نامه به سایت آینه روز

انکار واقعیتها دفاع از حقایق موجود نبوده و مترقی و پیشرو نیست!

ا.شیری درنوشته ای به دفاع از انقلاب اکتبر پرداخته که ملاحظاتی در ادامه نوشته اش دارم:

دفاع از انقلاب کبیر اکتبر 1917 در روسیه حقیقتی انکار ناپذیراست زیرا تحقق آرمانهای بلشویکی تحت رهبری لنین گام اول قرن بیستم را برداشته ورهائی اکثریت عظیم انسانی سازنده گان تولیدی و فکری را درتحقق سوسیالیسم آغاز نمودند.

گرچه امپریالیستها با فرستادن نیرو و کمک به ژنرالهای فاسد رژیم تزاری و رجز خوانی رویزیونیستهای کهن سوسیال دموکراسی کائوتسکی در راس انترناسیونال دوم، تمام تلاش مذبوحانه ی خود را به کاربردند تا این انقلاب بشارت دهنده ی نوین رهائی کارگران و زحمت کشان از زیر استثمار و ظلم نظام سرمایه داری به مثابه کودک سرزنده و پرتلاش را ازپای درآورند. این ضدانقلابیون حتا یک لحظه دست از توطئه علیه انقلاب سوسیالیستی برنداشتند. زیرا نظم نوین سوسیالیستی جهانی تودهنی سختی به ارتجاع امپریالیستی و اعوان و انصار آن وارد نموده بود.

اما این دشمنان رهائی بشریت در راه یابی به شکست کشاندن سوسیالیسم شوروی نفوذ تسخیر این دژ پرصلابت کارگران جهان از درون استراتژی سهمگینی را ریخته وبه اجرا درآوردند. برای هر کسی که قصد آموزش از رهبر این انقلاب داشته باشد خواهد دید که لنین طی 7 سال پس ازپیروزی انقلاب بارها به وجود عناصر وسیع خرده بورژوازی در جامعه شوروی، نفوذ عناصرناباب معروف به منشویک و انقلابیون سوسیالیست که هم پیاله با بورژوازی روس بودند و رویزیونیستهای چپ تحت حیله گری خود حتا بعد از اعلام توافق با تزهای آوریل 1917 با بلشویکها در انقلاب اکتبر شرکت کردند و از فردای پیروزی انقلاب اصل فراکسیون بازی خود را در درون حزب بلشویک که تغییر نام داده و حزب کمونیست شوری نامیده میشد شروع نمودند. این ایده ارتجاعی درظاهر خوش خط و خال دموکراسیتوسط حزب کمونیست رد شد. سپس اینان تحت رهبری تروتسکی روی نظامی کردن اقتصاد را پیش کشیدند تا با لفاظیهای انقلابیگری خرده بورژوائی پیش روی جامعه شوروی را زیر خط لنینی با مخاطره روبرو سازند و درعین حال عوامل خود را در درون حزب کمونیست بیشتر نمایند.

گرچه در دهه ی 1930 برای تقویت بنیه اقتصادی و نظامی شوروی در مقابله با امپریالیستها و به ویژه رشد نازیسم و فاشیسم پرداختند، ضدیت تروتسکی و عواملش تا حدی تداوم یافت که از کادرهای برجسته حزب کمونیست درلنین گراد ترورشد. مشکلات جدیدی برای تصفیه حزب فراهم ساختند. ولی حزب کمونیست شوروی تحت رهبری استالین با تشخیص درست خطر جنگ امپریالیستها در حل تضادهای امپریالیستی توسط نازیسم و فاشیسم متوجه شوروی خواهدشد و با تدارکاتی که دیده شد، مردم قهرمان شوروی مدافع سوسیالیسم به جانبازیهای بی نظیر بیش از 25 میلیون کشته دراین جنگ که از بهترین کمونیستهای شوروی نیزدرمیان آنها بودند، پیروزی بزرگی نصیب کلیه ی کارگران و زحمتکشان جهان درقلع و قمع ضدانقلاب امپریالیستی مهاجم آلمان، ژاپون و ایتالیا شد. اما عناصرمنحرف در درون حزب کمونیست منتظرفرصت مناسب بودند و با درگذشت استالین که خود این هم با توطئه ضدانقلابیهای درون حزب همراه بودفرصت برای کودتا در سطح دفتر سیاسی حزب فراهم شد.

برخلاف ارزیابیهای یک جانبه ا.شیری و احترام نگذاشتن به واقعیت اینکه خروشچف سردمدار رویزیونیسم مدرن با حمله به استالین و دشمنی درحدی که حتا تحمل باقی بودن قبر وی را در کرملین نداشت عمق ضدیت خود را با قدرت دولتی پرولتاریا و سوسیالیسم نشان داد و همراه با کاسیگین تئوری سوددهی کارخانه ها را بعد از کسب قدرت 1956 در پیش گرفتند و به همزیستی مسالمت آمیز بجای انقلاب پرولتری درجهان تن دادند.

شما رفیق شیری میدانید که تروتسکی و اعوان و انصار وی از ابتدا برای قرارگرفتن در راس حزب کمونیست و کارشکنی خط لنین و استالین دست به کارشدند و وجود سوسیالیسم را هم رژیم منحط شورویلقب دادند. نه اینان بلکه حزب پرافتخارکمونیست چین در مقابله با رویزیونیسم مدرن، حزب کار آلبانی و تعداد اندکی از احزاب و سازمانهای کمونیست بودند که به افشای رهبری جدید حاکم شده بر حزب کمونیست شوروی و خط سازشکارانه و اینکه عوامل بورژوازی هستند تا سوسیالیسم را به زیر بکشند، افشانمودند. اگردر سالها 1989-1990 کلنگ تسخیر کامل را درفروپاشی شوروی زده شد، سر بسیاری از احزابی نظیر رهبری حزب توده ایران به دفاع از خروشچف و امثالهم پرداختند و برای افشا نشدن خودشان دربرابر کارگران و زحمتکشان ازباقی ماندن سوسیالیسم در شوروی به حال احتضار افتاده دفاع کردند و همانند سوسیال دموکراتها که مدافع امپریالیستها گشتند، اینان نیز رویزیونیست شده از همین سرنوشت پیروی نمودند.

دفاع راستین از انقلاب اکتبر 1917 زمانی واقعیت می تواند داشته باشد که بیک باره به 1990 پرش نکنید و گورباچف و غیره افتاده از آسمان را ام الفساد بنامید که قابل درک هیچکس نیست. چون که وی فرزند خلف خروشچفها ست و همه ی اینها نیز از عناصر ایدئولوژیک وابسته به طرز تفکر خرده بورژوازی و بورژوازی است که از اول انقلاب دست به کار علیه سوسیالیسم شدند.

این واقعیت را شما در تشکیلات خودتان شاهد بودید که بین انقلاب و ضدانقلاب درهمه جا جریان دارد، از جمله در هرتشکل، افرادی به راحتی دست از ایدئولوژی فئودالی و خرده بورژوائی و بورژوائی برنمیدارند و برسر مسائل موجود مبارزه ایدئولوژیکی درون حزبی آغاز می شود.

اما پرچم و آموزشهای انقلاب اکتبر پیوسته درخشان و راهنما باقی مانده و کسانی قادر به دراهتزاز نگهداشتن آن خواهند بود که این واقعیتها را انکار نکنند و یا آنرامغشوش جلوه ندهد. امضا محفوظ


نظرات بسته شده است