باندهای مافیایی دورو اطراف مقامهای عالیرتبه را گرفته اند و بانک مرکزی باغارتگران همدلی می کند

حسین راغفر اکنون 64 سال دارد و تنها همسالان او یادشان می آید او روزی یک فوتبالیست مشهور بود و در 1360 برای یک دوره رییس فدراسیون فوتبال شد. این اقتصاددان درس خوانده درانگلستان در10 سال اخیر یکی از پرکارترین اقتصاددانان درعرصه عمومی بوده وهست وبه همین دلیل یک سخنران حرفه ای شده است.
راغفر این روزها شاید رادیکال ترین روزهای خودرا تجربه می کند که درهرجایی و به هرمناسبتی سیاستهای اقتصادی پس از جنگ را زیر تیغ تند وتیز  انتقاهای پرشمار خود می برد و اعتقادش مبنی براینکه این سیاستها عامل نابرابریها و رشد روزافزون شکاف طبقاتی در ایران شده و عامل فقر وفساد نیز است را با خشم برزبان می آورد.
اوحتی سیاستهای اقتصادی محمود احمدی نژاد را باکمی تسامح دنباله سیاستهای اقتصادی تعدیل اقتصادی که از 1368 درایران اجرا شده اند می داند . این اقتصاددان بر اساس تقسیم بندی های رایج در ایران یک اقتصاددان نهاد گرابه حساب می آید و درمناظره ها علیه اقتصاددانانی که وی و دوستانش آنها را نئولیبرال می دانند شعار می دهد. آنهایی که سخنرانی ها و مصاحبه های راغفردرماههای اخیر ا دنبال کرده اند نیک می دانند او هرروز عصبانی تر شده و بر تیغ نقد خود را تیز وتیز تر می کند و ازوارد کردن  اتهام به و رییس کل بانک مرکزی به عنوان نفر اول سیاستهای پولی و ارزی و مسئول مهار تورم  نیز اجتناب نمی کند.
وی در تازه ترین سخنانش در یک میز گرد برگزار شده در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران باعنوان ا”قتصاد،صلح،چالشهای فقر” برگزار شد اتهام  عجیبی به رییس کل بانک مرکزی وارد کردو اورا همدل با غارتگران نامید . راغفر در بخشی از سخنانش باتاکید بر اینکه برای برطرف کردن تنگناهای امروز ایران باید بیماری را تشخیص دهیم و بعد راه درمان بدهیم و با اشاره به اینکه باید بدانیم باندهای مافیایی و کلاهبرداران چه کسانی هستند تصریح کرد: بانک مرکزی باغارتگرها همدلی می کند. رییس ومعاونان بانک مرکزی همه از بخش خصوصی آمده اند و دوباره به جایگاه اصلی خود باز می گردند.راغفر حتی از این نیز فراتر رفت و به مقامهای عالرتبه دولت اتهازد که گزارش های خلاف واقع می دهند زیرا باندهای مافیایی دردور و اطراف مقامهای عالیرتبه دولتی قرارگرفته گرفته اند. به طور مثال رییس جمهور درگزارش خود از صادرات فولاد گزارش می دهد ونمی داند که چند ماه است اروپا به دلیل اینکه فولادسازان درصادرات به اروپا دامپینگ کرده اند واردات فولاد از ایران را ممنوع کرده است.   وی در سخنرانی نسبتا طولانیخود به موارد متعددی از شرایط ایران به طور پراکنده  اشاره کرد که آنها را براساس ارایه  سخنان وی و بدون اولویت بندی برای درج انتخاب کرده ایم.

1 – دلیل اصلی گسترش فقر و نابرابری در ایران اجرای سیاستهای اقتصادی به نام سیاستهای مشهور به تعدیل اقتصادی است.
2- در 100 سال گذشته  به دلیل سرکوب مزدو حقوق ،متخصصان از ایران رفته اند و سیاستهای مزد به نفع گروههای خاص بود ه است.
3- جوانان تحصیلکرده بیکار درایران زیر بار سنگینی نگاه خویشان و دوستان و حتی پدران و مادران قراردارند و برای فرار از این شرایط به رفتارهای مجرمانه مثل اعتیاد روی می آورند.
4 – جوانان ایرانی مثل جوانان هرسرزمین دیگر میل به نشان دادن خوددارند و اگر این امکان برایشان  نباشد که به شکل آبرومند و مناسب این میل خود را ارضا کنند ممکن است به زورگیری و به هم زدن نظم اجتماعی روی آورد.
5- پدیده زنان خیابانی و کودکان کار در ایران پیش از دهه1370 وجود نداشت و پس از دهه 1370 زاد و رشد کرده است.
مسئولان و مدیران ایران پس از پایان جنگ قانون اساسی به ویژه آن بخش از قانون اساسی که مربوط به تعهدات دولت درایجاد شغل برای واجدان شرایط  و تامین رایگان آموزس و بهداشت است را درجوی آب ریختند.
6 – مبارزه با فساد درهمه کشورها از جمله ایران علاوه بر اینکه یک الزام اخلاقی است باید به عنوان یک راه برای کاهش خشونت نیز تلقی شود. نهادهای مشهور سرمایه داری مثل داوس نیز این را توصیه می کنند.
7- رشد فقر و نابرابری به رشد ناامنی منجر می شود و تداوم آن ممکن است به جنبش فرودستان جامعه برای تصرف موقعیت های فرادستان منتهی شود و این سرچشمه نگرانی برای جامعه ایران است.
8- بارشد نابرابری ها احتمال رشد بی ثباتی داخلی افزایش می یابد ویاس و ناامیدی روند فزاینده پیدا می کند و در چنین شرایطی مدیران اصلی جامعه به فرسودگی می رسند و تجربه نشان داده است این وضع دربرخی کشورها به جنگ داخلی منجر شده است و در جنگ داخلی امکان رشد 30 درصدی شمارفقیران وجوددارد.
9- پس از پایان جنگ در ایران انواع مافیاها پدیدار شده اند که از منابع ملی ارتزاق می کنند . نظام تصمیم گیری اساسی در ایران تعیین می کند سیاست های ارزی ، سیاستهای صادراتی و … چه باشد و این سیاستها به نابرابری ها دامن زده است.
10- برای عبور از بحرانهاباید نگاهمان به اقتصاد تغییر کند و از مارپیچ نابودی دورشویم. مارپیچ فنا این است که دولتهای فقرزده با نهادهای ضعیف زاد ورشد می کنند و دولت گروگان بازیگران غارتگر می شوند و بازیگران غارتگر دولت رافقیر تر می کنند و نهادها تضعیف می شوند و بازهم بردرجه گروگان رفتن دولت به دست غارتگران افزوده می شود و این مارپیچ فنا درایران دیده می شود. بازیگران غارتگر درایران شرکتای بزرگ هستند که قرار بود رفاه بیاورند اما تبدیل به مافیای پتروشیمی ،مافیای خودرو ، مافیای سیمان و وافیای بانکداری شده اند.
11 – هیچ نظارتی برمافیای خوروسازی درایران نیست و این مافیا توانسته است شهرها را به نابودی بکشاند و چشم اندازی هم وجود ندارد.
12- رشد پایین تولید ملی ،وابستگی درآمد ملی به منابع طبیعی ودرآمد سرانه پایین دربلند مدت از اصلی ترین عوامل ناامنی کشورها هستند که ایران همه این عوامل را تجربه کرده است. مقامهای عالیرتبه ایران شاید نمی دانند چگونه فقر به استخوان شهروندان ایرانی رسیده است .
13- ما نامیدی و یاس در جامعه منتشر نمی کنیم، این مافیاهای بانکی اند که در جامعه ناامیدی ایجاد می کنند. این کسانی را که موجب ناامیدی مردم شده اند را باید به عنوان اغتشاشگر در جامعه معرفی کرد.
14- چین در ایران استعمار جدید را ه انداخته است . به این معنا که باایران قرارداد می بنددتا یک کار عمرانی کند اما کارگرانش را نیز از چین وارد می کند.
15- درایران همه فرصت طلب شده اند و باید بدانیم با فرصت طلبی و عافیت طلبی مسایل ایران حل نمی شوند.

س ٢٤


نظر بگذارید