شرمساری آلمان ثروتمند

شرمساری آلمان ثروتمند
هاینر فلاسبک اقتصاد دان معتقد است که افزایش حقوق در آلمان باید محسوس تراز قبل شود.
تنها بدین طریق می توان به از بین بردن نابرابری در کشور دست یافت. وی در مصاحبه ای با رادیو اسپوتنیک، در خصوص عواقب اصلاحات در چهارچوب برنامه « آگندا ۲۰۱۰» برای کل اروپا هشدار داد.
همانطور که چندی پیش موسسه تحقیقات اقتصادی در آلمان اعلام کرد: رشد اقتصادی در آلمان ممکن بود سریعتر باشد، صورتی که اختلاف حقوق ها از سال ۱۹۹۱ این طور رشد نمی کرد. به گفته فلاسبک کاملا واضح است که رشد محسوس طی سالهای اخیربه شکل نابرابر با رفرم های « آگندا ۲۰۱۰» مرتبط است. فلاسبک اقتصاد دان اصلی کنفرانس سازمان ملل متحد در امور تجارت و توسعه بود. نابرابری حقوق و در آمد ، توسعه ی اقتصادی داخلی را تضعیف کرده و همزمان رشد صادرات با آن تحریک می شود.
بر اساس ارزیابی های این اقتصاد دان.، توقف رشد حقوق از زمان اتحاد آلمان از ۲۰ تا ۲۵ درصد است. چنین سیاستی ممکن بود به کارگران مزایای مشخصی بدهد و ضمنا به اقتصاد ضربه نزند: « ما رشد سریعتر اقتصاد داخلی را ناظر بوده و پیشرفت آرامتر صادرات را داشتیم.» با احتساب به تورم برای مردم مشغول به کار این به معنای افزایش در آمد ۱۵ درصدی بود.
وی همچنین اصلاحات « آگندا ۲۰۱۰» و موفقیت های شک برانگیز آنرا نقد می کند ، در خصوص موفقیت های آن اخیرا صدر اعظم آلمان آنگلا مرکل صحبت کرده بود. « ما تنها استراتژی صادرات را دنبال کردیم ، تاثیر منفی آن اکنون در طولانی مدت ذخیره شده است.» یکی از عواقب آن اوضاعیست که «ما در اروپا در حال حاضر مشکلات زیادی در اتحادیه ی ارزی داریم.» استراتژی آلمان به طور مستقیم خساراتی را به کشورهای دیگر وارد کرد که در حال حاضر به گسترش ملی گرایی در اروپا منجر شده است. « مرکل فراموش کرده است که زمانی در خصوص رشد اقتصادی صحبت کرده» و بخشی از این رشد را ما از همسایگانمان بدست آورده ایم.
کارشناسان موسسه ی اقتصاد و علوم اجتماعی بنیاد هانس بکلر در گزارش سال ۲۱۶ خود هشدار می دهند که نابرابری جامعه ی منسجم آلمان را تهدید می کند. فلاسبک این فکر را تایید کرده و به قطب بندی درون کشور اشاره می کند: « از یک طرف ، ثروتمندان و از طرف دیگر فقرا هستند. » او به روشنی می فهماند که « این شرمساری برای کشوری مرفه است. »
برنامه «آگندا ۲۰۱۰» در زندگی قرمز- سبزها (سوسیال دموکرات ها و سبزها) تاثیر گذاشت تا سطح بیکاری را کاهش دهد. بخشی از آن موفق شد اما با نشان منفی یعنی با نشان تباهی کل اروپا. اما تا به امروز چنین توضیحی به طور رسمی منتشر نشده است. برای سایر کشورهای اروپایی ارتباط بین چنین پدیده هایی کاملا بدیهی و روشن است. مردم این را می فهمند. برای همین این یکی از دلایل اصلی توسعه ی ملی گرایی در این کشورهاست که ما در حال حاضر شاهد آن هستیم.
این کارشناس موضع اتحادیه های کارگری را محکوم می کند که همانند دولت از سیاست حفظ سطح پایین حقوق ها حمایت می کنند. افزایش حقوق به میزان دو درصد در سال که آنها خواهانش هستند خنده دار است. سطح پایین درآمدها برای حفظ انسجام جامعه به شدت ناچیز است. از نقطه نظر فلاسبک در زمینه حقوق ها باید سیاستی را اجرا کرد که در چهارچوب آن حقوق ها بدون وابستگی به سطح در آمد هر ساله ۵ درصد اضافه شوند. برای مردم با درآمدهای پایین این نشان ممکن است بالاتر هم برود. \
فلاسبک معتقد است که یک بار دیگر باید کاهش مالیات ها را برای کارخانه ها تقویت کرد اما این مسئله یک تابو برای تمامی احزاب است. اقدامات مشابه ممکن است به مالیا ت های اموال و ارث مربوط شود. در عین حال فاکتور تصمیم گیرنده ، سیاست در ارتباط با حقوق است و از اتحادیه های کارگری من پیشنهادات قابل توجهی نمی شنوم. بدیهی است که افزایش حقوق دو درصدی برای آنها کافیست. اما مسئله این طور حل نمی شود. در غیر اینصورت ما هیچوقت از نابرابری خلاص نخواهیم شد.»


نظر بگذارید