش های مدرن گرفته تا اسناد و مدارک و تصاویر که امروزه میتوان در حجم کم و کیفیت بالا انتقال داد. بر حسب معمول دریافت کننده این اطلاعات لپ تاپ با خود حمل میکند و صحت و درستی اطلاعات که معمولا توسط یو اس پی استیک دریافت میکند, امتحان می کند.
بخشی از آنها که مستقیما برای دریافت اطلاعات از فعالین سیاسی و تشکل ها در داخل و خارج از کشور تعلیم می بینند در قالب فعالان سیاسی سابق و یا زندانی سیاسی سابق در جمع های عمومی آنها حضور دو آتشه دارند. مدتها با حضورشان در این تجمعات سیاسی کسب اعتماد می کنند و بمرور و بدون جلب توجه از راه های مختلف اطلاعات دریافتی خود را منتقل می کنند.
اینها ضرورتا به سفارت های رژیم رفت و آمد نمی کنند وغالب های مختلفی دارند و پوشش های متنوع. میتوانند پناهنده ای مرتبط با شبکه ها و کانون های پناهندگی باشند و یا عکاس یا خبرنگاری که اغلب نیز به رسانه های معتبر مرتبط نیستند و خود را آزاد معرفی می کنند.
این دسته از جاسوسان اطلاعات و تصاویر خود را به سرویس های اطلاعاتی پلیس کشور مربوطه میفروشند و در قبال آن پول دریافت می کنند. دیر یا زود کلیه اطلاعات دریافتی از طریق سرویس های اطلاعاتی کشور مزبور در اختیار سفارت جمهوری اسلامی قرار داده میشود.
متاسفانه اپوزیسیون و نیروهای سیاسی رادیکال در خارج از کشور به نقش و اهمیت جاسوسان جمهوری اسلامی کم بها داده اند. این نکته ریشه در گذشته و شدت و وسعت سرکوب از سوی نظام حاکم را داشته است. خسران کمی و کیفی بسیار در دهه شصت وعدم رشد این نیروها در تبعید و نیاز به گسترش و حداقل حفظ خود باعث شده بود که نیروهای متشکل موجود که هنوز نام سازمانی برخود دارند، در جذب نیرو بسیاری از پرنسیپ های خود را نادیده بگیرند. حال آنکه جمهوری اسلامی برای تربیت نفوذی های خود جهت کسب اطلاعات و ترور مخافان سیاسی سرمایه گذاری بسیاری کرده و میکند.
چنانچه جاسوسان را به دو گروه عمده بتوانیم تقسیم کنیم بخش حرفه ای آنها همان نفوذی ها هستند که پیش از آغاز کار خود تعلیمات بخصوص می بینند و راههای جلب اعتماد فعالین تشکیلاتی را آموزش می بینند و بنابر گزارشات متعدد منتشر شده بخش بزرگی از ترورهای انجام شده در خارج کشور بدون نفوذی های رژیم ممکن نبوده است.
جمهوری اسلامی بودجه بسیار وزینی را در اختیار وزارت اطلاعات قرار داده است. در تعیین بودجه اخیر و در دوره حسن روحانی وزارت اطلاعات پس از تعاون و آموزش و پرورش بیشترین بودجه را به خود اختصاص داده است. این بودجه تنها آن بخشی است که بطور رسمی در اختیار این وزارت قرار می گیرد که بر اساس گزارش چند سال پیش پنتاگون اطلاعات جمهوری اسلامی از قویترین و فعالترین سرویس های امنیتی در جهان است. اما همین گزارش تاکید دارد که این سرویس های امنیتی مخوف رژیم فاقد تکنیک های مدرن جاسوسی هستند.
با بالاگرفتن موج ترور ها در کشور آمریکا و همچنین اروپای متحد در طی سالهای اخیر و علم به اینکه موج مهاجران که به این کشورها راهی شده اند میتواند جمع کثیری از وابستگان به داعش و طالبان و نیروهای مشابه را نیز در میان خود وارد این سرزمین ها کرده باشد, بر ضرورت گسترش مکانیزم های امنیتی و جاسوسی تاکید شده است. این نکته باعث شده که پرسنل و بودجه نهادهای مزبور بشدت افزایش یابد.
تعیین بودجه نظامی و بودجه سرویس های امنیتی برای حکومت های سرکوبگر همیشه در اولویت قرار دارد. منابع پیش بینی نشده مالی نیز آشکار و پنهان در اختیار این نهادها قرار میگیرد. کشورهای اروپایی غالبا مازاد بر درآمد دارند همانطور که جمهوری اسلامی منابع پیش بینی نشده از جمله اوقاف و صنعت توریسم را در اختیار دارد.
کاملا مشخص است که در شرایط ملتهب سیاسی و اجتماعی نیروهای اطلاعاتی این کشور ها جذب بودجه مضاعف را براحتی دراختیار خواهند گرفت. بنابر این میتوان انتظار داشت که  کشورهایی نظیر آلمان, فرانسه, ایتالیا, انگلیس, بلژیک, هلند, سوئد, نروژ, دانمارک با ارسال جاسوسانشان بخصوص به کشور اتریش برازدحام جاسوسان در شهر وین افزوده اند.
این نکته در مورد نهادهای اطلاعاتی کشور اتریش نیز صادق است. افزایش شدید پرسنل سرویس های امنیتی در امتداد بالاگرفتن موج مهاجرت از سرزمین های جنگ زده و مصیبت زده از اقداماتی است که دولت این کشور در دستور کار خود قرار داده است.
جستجوی افراد مناسب  برای نهادهای اطلاعاتی از طرق مختلف صورت می گیرد. یافتن افراد استثنایی در مقرهای نظامی, پادگان ها, مراکز دانشگاهی برخی از آنها هستند. برخی نیز از میان خانواده جاسوسان پیشین صورت می گیرد.
معمولا فرزندان آنها کار والدین شان را از نزدیک دنبال می کنند و برای آنها جذابیت های زیادی دارد. تقاضای داوطلبانه آنها با علاقه از طرف مسئولین این نهادها پیگیری میشود. از این زاویه که تمامی داستان زندگی جاسوسان اطلاعاتی و محیط آنها قبلا در پرونده های موجود آنها جمع آوری شده است و بخوبی آن را می شناسند.
روزنامه نگار اتریشی در یکی از فصل های کتابش به موقعیت اجتماعی یکی از آنها پرداخته است. او می نویسد که:
رائول بظاهر روسی بنظر می اید اما روس نیست و به چند زبان بین المللی مسلط است. در خانه ای در منطقه ۸ وین با نام مستعار زندگی میکند و همسایه ها او را به اسم میشاییل می شناسند. همان نامی که برای ماشین ولوو وی به ثبت رسیده است.
او واسطه خرید و انتقال اسلحه است.او بهترین ارتباط را باکارخانه اسلحه سازی هاکلر و کخ یا کراوس مافای المان دارد و از سوی دیگر با افریقا. بعلت محدودیت های المان در تجارت اسلحه و اینکه آنها نمی توانند بشکل علنی اسلحه به دیکتاتورها بفروشند, بهمین دلیل بازاری خاکستری و سیاه برای فروش تولیدات شان موجود است.اسلحه ژ۳ را در مقیاس میلیونی برای پاکستان و عربستان و ایران ساخته و بفروش میرسانند.
این کارخانه شعبه هایی نیز در ویرجینیا آمریکا و ناتینگهام بریتانیاو فرانسه دارد و ی‍کی از پنج کارخانه بزرگ اسلحه سازی مختص سلاح های دستی در دنیاست. هم از اینرو میتوان در نظر گرفت که صاحبان این کارخانه برای افزایش تولید و سود بیشتر از روی جنازه هزاران انسان عبور خواهند کرد و به هر جنایتی در این راستا دست خواهند زد.


نظرات بسته شده است