اخبار زندانیان سیاسی

‌ بازداشت دست‌کم چهار شهروند دیگر مریوانی
اداره‌ی اطلاعات شهرستان مریوان دست‌کم چهار شهروند به نامهای امیر واحدی، عبدالرزاق محمودی، آرام نیک‌پی و تحسین دادرس را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل نمود.
به گزارش مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، روز شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ دو شهروند مریوانی به نامهای «امیر واحدی» و «عبدالرزاق محمودی» از سوی نیروهای اداره‌ی اطلاعات این شهر بدون ارائه‌ی برگه‌ی قضایی بازداشت شدند.
به گفته این نهاد این افراد متهم هستند که با گروههای کرد مخالف نظام همکاری داشته‌اند.
در گزارشی دیگر شامگاه پنجشنبه ۹ آذر، در همین شهر دو تن دیگر به نام‌های «آرام نیک‌پی» از اهالی روستای نی و «تحسین دادرس» از اهالی روستای سردوش توسط نیروهای اداره‌ی اطلاعات بازداشت گردیده‌اند.
تحسین دادرس قبل از دستگیری، بدون اخطار قبلی مورد شلیک مستقیم قرار گرفته و پس از زخمی‌شدن بازداشت شده است.
تا لحظه‌ی انتشار این خبر، از سرنوشت این چهار شهروند مریوانی اطلاع دقیقی کسب نشده است. گفته می‌شود که همزمان در روزهای گذشته تعداد پرشماری از شهروندان مریوانی بازداشت شده‌اند .

‌ اتهام اقدام علیه امنیت رهبر  و سه سال زندان
داوود عزیزی زندانی سیاسی زندان مرکزی زاهدان که در شهریور ماه سال جاری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی توسط اداره اطلاعات زاهدان دستگیر شده بود، روز گذشته با ابلاغ رای دادگاه به تحمل سه سال حبس تعزیری محکوم شد.
داوود عزیزی زندانی سیاسی زندان مرکزی زاهدان که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی توسط اداره اطلاعات زاهدان دستگیر شده پس از تحمل چند ماه حبس طی حکمی به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد.
از جزییات اتهامی و روند دادرسی به پرونده این زندانی سیاسی  اطلاعی در دست نیست. صرفا نزدیکان او تاکید کردند که او به دلیل وابستگی خانوادگی با یکی از رهبران شناخته شده اپوزیسیون بلوچستان که سال قبل در درگیری مسلحانه کشته شد بازداشت شده بود.
طبق گزارشات “داوود عزیزی در شهریورماه سال جاری به همراه بنیامین عزیزی و یاسر عزیزی در ترمینال زاهدان توسط پرسنل اداره اطلاعات زاهدان دستگیر شدند و  پس از یک هفته بازداشت در سلول انفرادی اطلاعات زاهدان به زندان مرکزی زاهدان منتقل شدند.”
درباره محمد عزیزی هم پرونده دیگر داوود عزیزی گفته میشود که : “محمد ۲۱ ساله در زمان دستگیری سوار موتور بوده و با شلیک گلوله و اصابت مرمی به دستش دستگیر شد، محمد را بمدت یک ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات شهر زاهدان نگه داشتند. در مراحل بازجویی تنها روزانه ۲ عدد استامینوفن جهت تسکین درد‌اش به او می دادند و از درمان‌اش خودداری میکردند. مسئولین زندان زاهدان هم هیچگونه اقدامی برای بهبودی عفونت این زندانی نکردند.”
در زندان زاهدان زندانیان از حداقل زیرساختهای یک زندان محرومند. گزارشات متعددی از فوت زندانیان در سایه عدم رسیدگی پزشکی در این زندان منتشر شده است. بسیاری از زندانیان بومی در این زندان نگهداری میشوند

‌ سپاە خواهان اعدام رامین حسین پناهی شد
اطلاعات سپاە با اینکه رامین را مجددا تحویل ادارە اطلاعات  سنندج دادە ، اما برای وی رسما تقاضای اعدام را کردە است و رامین هم اکنون در بازداشت ادارە اطلاعات سنندج بسر میبرد، در صورتی کە وی میبایست دو ماە پیش بە زندان مرکزی منتقل میشد.
طبق آخرین خبر ما رامین رسما بە این انتقالها و همچنین عدم انتقال وی بە زندان مرکزی اعتراض کردە و سە روز است کە خانوادە از او بیخبر هستند ، وی قبلا هشدار دادە بود کە در صورت نگهداریش در سلولهای انفرادی و عدم انتقال او به زندان  دست بە اعتصاب غذا خواهد زد.
رامین حسین پناهی فعال سیاسی کە اول تیرماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی شهر سنندج بازداشت شده و با گذشت نزدیک بە شش ماه از بازداشت و گردش پرونده کماکان به زندان منتقل نشده است.

‌ دهمين روز اعتصاب غذاى صابر ملك رئيسى
پس از انتقال صابر ملك رئيسى به قرنطينه زندان  اردبيل او اعتصاب غذا ى خود
را  از همان روز يعنى تاريخ ٨ اذر شروع كرده و امروز دهمين روز اعتصاب غذاى او ميباشد
اين زندانى سياسى در تبعيد در زندان اردبيل
به خاطر اعتراض به عدم درمان پزشكى و محروميت تماس تلفنى با خانواده اش به قرنطينه اين زندان يعني بند ٨ منتقل گرديد
در اين بند توسط يكى از زندانيان عادى مورد ضرب وشتم  قرار گرفته ، اما  صابر ملك رئيسى اعلام كرده  كه عليه كسي كه او را مضروب كرده شكايتى ندارد
ولي  مسئولين زندان را  بخصوص پرويز صور اذر مسئول حفاظت زندان را متهم ميكنم كه اين كار را با من كردند و قصد قتل من را دارند
متاسفانه مسئولین زندان نه تنها به وضعیت این زندانی مضروب شده توجهی ندارند بلکه حتی فروشگاه زندان از فروش آب هم به وی خودداری کرده و از او خواسته اند برای خرید بطری آب معدنی ابتدا به اعتصاب غذایش پايان دهد
مادر سالخورده محمد صابر ملک رئیسی به دلیل نگرانی های روزافزون از سرنوشت فرزند دربندش طی نامه ای خطاب به اداره اطلاعات استان سیستان و بلوچستان ضمن طرح شکایت از ماموران زندان بدلیل ضرب و شتم و رفتار غیر قانونی شان از مسئولان آن نهاد تصمیم گیرنده، خواستار انتقال صابر به زندان دیگر با شرایط مناسب شد.
محمدصابر ملک رئیسی در سن ۱۷ سالگی بازداشت شد و به خاطر فعالیت های یکی از برادرانش و در حالی که دستگاه امنیتی دسترسی به برادرش را نداشت اورا  به عنوان “گروگان “دستگیر  كرده است

‌ نامه دو زندانی سیاسی؛ ما را گروگان گرفتند، شکنجه و محکوم به اعدام شدیم.
حسن دهواری و الیاس قلندرزهی، دو زندانی سیاسی زندان مرکزی زاهدان که پبشتر طی حکمی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب زاهدان به اعدام محکوم شده بودند با نگارش نامه ای مدعی شدند به دلیل فعالیت سایر اعضای خانواده یا اقوام توسط دستگاه امنیتی “گروگان” گرفته شدند. آنها در این نامه از نحوه برخورد خشن و غیر انسانی بازجویان پرده برداشته و اتهامات وارده را واهی دانستند.
این زندانیان طی نامه ای سرگشاده از نحوه تهدید و شکنجه بازجویان اداره اطلاعات زاهدان سخن گفتند.
متن این رنجنامه را بخوانید:
با عرض سلام و احترام به همه ی دلسوزان واقعی
در تاریخ ۱۳۹۳/۱۱/۱۶ مامورین دولت به خانه ی الیاس قلندرزهی حمله کردند، عمو های الیاس قلندرزهی و برادر حسن دهواری بخاطر دفاع از حقوق مردم بلوچستان بر علیه دولت اقدام کرده بودند، چند نفر دیگر در خانه بودند بعد از اینکه متوجه شدند مامورین خانه را محاصره کردند در تاریکی شب از فرصت استفاده کرده و موفق به فرار شدند، وقتی مامورین به داخل خانه آمدند دیدند افراد مورد نظر موفق به فرار شده اند، الیاس قلندرزهی و من (حسن دهواری )را به همراه خانواده دستگیر و به عنوان گروگان به وزارت اطلاعات زاهدان منتقل کردند و آنجا تحت بدترین شکنجه ها قرار گرفتیم از قبیل؛
۱ – به تخت معجزه مارا بستند، تخت معجزه تختی است که می گویند هرکسی به روی آن برود شروع به اعتراف می کند و روی تخت معجزه با کابل در حالی که چشمهای ما را بسته بودند شروع به زدن کردند و بر اثر زخم های زیاد از راه رفتن افتادیم و مارا با ویلچر تا اتاق ها می بردند.
۲ – بر سر ما کلاه برقی گذاشتند و سر ما را با شوک برقی زدند.
۳ – روی صندلی های آهنی نشاندند و زیر آن کبریت یا فندک روشن می کردند.
۴ – لباسهای مارا می کشیدند (در می آوردند) و در حال لخت بودن از ما فیلمبرداری کردند و تهدید به پخش آن کردند.
تهدید می کردند که قبول کنید و گرنه ما همین بلاهایی که بر سر شما آوردیم را بر سر خانواده شما که در اینجا هستند می آوریم. به خانواده ها کلمات رکیک و خیلی زشت می گفتند، به مقدسات ما توهین می کردند.
ما که توان شکنجه های روحی و جسمی را نداشتیم مجبور شدیم که هرچی می گویند به طور دیکته وار اقرار کنیم، علیرغم اینکه در مراحل بازجویی ها در بازپرسی و نزد قاضی دادگاه کیفری بارها اتهامات را رد کردیم و توضیح دادیم كه اعترافات ما تحت شکنجه اخذ شده است، اما متاسفانه با بی توجهی قضات به اظهارات ما ،طبق خواست وزارت اطلاعات در دادگاه محکوم به اعدام شدیم در حالی که به عنوان گروگان مارا آورده بودند تا عموی الیاس قلندرزهی خود را تسلیم دولت کند اما ایشان خود را تسلیم نکردند و به ناحق ما را حكم اعدام دادند و اتهامات واهی به ما نسبت دادند.

‌ ‌ حکم اعدام احمدرضا جلالی در دیوان عالی کشور تأیید شد.
دیوان عالی کشور حکم اعدام احمدرضا جلالی، پژوهشگر و زندانی را تأیید کرده است.
روز جاری تأییدیه حکم اعدام احمدرضا جلالی از سوی دیوان عالی کشور به وکیل این زندانی امنیتی ابلاغ شده است.
در مهرماه سال جاری شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برای احمدرضا جلالی، پژوهشگر و زنداني ،حکم اعدام صادر کرد.
به دنبال صدور این حکم عباس جعفری دولت آبادی مدعی شد: «یکی از اقدامات محکوم‌علیه، اعلام نشانی و برخی مشخصات سی نفر از افراد شاخص پروژه‌های تحقیقاتی، نظامی و هسته‌ای از جمله شهیدان شهریاری و علی‌محمدی به افسران اطلاعاتی موساد بوده که به ترور و شهادت آنان منتهی شده است.»
گفتنی است؛ در پی انتشار خبر صدور حکم اعدام احمدرضا جلالی، سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد این پژوهشگر پس از شکنجه های روحی و اعتراف به اعمالی که مرتکب نشده و در دادگاهی ناعادلانه محاکمه شده است.
احمدرضا جلالی در ماه آگوست نامه‌ای از داخل زندان به زبان انگلیسی نوشته که در روزهای اخیر، پس از اعلام حکم دادگاهش منتشر شد. احمدرضا جلالی در این نامه با عنوان «چرا من از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شدم؟» به طور کامل توضیح می‌دهد که به دلیل همکاری نکردن با وزارت اطلاعات برای جاسوسی به نفع ایران بازداشت و سپس تهدید به اعدام شده است.
احمدرضا جلالی، استاد و پژوهشگر مدیریت حوادث مترقبه و دارای اقامت سوئد است. او فوق دکتری خود را در رشته مدیریت بحران در دانشگاه پیه مونتو ایتالیا گرفته و از مدتی پیش به همراه همسر و دو فرزندش ساکن کشور سوئد شدند. آقای جلالی در تاریخ پنجم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵ پس از سفر به ایران به قصد شرکت در یک کنفرانس علمی توسط مأموران وزارت اطلاعت دستگیر و روانه زندان اوین شد. او پس از هفت ماه بازجویی در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به بند عمومی منتقل شد. اتهام آقای جلالی «همکاری با دول متخاصم» عنوان شده است.


نظر بگذارید