اقتصاد فروپاشیده‌ی ایران و جانِ به لب رسیده‌ی مردم


کیهان لندن :  محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان برنامه ‌و بودجه ایران، روز دهم اسفندماه، در نشست تشریح عملکرد دولت در بودجه‌های سنواتی در این سازمان، درباره منابع و مصارف بودجه و چالش‌های بودجه‌ای دولت در ایران سخن گفت.
بزرگ بودن نظام اداری کشور، تعهدات دولت مانند پرداخت یارانه و خرید تضمینی محصولات کشاورزی و انبوه پروژه‌های ناتمام عمرانی، مسائلی بودند که محمدباقر نوبخت از آنها به عنوان سه چالش کلیدی بودجه‌ای دولت نام برد.
نوبخت این سخنان را بر اساس گزارش سازمان برنامه ‌و بودجه از عملکرد چهارساله بودجه‌ای دولت در سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ بیان کرد.
این گزارش اما اطلاعات جالب و قابل ‌توجه دیگری را نیز ارائه کرده است. بر اساس گزارش سازمان برنامه ‌و بودجه بیشترین افزایش بودجه در چهار سال اخیر مربوط به بخش دفاعی بوده که با رشدی ۸۶ درصدی از بیش از ۱۷ هزار میلیارد تومان در سال ۱۳۹۲ به بیش از ۳۲ هزار میلیارد تومان در سال جاری افزایش‌یافته است. بخش‌های آموزش و پژوهش، بهداشت و درمان و رفاه اجتماعی در رده‌های بعدی قرار می‌گیرند.
پروژه‌های ناتمام، فرزند علیل اقتصاد ایران
این گزارش، چالش‌های عمده دولت در بخش بودجه را تورم نیروی انسانی و افزایش هزینه‌های سالانه، تعهدات ناشی از پرداخت یارانه‌ها و خریدهای تضمینی و انبوه طرح‌های عمرانی ناتمام معرفی کرده است.
پروژه‌های ناتمام که بخش مهمی از آنها ارثیه‌ی شوم دولت محمود احمدی‌نژاد هستند، در دولت روحانی نیز همچنان ناتمام مانده و به یکی از مشکلات بودجه‌ای و اقتصادی کشور تبدیل‌شده است؛ به نظر می‌رسد این فرزند علیل اقتصاد ایران قرار است به دولت بعدی سپرده شود.
تعداد پروژه‌های ناتمام دولت دهم، تنها در بخش عمرانی، ۱۰۷۴ عنوان شد. آبان ماه امسال خبرگزاری دانا در گزارشی تعداد پروژه‌های ناتمام کشور در حوزه‌های مختلف بر اساس اعلام استانداری‌ها را بیش از ۳۷ هزار پروژه عنوان کرد که همگی منتظر تأیید یا تزریق اعتبار هستند. بر اساس این گزارش، ازدیاد پروژه‌های نیمه‌تمام به ترتیب متعلق به جاده‌ها، کمربندی‌ها و پل‌ها با فراوانی ۴۶، پروژه‌های فرهنگی نظیر ساخت کتابخانه و تالار فرهنگی و دانشگاه و سینما و باغ موزه با فراوانی ۳۳، پروژه‌های آب‌رسانی و سدسازی با فراوانی ۳۰، بیمارستان با فراوانی ۲۷، ساخت ورزشگاه با فراوانی ۲۳، مترو و راه‌آهن با فراوانی ۱۵ است که شاید با کمی جابجایی بتوان آن را به جامعه‌ی آماری پروژه‌های نیمه تمام تعمیم داد.
رفاهی که بودجه دارد اما وجود ندارد
هر چند گزارش سازمان برنامه ‌و بودجه از صدرنشینی بودجه حوزه‌های بهداشت و درمان و رفاه اجتماعی در جدول افزایش بودجه چهار ساله خبر داده است، اما در این دو بخش وضعیت مطلوبی ایجاد نشده و حتی شرایط قبلی بهبود نیافته است.
این گزارش، بخش آموزش و پژوهش و بهداشت و درمان را در رده دوم و سوم افزایش بودجه سالانه در دولت روحانی قرار داده، اما در مقابل، گزارش بانک مرکزی که در بهمن‌ماه سال جاری از تورم و افزایش شاخص بهای کالاها و خدمات منتشر شد، نشان می‌داد دو بخش آموزش و درمان به ترتیب با رقم ۱۱ و ۱۷ درصد، صدرنشینان تورم در دی‌ماه سال جاری بودند.
این دو شاخص از زیرمجموعه شاخص‌های رفاه اجتماعی هستند و به قاعده با توجه به شرایط این دو زیرمجموعه، وضعیت دیگر زیرمجموعه‌های رفاه اجتماعی در ایران هم قابل پیش‌بینی است. ایران بر اساس پژوهش موسسه لگاتوم که هر ساله شاخص رفاه کشورهای مختلف را ارائه می‌دهد، در سال ۲۰۱۵ رتبه ۱۳۰ را در میان کشورهای مختلف از آن خود کرد. در این پژوهش، ایران در زیرشاخه آزادی‌های فردی رتبه ۱۳۱ را از آن خود کرده. اکنون این پرسش مطرح است که افزایش بودجه‌ی دولت در عمل چه تأثیری بر بهبود وضعیت آموزش، بهداشت و رفاه اجتماعی داشته؟! آیا غیر از اینست که تورم در شاخص بهای آنها افزایش یافته و کیفیت آنها کاهش یافته است؟
غم نان و غم نان و غم نان
جدا از آمار و ارقام، مردم ایران در شرایط نامطلوبی بسر می‌برند که افزایش میزان بودجه، به طور مشخص، در بخش‌هایی چون بهداشت و رفاه اجتماعی نیز نتوانسته وضعیت آنها را بهبود ببخشد. یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که مردم با آن روبرو هستند، بحران معیشت و تأمین هزینه‌های اولیه زندگی است.
تجربه نشان داده آنچه حسن روحانی و دولت‌مردانش به عنوان آمار و دستاورد مطرح می‌کنند با آنچه جامعه ایران هر روز و هر لحظه آن را تجربه می‌کند، تفاوتی مانند رؤیایی شیرین تا واقعیتی تلخ دارد.
هر چند حسن روحانی آمده بود که چرخ اقتصاد و چرخ سانتریفیوژها را با هم بچرخاند و بحران‌های اقتصادی ایران را در ۱۰۰ روز مهار کند، اما امروز اقتصادی ورشکسته که باتلاقی از رکود و تورم آن را در خود فرو برده، حاصل این وعده‌‌ی چهارساله است.
در این میان، طرح‌هایی چون هدفمند کردن یارانه‌ها نیز نتوانست باری از گُرده مردم ایران بردارد. در حالی که نوبخت، رئیس سازمان برنامه ‌و بودجه مانند بسیاری از دولتمردان، مبلغی که ماهانه به عنوان یارانه نقدی به حساب بخشی از مردم ایران واریز می‌شود را یکی از معضلات اقتصادی دولت عنوان می‌کند اما گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی نشان می‌دهد که برخلاف پیش‌بینی‌ها در چند سال گذشته، با توزیع یارانه نقدی نه تنها وضعیت تنگدستان بهتر نشده بلکه سطح زندگی آنها به دلیل افزایش تورم نسبت به گذشته کاهش نیز یافته است.
امروز شاید برای بسیاری از مردم ایران صحبت از رفاه و امنیت و آرامش، شیرین اما خیالی به نظر بیاید. گزارش‌های میدانی نشان‌دهنده‌ی گسترش فقر شدید و بحران تأمین معیشت و هزینه‌های اولیه در میان درصد بسیار بالایی از خانواده‌های ایرانی است.
با توجه به این بحران، دولت نیز قادر به پرداخت دستمزد کارکنان خود، نیست؛ دستمزد اندکی که تناسبی با تورم و هزینه‌های زندگی در ایران ندارد.
تنها چاره: تجمع و اعتراض
اگر چه تا یکی دو دهه پیش یکی از امتیازهای داشتن شغل دولتی در ایران امنیت درآمد بود، اما امروزه حقوق‌های عقب‌افتاده یکی از مشکلات شاغلان ایرانی چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی است.
در این میان با فرارسیدن روزهای پایانی سال و نزدیک شدن نوروز، مانند همه‌ی سال‌های گذشته، هزینه‌ی خانوارها در ایران افزایش یافته و دریافت نکردن حقوق، فشار مضاعفی را به آنها وارد می‌کند که همین موضوع انگیزه‌ی تجمع و اعتراض کارمندان و کارگران برای مطالبه‌ی حقوق‌شان می‌شود. تجمع و اعتراضی که هیچ خواست سیاسی و یا حتی صنفی ندارد بلکه فقط برای دریافت دستمزدی‌ است که برایش کار کرده‌اند!
در هفته‌ی گذشته ده‌ها اعتراض و تجمع از سوی کارگران و کارمندانی که ماه‌هاست حقوق ماهیانه خود را دریافت نکرده‌اند در پایتخت و شهرستان‌های مختلف صورت گرفت.
شهرهای مختلف ایران در هفته‌های اخیر بارها شاهد تجمع اعتراضی معلمان برای دریافت حقوق معوقه‌شان در مقابل اداره‌های آموزش‌وپرورش بوده‌اند. بر اساس گزارش‌ها، عده قابل‌ توجهی از معلمان در ایران از مهرماه ۹۵ و آغاز سال تحصیلی تا کنون، حقوق دریافت نکرده‌اند.
کارگران مناطق مختلف شهرداری اهواز، در هفته گذشته بارها دست به اعتراض زدند. برخی از این کارگران بیش از ۴ ماه است حقوق خود را دریافت نکرده‌اند. در بروجرد نیز کارگران شهرداری به دلیل عدم دریافت حقوق به مدت ۶ ماه، دست به تجمع زدند. کارگران کارخانه‌ی هپکو در اراک در تجمع اعتراضی خود شعار می‌دادند «زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی».
در آخرین نمونه، روز پنج‌شنبه، ۱۹ اسفندماه ۹۵ هزاران نفر از معلمان در حرکتی هماهنگ، در استان‌های مختلف دست به تجمع اعتراضی زدند. بخشی از بازنشستگان ارتش و کارگران نیز به حمایت از معلمان در این تجمع شرکت کردند. تجمع‌کنندگان به بی‌توجهی به وضعیت معیشتی فرهنگیان، بهبود وضعیت آموزشی در مدارس و بازگرداندن پول‌های از دست رفته به صندوق ذخیره فرهنگیان معترض بودند.
در این اقتصاد فروپاشیده و ناتوانی مدیریت در همه‌ی عرصه‌ها که جان مردم را به لب رسانده، بحران اقتصادی در کشور شدت می‌گیرد و رانت و فساد در دستگاه‌های مختلف حکومت بیش از پیش آشکار می‌شود. همزمان اعتراض‌های مردمی و صنفی شدت می‌گیرد. آن هم در روزهایی که در سال جدید خورشیدی به انتخابات ریاست جمهوری ختم می‌شود.


نظر بگذارید