فرازهایی از خاطرات یدالله خسروشاهی درباره نقش کارگران نفت

در سرنگونی رژیم سلطنتی
سال 53 وقتی ما دستگیر شدیم سندیکا را منحل کردند و اجازه ندادند تا تشکیل شود. منتهی در سال 55 با فشار کارگران دوباره انتخابات برگزار کردند و عده ای انتخاب شدند.همین منتخبان سندیکا بودند که بعد از آزادی به خانه من برای دیدار آمده بودند و همین ها هم در کمیته مخفی بودند.
وقتی هنوز کارمندان به اعتصاب نپیوسته بودند و کار می کردند، کمیته اعتصاب هفت نفر بود. بعدها که پس از شهریور 57  کارمندان به اعتصاب پیوستند و کارگران نفت خوزستان هم به اعتصابیون اضافه شدند ، یک کمیته سراسری اعتصاب به تعداد 14 نفر تشکیل شد.
این ها در 17 تیرماه 57 نامه ای به مسئولین شرکت نفت نوشتند که ما مشکل مسکن داریم و اگر ظرف دو ماه به مشکل ما رسیدگی نشود در مقابل شرکت نفت به همراه خانواده چادر خواهیم زد و مستقر می شویم.دوماه بعد ، روز 17 شهریور که روز قتل عام مردم در میدان ژاله تهران بود و خیلی سر و صدا بر پا کرد، مطابق با اتمام مهلت کارگران شد. منتهی کارگران به حکومت نظامی روز 17 شهریور توجهی نکردند و تعداد 200 نفر از کارگران همراه خانواده مقابل شرکت نفت چادر زدند. دو شب ماندند . چون حکومت نظامی بود ، مسئول حکومت نظامی شهر ری  که یک تیمسار بود به همراه چند کامیون و تانک به مقابل پالایشگاه آمدند و کارگران را تهدید کردند که اگر نروید ما حکم تیر داریم و شما را می زنیم. کسی توجه نکرد تا اینکه میله چادرها را کندند و سر خانواده ها خراب کردند و همه چادر ها را سوار ریو کردند و در شهر خالی کردند. این مسئله روز 19 شهویور بود که اعتصاب رسمی کارگران پالایشگاه تهران همان روز شروع شد.
برنامه این بود که صبح کارگران مقابل پالایشگاه جمع می شدند و بعد سوار اتوبوس می شدند و به بهشت زهرا می رفتند و  برای کسانی که در درگیری ها کشته شده بودند ، قبر می کندند. در هنگام شب هم به حرکت اعتراضاتی مردم در نقاط مختلف شهر می پیوستند. یک بار به اداره مرکزی رفتند.
به این ترتیب اعتصاب کارگران پالایشگاه نفت در روز 19 شهریور شروع شد .کارگران فقط در اعتصاب بودند و کارمندان و پالایشگاه کماکان کار می کردند.
چرا که با کارگرانی که کارمند شده بودند توافق شد که یک روز  در رستوران با رسیدن جمع کارگران معترض که در پالایشگاه راهپیمایی می کنند با شعار ” کارمند کارگر پیوندتان مبارک” به اعتصاب کارگران بپیوندند. که همین مسئله پیش آمد و کارگران در پالایشگاه برای اولین بار با شعار “نفت رو کی برد آمریکا ، گاز رو کی برد شوروی ، مرگ بر حکومت پهلوی” سرنگونی حکومت شاه را مطرح کردند. خیلی قبل تر از اعتراضات ماه رمضان. پس از خواست های اقتصادی که در 35 مورد مطرح شده بود ، کم کم کارگران به سمت اعلام خواست های سیاسی پیش رفتند و خواست سرنگونی حکومت شاه را با “مرگ بر حکومت پهلوی” مطرح کردند.
مهرماه کارگران که راهپیمایی کردند و با این شعار به رستوران رسیدند ، کارمندان از رستوران بیرون آمدند و گل های باغچه ها را کندند و روی سر کارگران ریختند و کارمندان هم رسما به اعتصاب پیوستند. از فردایش پالایشگاه تهران به طور کلی تعطیل شد.
از این مقطع چند نفر از کارمندان هم به عضویت کمیته اعتصاب تهران در آمدند.از آن مقطع کارمندان هم در تمام اعتراضات کارگری شرکت داشتند.یک بار در تظاهرات اداره مرکزی که کارگران شعار مرگ بر شاه سر دادند،حکومت نظامی از بیرون به شیشه ها رگبار بست که یک نفر از کارگران کشته و یک نفر هم فلج شد. بعد از این در مهرماه در اداره مرکزی اهواز عده ای از متخصصین حفاری ها اطلاعیه ای مبنی بر قصد خود برای اعتصاب را پخش کردند و کارگران هم بابت آتش سوزی سینما رکس آبادان جریحه دار بودند.
در خوزستان کارگران اعتمادی به مذهبی ها نداشتند و حرکت را چون مذهبی می دیدند به آن نمی پیوستند. منتهی مسئله سینما رکس که پیش آمد، کارگران به طور کلی دگرگون شدند و به طرف تصمیم اعتصاب پیش رفتند.آرام آرام اعتصاب از اداره مرکزی شروع شد و به کم کم نقاط دیگر آبادان کشیده شد. در مهرماه کارگران 15 روز اعتصاب کردند که با تهدید حکومت نظامی کارگران به سر کار برگشتند.کارگران  در آبان ماه با سازماندهی عالی تر، اعتصاب دیگری را شروع کردند که تا سرنگونی حکومت شاه ادامه داشت.
از مهرماه اعتصابات کارگران اداره مرکزی نفت شروع شد که به سایر بخش ها کشیده شد.در مهرماه به دلیل ضعف سازماندهی اعتصابات ادامه نیافت و نظامی ها در پالایشگاه مستقر بودند تا اینکه در آبان ماه با تقویت سازماندهی اعتصابات شروع شد و تا انقلاب ادامه پیدا کرد.تولید پالایشگاه که  600 هزار بشکه در روز بود به صفر رسید و با پیوستن خارک به اعتصاب صادرات نفت هم متوقف شد. در پالایشگاه آبادان مردم با شعار “از بهر ملک و ملت ما شیر نفتو بستیم تا مرگ شاه خائن در انقلاب هستیم” راهپیمایی کردند و تا سرنگونی شاه جنبش را ادامه دادند. اینجا بود که یک کمیته اعتصاب سراسری در آبان 57 تشکیل شد.
کمیته اعتصاب شکل گرفت و یک دوره ای افرادش مخفی و تحت تعقیب بودند و حکم تیر داشتند و در خانه ها مخفی می شدند.
وقتی که فضا کمی باز شد و مخصوصا آبادان به اعتصاب پیوست کمیته اعتصاب علنی شد و سندیکای کارگران صنعت نفت ایران تشکیل شد.
یکی دو ماه قبل از انقلاب. حدود دی ماه . سندیکای کارگران نفت اعلام شد که پتروشیمی و گاز هم شامل اش می شد و همه با هم بودند. نشریه ای هم به همین نام داشتند. اخبار پراکنده و ضد و نقیض بود. این نشریه کمک کرد اعتصاب سازماندهی شود و کارگران اخبار واقعی را بخوانند تا شایعات بی مورد  در بین کارگران تفرقه ایجاد نکند.این نشریه کار خوبی بود که تا سال شصت هم ادامه پیدا کرد که بعد توقیفش کردند.


نظر بگذارید